نقض حقوق بشر و جدایی‌طلبی اقلیت‌ها در پرتو حق تعیین سرنوشت

نویسنده

عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

یکی از مطالبات گروه‌های اقلیت قومی، نژادی، زبانی، مذهبی و یا گروه‌های بومی، حق تعیین سرنوشت است. نخستین فعالیت‌های ملل متحد در چارچوب تعیین سرنوشت فقط سرزمین‌های اشغالی، غیر خودمختار، مستعمرات و دولت‌هایی که رژیم‌های نژادپرست داشتند را شامل می‌شد و اقلیت‌ها نمی‌توانستند این حق را اعمال کنند، زیرا اصل تمامیت ارضی بر تعیین سرنوشت اقلیت‌ها غلبه داشت. اما پایان جنگ سرد همان‌طور که بسیاری از اصول حقوق بین‌الملل را متاثر کرد، بر حق تعیین سرنوشت نیز تاثیر چشم‌گیری داشت و توجه به دمکراسی و حقوق بشر از یک سو و حقوق اقلیت‌ها از سوی دیگر، دامنه‌ی مفهومی این اصل را به نفع اقلیت‌ها غنی‌تر کرد. حقوق بین‌الملل ضمن محترم شمردن اصولی چون حاکمیت دولت‌ها، تمامیت سرزمینی و عدم مداخله؛ راه‌حلی که از یک سو تمامیت ارضی کشورها را حفظ و از سوی دیگر منافع و خواست‌های اقلیت‌ها را برای دست‌یابی به تعیین سرنوشت مدنظر قرار دهد پیشنهاد می‌کند. لذا در این مقاله استدلال شده است برقراری نظام دموکراتیک و نیز اعطای حق خودمختاری اولین اقدامات ضروری در راه تحقق حق تعیین سرنوشت اقلیت‌ها محسوب می‌شوند. اما چنانچه این اقدامات محقق نگردد و حقوق اقلیت‌ها در معرض نقض سیستماتیک و فاحش باشد، حق تعیین سرنوشت تنها از طریق جدایی‌طلبی میسر خواهد شد و حقوق بین‌الملل باید این حق را برای اقلیت‌ها به رسمیت بشناسد.Human Rights Violations and the Right to Secession of Minorities in Light of the Right to Self-Determination the

کلیدواژه‌ها