نزاع اراده گرایان و سودگرایان در مفهوم حق

نویسنده

دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

در این مقاله بر آن هستیم به طور موجز ضمن ارائه چارچوب تحلیلی هوفلد از مفهوم حق و مطالعه امتیاز، ادعا، قدرت و مصونیت به تأمل پیرامون نظریه­ های اراده و سود در باب حق همت گماریم. هر یک از این نظریه­ها به دنبال ارائه یک چارچوب نظری منسجم هستند تا همه مفهوم­های هوفلدی را به درستی دربر بگیرد. با وجود این، ساختار متفاوت آن مفهوم‌ها،گاه آنچنان از یکدیگر فاصله می­گیرد که گنجاندن آنها ذیل هریک از این نظریه‌ها، مشکل می­نماید. نظریه اراده، صاحب حق را فردی می­داند که می­تواند اجرا یا عدم اجرای یک تکلیف را انتخاب نماید. به دیگر سخن، حق را انتخاب­های حمایت­ شده می­داند. در این نظریه، تمرکز بر فاعلیت باعث می­شود تا برخی از حق­های مألوف نظیر حقوق کودکان، حقوق بزرگسالان فاقد قدرت انتخاب و حق­های غیرقابل اسقاط، از قلم بیفتند. نظریه سود، حق را تضمین منفعت دارنده­اش می­داند و تکلیف مکلف به انجام یا عدم انجام عملی خاص را در گرو منفعت صاحب حق تلقی می­کند. تمرکز این نظریه بر سود و منفعت، با وجود اینکه خلأهای موجود در نظریه اراده را پر می­کند، اما باعث گستردگی بیش از حد تأسیس حق و ناکارآمدی آن می­گردد. سرانجام، علی­رغم اینکه قرائت­های اخیر از نظریه اراده، تا اندازه­ای اشکال­های نظریه سنتی را رفع می­کند و مبنایی مستحکم برای آنها بنیان می­نهد، اما باز هم با زبان رایج حق فاصله دارد. لذا، به عنوان یک راهکار پیشنهاد می­شود قرائتی جدید از نظریه اراده ارائه شود و این نظریه به این صورت تعدیل گردد که با استمداد از نظریه سود، شکاف­ها و خلأهای موجود در آن نظریه پوشانده شود و نظریه سود، صرفاً در حد مکمل و فرعیِ نظریه اراده، مد نظر قرار گیرد.The Dispute between Voluntarians and Utilitarians over the Concept of Rights

کلیدواژه‌ها