قراردادهای نفتی مشارکت در تولید و بیع متقابل از دیدگاه تحلیل اقتصادی حقوق

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکترای رشته حقوق نفت و گاز دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

پیدایش و رشد اندیشه تحلیل اقتصادی حقوق در نیم قرن گذشته منجر به توجه به عنصر کارآیی در حقوق شده است. ابزارهای تحلیلی این اندیشه نوین در زمینه حقوق قراردادها، چنین امکانی را فراهم می‌کنند که بتوان میزان کارآیی دو عمل حقوقی مجزا را نسبت به یکدیگر سنجید و عوامل ناکارآمد هر یک را نیز مشخص نمود. عنصر کلیدی در سنجش کارآییِ ساختار قرارداد، توجه به سه اصل هزینه‌های مبادلاتی کم‌تر، همکاری بیشتر و انعطاف‌پذیری بهینه قرارداد است. اعمال این اصول بر قراردادهای نفتی بیع متقابل و مشارکت ‌در‌ تولید نشان می‌دهد که هزینه‌های مبادلاتی قرارداد بیع متقابل بیشتر از مشارکت ‌در‌ تولید است؛ همچنین قرارداد بیع متقابل همگرایی مطلوبی میان منافع کارفرما و پیمانکار ایجاد نمی‌کند و این امر موجب کاهش سودهای ناشی از همکاری می‌گردد. در زمینه انعطاف‌پذیری نیز قرارداد مشارکت ‌در‌ تولید در وضعیت بهتری قرار دارد؛ زیرا ساختار قرارداد مزبور این امکان را به طرفین می‌دهد که، چه در زمان انعقاد و چه در زمان اجرای قرارداد، تطابق و هماهنگی بیشتری میان مفاد و ساختار قرارداد با شرایط ویژه خود پدید آورند. شناخت نقاط ناکارآمد قرارداد بیع متقابل از طریق اعمال ابزارهای تحلیل اقتصادی قرارداد بر آن، این فایده را به دنبال دارد که با اصلاحقرارداد می‌توان مجموع سود طرفین از اجرای پروژه را افزایش داده و چارچوب مناسب‌تری برای همکاری جهت استخراج منابع نفتی ایجاد نمودProduction Sharing and Buy-Back Oil Contracts fromthe Perspective of an Economic Analysis of Law