<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>48</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2008</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>A substantive examination of consumer rights in English law and the necessity of correcting the Deficiencies in protecting them in Iranian law</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی ماهوی حقوق مصرف کنندگان در حقوق انگلستان و ضرورت اصلاح کاستی های حمایتی از آنان در حقوق ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>9</FirstPage>
			<LastPage>63</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56417</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهراب</FirstName>
					<LastName>داراب پور</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هر انسانی مصرف کننده است. حفظ و تعالی حقوق مصرف کنندگان یعنی تکریم انسانیت. خلقت اشیاء، تولید، صنعت و به ویژه حقوق و مقررات آن به عنوان یک مجموعه برای انسان است، نه انسان برای آن ها، اگر حقوق بشر، که یکی از موضوعات آن حقوق مصرف کننده است سرو سامان یابد، سایر مسائل آن تابعی از این حقوق خواهد شد. نویسندگان و حقوقدانان ایرانی و مجلس شورای اسلامی در جهت به رسمیت شناختن حداقلی از حقوق مصرف کننده ایرانی تلاش کرده، اما به دلایل مذکور در این مقاله، به جز در مورد مصرف کنندگان خودرو، ناکام مانده اند. تفاوت فلسفه و دیدگاه های قانونگذاران یکی از علل عمده این اختلافات بوده است. فلسفه قانوگذاری یا فلسفه حمایتی اعمال قانون مطلبی اساسی و ماهوی است که اثرات مفید یا مضر آن برای مصرف کنندگان غیر قابل انکار است. اگر از بدو امر فلسفه صحیح قانونی مشخص شود، قانونگذاری بر مبنای آن صورت خواهد گرفت و وصول به اهداف مورد نظر تسهیل خواهد شد. طرح و تشریح نحوه حمایت حقوق انگلیس و مقایسه آن با حقوق ایران، این کمبودها را در این نظام حقوقی برجسته تر کرده است. معذوریت نویسنده در صراحت کلام، اجبار وی در به کار بردن ایهام و خوف متعارف وی، موجب نشده که انتقادات گزنده ولی سازنده خود را مطرح نسازد. حتی مقایسه &quot;بود و نبود&quot; در این نوشتار هم، دست اندرکاران را ترغیب به حمایت از ایجاد و توسعه این نوع از حقوق مردم می کند و پیشنهادهای ارایه شده در مقاله حاضر نیز کاتالیزور این روند خواهد بود. تصویب قانون 1386 حمایت از مصرف کنندگان خودرو، دلیل مستحکمی است که پیشنهاد نویسنده در سایر موارد نیز با حقوق و فقه اسلامی هماهنگی داشته و مفید به حال جامعه کنونی است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مصرف کننده خودرو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تکلیف به مراقبت و محافظت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قانون حمایت 1987 میلادی انگلستان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رابطه سببیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مشارکت در ورود ضرر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرور زمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صدمه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خسارت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ضرر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">محصولات معیوب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تولیدکننده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عرضه کننده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عیب</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56417_1f5be21f956292a4dc0feb3fa01d2453.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>48</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2008</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Rule of Law and Democracy: Compatibility or Conflict?</ArticleTitle>
<VernacularTitle>حاکمیت قانون و دموکراسی:سازگاری یا تعارض</VernacularTitle>
			<FirstPage>65</FirstPage>
			<LastPage>105</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56418</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدحسین</FirstName>
					<LastName>زارعی</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این مقاله درآمدی بر مفهوم شناسی نسبت های میان برداشت های چندگانه حاکمیت قانون و دموکراسی است. ادبیات سیاسی، حقوقی و جامعه شناختی بسیاری درباره هر یک از مفاهیم و تفاسیر این دو نظریه مهم وجود دارند، اما به نسبت یا نسبت های آن ها کم تر اعتنا شده است. درآمد حاضر ابتدا برداشت های گوناگون از حاکمیت قانون و دموکراسی را به اختصار ارایه می نماید و آن گاه نسبت های مفهومی این دو نظریه را در موارد زیر تحلیل می کند: زمینه های مشترک، برداشت فراگیر حاکمیت قانون، برداست فراگیر دموکراسی، حاکمیت قانون شکلی و دموکراسی شکلی و در نهایت حاکمیت قانون ماهوی و دموکراسی شکلی. ضمن بیان نکات تحلیلی در شناخت دقیق تر از این دو نظریه و نقد برخی سوء برداشت ها درباره مفاهیم فوق، مقاله با این نتیجه خاتمه می یابد که امروزه مفهوم مهمی که در تحلیل این نسبت ها نباید فراموش شود مفهوم حقوق بشر می باشد. همچنین در دنیای معاصر نمی توان دموکراسی و حاکمیت قانون را در چارچوب برداشت های محدود و شکلی آن ها محصور ساخت و از این رو نگارنده بر این باور است که دموکراسی و حاکمیت قانون الزاماً نمی توانند در تعارض با هم قرار گیرند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حاکمیت قانون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حاکمیت قانون شکلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حاکمیت قانون ماهوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دموکراسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دموکراسی شکلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دموکراسی ماهوی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56418_e8e5b0be955ac768fc85d4fb64831ded.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>48</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2008</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The Rule of Law in the Legal System of the Islamic Republic of Iran: Feasibility Study of a Theory</ArticleTitle>
<VernacularTitle>حاکمیت قانون در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران: امکان سنجی یک نظریه</VernacularTitle>
			<FirstPage>7</FirstPage>
			<LastPage>184</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56419</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی اکبر</FirstName>
					<LastName>گرجی</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">جوهره دستور گرایی کلاسیک با تحقق آرمان حاکمیت قانون (دولت قانونمدار) پیوند خورده است. غایت القصوای جنبش های دستور گرایی تحدید قدرت و تعریف یک وضعیت حقوقی از پیش تعیین شده برای اعمال زمامداری و مدیریت سیاسی است. چارچوب بندی حقوق و تکالیف زمامداران و شهروندان در قالب سندی رسمی و مدون (قانون اساسی) نیز در همین راستا قابل ارزیابی است. گفتمان حاکم بر حقوق عمومی نوین را می توان به نوعی در اندیشه دولت قانون مدار جستجو کرد. مطابق این گفتمان، تمامی مقامات و نهادهای سیاسی (از جمله پارلمان) باید تابع قواعد حقوقی -به ویژه قواعد حامی حقوق بنیادین- باشند. هیچ یک از مقام ها و نهادهای سیاسی حق تحدید حقوق و آزادی های بنیادین را جز در چارچوب آیین های خاص و پیچیده پیش بینی شده در قوانین ندارند. حاکمیت قانون دارای تعریف و عناصر حداقلی مشخص است. عناصر حداقلی لازم برای تحقق و تعیین دولت قانون مدار را می توان در مؤلفه های سه گانه زیر خلاصه نمود: تحدید قدرت و تعیین حدود صلاحیت هر یک از نهادهای سیاسی، سلسله مراتب، نظارت پذیری. بدیهی است فقدان یا تخدیش هر یک از عناصر سه گانه فوق مانع از تحقق اندیشه حاکمیت قانون در یک نظام سیاسی خواهد شد. نویسنده در مقاله حاضر کوشیده است تا پس از تبیین مفهوم، مبانی و عناصر سازنده حاکمیت قانون به طور کلی، جایگاه آن را در ساختار حقوقی نظام جمهوری اسلامی ایران مورد مطالعه قرار دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حاکمیت قانون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حق دادخواهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دادرسی اداری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مفهوم دولت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اقتدار عمومی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خدمات عمومی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56419_8a5793798f76a8c20584f3ead2456f0d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>48</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2008</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Compensation for emotional and psychological damage in air transportation</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جبران خسارت روحی و روانی در حمل و نقل هوایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>185</FirstPage>
			<LastPage>231</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56420</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>منصور</FirstName>
					<LastName>جباری</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">کنوانسیون های ورشو 1929 و مونترال 1999 در خصوص حمل و نقل هوایی در کلیه پروازهای بین المللی و پروازهای داخلی بیشتر کشورهای جهان اجرا می گردند. مطابق ماده 17 کنوانسیون ورشو که کنوانسیون مونترال هم تغییر مهمی در آن به وجود نیاورده است: &quot;متصدی حمل و نقل مسئول خسارتی است که در صورت فوت یا جرح و یا هر گونه آسیب بدنی متوجه مسافر می گردد&quot;. منظور از خسارت وارده در این ماده چه نوع آسیبی است؟ آیا ممکن است آسیب مغزی وارده به مسافر قابل جبران باشد؟ این مقاله این دو پرسش را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. قسمت نخست مقاله ارتباط بین خسارت معنوی و آسیب های جسمانی را توضیح می دهد. قسمت دوم تفاسیر مختلف دادگاه ها از آسیب بدنی را مطرح کرده است. قسمت سوم با اشاره به صورت جلسه گفتگوها و مذاکرات کنفرانس مونترال به این نتیجه می رسد که دایره شمول این ماده در کنوانسیون مونترال گسترده تر شده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کنوانسیون های ورشو 1929</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کنوانسیون های مونترال 1999</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حمل و نقل هوایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حمل و نقل بین المللی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آسیب جسمانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خسارت روحی روانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56420_38ba8d54d5608235048ad3b8e662f1b6.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>48</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2008</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Financial and non-financial claims in Iranian and French law</ArticleTitle>
<VernacularTitle>دعاوی مالی و غیر مالی در حقوق ایران و فرانسه</VernacularTitle>
			<FirstPage>233</FirstPage>
			<LastPage>275</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56421</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>مهاجری</LastName>
<Affiliation>پژوهشگر و دانش آموخته واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تنوع روابط اشخاص در هر جامعه، تنوع حقوق و تکالیف آنان در برابر یکدیگر موجب می شود. تعارض در حقوق و تکالیفی که به اقتضای منشا رابطه حقوقی ایجاد شده، به تولید نزاع و اختلاف و در بسیاری از موارد به طرح دعوا در دادگاه منجر می شود. دادگاه ناچار از توصیف دعواست تا قواعد مرتبط به دعوا را، از لحاظ شکلی و ماهوی، اعمال و اجرا کند. توصیف دعوا، تشخیص ارتباط آن با یکی از تقسیمات دعاوی و حاکم کردن ضوابط معنا بر مصداق است. از آن جا که حق و منازعه بر آن معمولا موجب طرح دعواست و حقوق تقسیمات متنوعی دارند، بنابراین دعاوی نیز تقسیمات مختلفی خواهند یافت. در حقوق فرانسه به اعتبار ماهیت حق، که رابطه بین شخص و مال غیر منقول و حقوق راجع به آن است، دعاوی به عینی، شخصی و مختلط تقسیم و از این منظر که موضوع حق مورد نزاع مال منقول یا غیر منقول است، دعاوی به منقول و غیر منقول تقسیم گردیده اند. در این نوشتار این تقسیم مورد بررسی و تحلیل واقع و محاسن و معایب آن بیان شده است. و در مقابل به اعتبار این که حقوق در تقسیم کلی به مالی و غیر مالی، و در نتیجه، دعاوی نیز به مالی و غیر مالی تقسیم می شوند، با مراجعه به منابع فقهی، دانشگاهی،رویه قضایی به معنای اعم و اخص و نقد و تحلیل آن ها، ملاک های شناخت و تفکیک دعاوی مذکور از یکدیگر تشریح و از تقسیم دعاوی مالی و غیر مالی دفاع شده است. در مقایسه آثار مترتب بر تقسیم دعاوی مالی و غیر مالی با آثار مترتب بر تقسیم دعاوی &quot;عینی&quot;، شخصی و مختلط، دعاوی مالی و غیر مالی پانزده اثر را به خود اختصاص و از این جهت نیز برتری این تقسیم، به عنوان تقسیم بندی کلی دعاوی، به اثبات رسیده است. از آن جایی که در حقوق فرانسه تقسیم دعاوی به مالی و غیرمالی وجود ندارد، پس از بیان تقسیمات دعاوی در حقوق این کشور، حسب آثاری که بر دعاوی مالی و غیر مالی مترتب است، در خصوص اثر موضوع بحث از جمله واخواهی، تجدید نظر خواهی، تقویم خواسته، هزینه دادرسی، هزینه خدمات وکالتی، توقف اجرای حکم و ... بررسی تطبیقی با حقوق فرانسه صورت گرفته است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شکلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماهوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">توصیف</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دعوا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دعاوی عینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دعاوی شخصی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دعاوی مختلط</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دعاوی مالی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دعاوی غیرمالی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ملاک های شناخت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آثار و فواید شناخت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56421_acef552361099082861ea761d247a5c8.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>48</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2008</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Arbitrability of disputes arising from economic law: contractual failure to refer to arbitration in competition law and stock market law disputes</ArticleTitle>
<VernacularTitle>قابلیت داوری اختلافات ناشی از حقوق اقتصادی: ناکامی قراردادی در رجوع به داوری در دعاوی حقوق رقابت و حقوق بازار بورس</VernacularTitle>
			<FirstPage>277</FirstPage>
			<LastPage>346</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56422</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>باقری</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقاله حاضر به یکی از تحولات مهم در حوزه داوری تجاری بین المللی که داوری پذیری دعاوی ناشی از اختلاف در تفسیر و حدود اعمال حقوق اقتصادی می باشد، می پردازد. ظهور انواع حقوق اقتصادی نه تنها آزادی قراردادی را در امور ماهوی محدود کرده است بلکه باعث اعمال محدودیت در انتخاب مرجع رسیدگی به اختلافات خصوصی در این حوزه ها نیز شده است. تردیدی نیست که صبغه اصلی حقوق اقتصادی مخصوصا در زمینه حقوق رقابت، حقوق بازار، اوراق بهادار و مقررات تجارت خارجی از مصادیق حقوق عمومی بوده و از این نظر حتی وقتی در دعاوی منحصرا خصوصی مورد استناد قرار می گیرند داوری پذیری آن ها و تصمیم گیری در خصوص مبانی و حدود آن ها توسط داوران خصوصی محل بحث و مناقشه است. در این تحقیق مبانی نظری این محدودیت بر داوری که خود فرعی بر آزادی قراردادی می باشد و آثار و لوازم نظرات و رویه های ملی را در حوزه روابط بین الملل و قراردادهای تجاری بین المللی و به ویژه قرارداد یا شرط داوری مورد بررسی قرار می گیرد. به نظر می رسد که تجارت بین الملل و در نظر گرفتن منافع ملل دیگر باعث شده است که حداقل در دعاوی تجاری بین المللی داوری پذیری اختلافات خصوصی ناشی از مقررات حقوق اقتصادی پذیرفته شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">داوری پذیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقررات اقتصادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظم عمومی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حقوق رقابت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حل و فصل اختلافات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقررات بازار بورس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عدالت تصحیحی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عدالت توزیعی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56422_f0135135df1de00fcc81138d3df41da7.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>48</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2008</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Murder while intoxicated; crime while intoxicated</ArticleTitle>
<VernacularTitle>قتل در حالت مستی؛ جرم در حال مستی</VernacularTitle>
			<FirstPage>347</FirstPage>
			<LastPage>396</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56423</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>حاجی ده آبادی</LastName>
<Affiliation>استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">گرچه برخی فقها عذر مستی را رافع مسئولیت نسبت به قتل در حال مستی، مجرمانه ندانسته اند، اما قانون مجازات اسلامی به تبع برخی دیگر از فقها، قتل در حال مستی را با دو شرط مستوجب قصاص نمی داند: اول اینکه مست، به کلی مسلوب الاراده شده باشد و دوم اینکه، خود را برای ارتکاب قتل، مست نکرده باشد. هر چند قانونگذار مجازات اسلامی را در انعکاس این حکم شرعی، هنر خویش را در پاره ای موارد به رخ کشیده است، اما دقت لازم را در موارد دیگر و از جمله ارتکاب جنایات کمتر از قتل و سایر جرایم (همچون حدود و تعزیرات)  در حال مستی انجام نداده است و در نتیجه نتوانسته قانونی جامع و کاملا مطابق شرع به رشته تحریر در آورد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مستی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مسلوب الاراده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قصاص</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خطای محض</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سبب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنایت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56423_43b09351693c4440e0a78d143ae52d49.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>48</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2008</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Violent Crimes: Types, Factors, and Conceptual Analysis Focusing on Murder</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جرایم خشونت آمیز:انواع، عوامل و تحلیل مفهومی با تکیه بر قتل</VernacularTitle>
			<FirstPage>397</FirstPage>
			<LastPage>427</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56424</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ارژنگ</FirstName>
					<LastName>چلبی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دوره دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">اتخاذ هرگونه سیاست جنایی عادلانه و کارا در قبال جرایم خشونت آمیز از جمله قتل در گرو شناخت: 1-علل پدید آورنده جرم، 2-تنوعاتی که یک جرم دارد و 3-انواع مرتکبین آن است. در این مقاله، پس از مروری بر انواع خشونت، به علل وقوع جرایم خشونت آمیز در سه حوزه زیستی، روانی و اجتماعی پرداخته می شود و نهایتاً شماری از دسته بندی های موجود در خصوص قتل و نیز قاتلین مورد بررسی قرار می گیرند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خشونت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قتل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قتل سریالی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انبوه کشی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56424_91002b4749fdfba2e22019053cde8122.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>48</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2008</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>An Introduction to Victimology</ArticleTitle>
<VernacularTitle>درآمدی به بزه دیده شناسی</VernacularTitle>
			<FirstPage>431</FirstPage>
			<LastPage>459</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56425</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>یان جی ام</FirstName>
					<LastName>وان دیک</LastName>
<Affiliation>استاد جرم شناسی دانشگاه لبدن</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهرداد</FirstName>
					<LastName>رایجیان اصلی</LastName>
<Affiliation>دکترای حقوق کیفری و جرم شناسی از دانشگاه شهید بهشتی و مدرس دانشگاه</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">اصطلاح Victimology یکی از مفاهیمی است که درباره معنای آن میان دانشمندان علوم اجتماعی (از جمله جرم شناسان، جامعه شناسان و روان شناسان) همواره بحث می شود. خاستگاه این مباحثه ها اغلب به این اختلاف نظر اساسی باز می گردد که چه کسی برای نخستین بار این اصطلاح را به کار برده و چه معنایی از آن را در نظر داشته است. در این میان، از آنجا که جرم شناسان بیشترین سهم را در رواج دادن این اصطلاح به منزله یک حوزه مطالعاتی خاص داشته اند، نظر غالب این است که اصطلاح مذکور در اصل به حوزه مطالعاتی خاصی برای بررسی رابطه میان قربانی جرم و بزهکار باز می گردد که از دهه هفتاد میلادی به حوزه وسیع تری فراتر از قربانیان جرم (به ویژه به قلمرو قربانیان نقض های حقوق بشری) نیز گسترانده شده است. بدین سان، می توان گفت که این اصطلاح (چه از دیدگاه علمی-تجربی برای مطالعه نقش قربانی جرم در فرآیند شکل گیری پدیده مجرمانه و چه از نظرگاه سیاسی برای تحقیق درباره حمایت از قربانیان نقض های حقوق بشری) به حوزه مشخصی محدود است (یا باید محدود باشد). از جمله: در چارچوب حقوق کیفری ملی، به مطالعه قربانیان جرم های متداول می پردازد و بر پایه حقوق بین المللی کیفری نیز آن دسته قربانیان نقض های حقوق بشری را مطالعه می کند که آن نقض ها اغلب به منزله جنایت های بین المللی جرم انگاری شده اند.</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56425_62941c0831b188f9a714e2489eb25b11.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>48</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2008</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>H.L.A. Hart and the teachings of the psychological element and criminal responsibility</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اچ.ال.ای.هارت و آموزه های رکن روانی و مسئولیت کیفری</VernacularTitle>
			<FirstPage>461</FirstPage>
			<LastPage>475</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56426</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ریچارد</FirstName>
					<LastName>ای وسراستروم</LastName>
<Affiliation>---</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>قاسم</FirstName>
					<LastName>محمدی</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی دانشکده معارف اسلامی و حقوق دانشگاه امام صادق (ع)</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در نظام های حقوقی انگلیس و امریکا، مسئولیت شخص برای {تحمل} کیفر عموماً به شرایط روانی خاصی وابسته است (البته علاوه بر ارتکاب اعمال ممنوعه خاص و مانند آن)، آن گونه که آموزه های عموماً شناخته شده مطرح می کنند، برای آن که فردی از نظر کیفری در قبال اعمال خود مسئول قلمداد شود، باید رکن روانی وجود داشته باشد. پروفسور هارت، در نوشته های خود در مورد حقوق کیفری، بسیار علاقه مند بوده است که باز تفسیری از آموزه رکن روانی و همچنین مبانی منطقی جدیدی برای آموزه مسئولیت کیفری مبتنی بر آن و دفاع از آن به دست دهد. برای هارت، چالش دفاع از این آموزه ها در برابر دو عقیده ای است که از دو جهت مخالف آن ها را تهدید می کنند. عقیده نخست، این ادعا است که لزوم وجود رکن روانی تنها در محدوده نظریه ای سزاگرا در مورد کیفر معنا می یابد؛ یعنی در بستر دیدگاهی که لزوم وجود رکن روانی را مبتنی بر مناسب بودن کیفر افراد غیر اخلاقی بودن رفتارشان می داند.
عقیده دوم ادعایی است که آموزه مسئولیت کیفری (و بنابراین رکن روانی) را به گونه ای سودمند از حقوق کیفری «حذف کرد» و از این رهگذر کانون تمرکز حقوق کیفری را از هدفی تنبیهی به هدفی پیشگیرانه تغییر داد.</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56426_213e883d061fce8e2e17ba70060effb1.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
