<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>19</Volume>
				<Issue>76</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>1</ArticleTitle>
<VernacularTitle>از تعیین سرنوشت تا مقاومت در مقابل سرکوب</VernacularTitle>
			<FirstPage>11</FirstPage>
			<LastPage>36</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56540</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ابراهیم</FirstName>
					<LastName>بیگ‌زاده</LastName>
<Affiliation>استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مشارکت در تعیین سرنوشت و مقاومت در مقابل سرکوب و اجرای آنها از سوی «مردم» تحت سلطه خارجی یا در یوغ دولت‌های سرکوبگر گویای آن است که مردم در نظام حقوق بین‌الملل تابع هستند. به دیگر سخن مردم در این نظام حقوقی اهلیت دارا شدن حق و تکلیف را دارند. از جمله آنکه می‌توانند خود حاکم بر مقدرات خویش باشند. طبیعی است که در زمان شناخت مقاومت در مقابل سرکوب دولت‌های استبدادی که ریشه در انقلاب‌های اجتماعی سده هیجدهم دارد، هنوز «تعیین سرنوشت» در مقابل سلطه استعماری در حقوق موضوعه مطرح نبود. این حق به‌ویژه با تدوین و تصویب منشور سازمان ملل متحد و در ماده یک آن سند در قالب اهداف ملل متحد به رسمیت کامل شناخته شد و حاصل‌اش ظهور پدیده استعمارزدایی وسیع به‌ویژه از آغاز دهه شصت قرن بیستم بود. اگرچه از این دو پدیده «تعیین سرنوشت» و «مقاومت در مقابل سرکوب» اغلب به‌عنوان «حق» یاد می‌شود اما این پژوهش در پی آن است که آیا آنها فقط «حق» هستند یا «تکلیف»؟ به‌نظر می‌رسد که با تحولات حقوق بین‌الملل این پدیده‌ها نه فقط در قالب «حق» بلکه به‌عنوان «تکلیف» نیز قابل طرح باشند. چون‌که اگر فقط «حق» محسوب شوند باید به این اصل نیز قائل بود که صاحب آن بتواند از آن اعراض کند. این در حالی است که امروزه به‌نظر می‌رسد که وجود مشروعیت دموکراتیک نظام‌های سیاسی به‌مثابه یک قاعده الزام‌آور حقوق بین‌الملل درآمده باشد؛ که این خود مستلزم عدم پذیرش موجودیت سلطه استعماری خارجی و نظام‌های سیاسی اقتدارگرای سرکوبگر است. این تحقیق در دو بخش تحت عناوین «تعیین سرنوشت به‌عنوان وسیله‌ای برای رهایی از سلطه استعماری» و «مقاومت در مقابل سرکوب به‌مثابه حربه‌ای برای آزاد شدن از سلطه اقتدارگرایی» انجام شده است. مطلب با فرجام سخن که بیانگر یافته‌های این پژوهش و پاسخ به سؤال مطروح در فوق است به پایان می‌رسد که همانا «تعیین سرنوشت» و «مقاومت در مقابل سرکوب» نه فقط «حق» که «تکلیفی» غیرقابل انتقال و چشم‌پوشی بوده، ذاتی حیات توأم با منزلت و کرامت «مردم» است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تعیین سرنوشت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقاومت در برابر دیکتاتوری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حقوق بین الملل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تکلیهف</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مشهروعیت دموکراتیک</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56540_80f800cedb93ef825615a88eb8c89e0d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>19</Volume>
				<Issue>76</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>1</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی تطبیقی ضرورت‌های ناشی از برقراری نظام خاص حمایتی از طرح‌های مد</VernacularTitle>
			<FirstPage>37</FirstPage>
			<LastPage>56</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56541</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>حبیبا</LastName>
<Affiliation>استاد گروه حقوق خصوصی و اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-8080-9947</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>لیلا</FirstName>
					<LastName>فخاری</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد حقوق مالکیت فکری از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">طرح‌های مد لباس که امروزه به یک صنعت ارزشمند اقتصادی بدل شده تا مدت‌ها به دلیل آنکه دارای کارکرد پوششی بوده و کالای مفید تلقی می‌شد مورد حمایت نظام‌های قانونی قرار نداشت. درحالی‌که در صورت تبلور طرح مد در قالب یک لباس و دارا بودن شرایط حمایت قانونی نظیراصالت، جدید بودن و منحصربه‌فرد بودن، می‌توان آنها را مورد حمایت قرار داد. مطالعات تطبیقی نشان می‌دهد که طرح‌های مد لباس به دلیل حیات فصلی به آسانی نمی‌توانند از حمایت‌های نظام‌های سنتی حقوق مالکیت فکری برخوردار گردند. در نتیجه پیشنهاد برقراری یک نظام حمایتی خاص که دربردارنده معیارهای ثبت، مدت زمان حمایت و استانداردهای تشخیص اعمال تجاوزکارانه متناسب با طبیعت ویژه این آثار باشد، از اهداف اصلی این پژوهش است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طرح مد لباس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اصالت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جدید بودن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظام حمایتی خاص</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقس حق طرح</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56541_1e3cad5329ca7d6266f2c620d37e9685.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>19</Volume>
				<Issue>76</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>1</ArticleTitle>
<VernacularTitle>«بهینه‌یابی در کارکرد قاعده مسئولیت مبتنی بر تقصیر با تأکید بر مسئولیت مدنی پزشک»</VernacularTitle>
			<FirstPage>57</FirstPage>
			<LastPage>82</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56542</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>منصور</FirstName>
					<LastName>امینی</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-5487-653X</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید علیرضا</FirstName>
					<LastName>شکوهیان</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد حقوق اقتصادی و دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-0446-6815</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">قاعده «مسئولیت مبتنی بر تقصیر» در بیشتر کشورها به‌عنوان قاعده عمومی در حوزه پزشکی پذیرفته شده است. در این قاعده، هرگاه ثابت شود که تقصیر پزشک موجب ورود زیان به بیمار شده است، او مسئول جبران زیان‌های وارده خواهد بود. برای شناسایی تقصیر، معیارهای مختلفی ارائه شده‌اند که می‌توان به معیارهای عمومی «انسان معقول»، «پدر خوب خانواده» و «انسان معمولی» و یا معیارهای خاص حقوق پزشکی همانند «بولم» و «بولیتو» اشاره کرد. هرچند این معیارها در گذر زمان ارتقا یافته و شناسایی تقصیر را آسان‌تر کرده‌اند، اما کماکان تا حدی مبهم و غیرقطعی‌اند. از همین‌رو، پزشکان و بیماران نمی‌توانند ارزیابی دقیقی از وضعیت خود داشته باشند و بدانند که چه زمانی یک پزشک مسئول شناخته خواهد شد و یا چه زمانی از مسئولیت رها می‌شود. بنابراین، معیار دقیقی تحت عنوان «لیرند هند» ارائه شده است که سعی در رفع این ابهام دارد. بر اساس این معیار، هرگاه هزینه انجام اقدامات مراقبتی برای پزشک کمتر از زیان‌های احتمالی در آینده باشد، او باید مراقبت‌های لازم را انجام دهد و در غیر این‌صورت، مسئول شناخته خواهد شد. با استفاده از این معیار، هم اشتباهات قضایی کمتر می‌شود و هم قابلیت پیش‌بینی پزشکان و بیماران تضمین می‌گردد. علاوه بر این، برای کارکرد بهتر قاعده مسئولیت مبتنی بر تقصیر در حقوق پزشکی، باید به الزامات مربوط به شرایط احتیاط‌های «یک‌جانبه»، «دوجانبه» و «جایگزین» توجه کرده و اقسام دیگر قواعد تقصیر، همانند «تقصیر مشارکتی» و «تقصیر نسبی» را نیز در نظر داشت.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مسئولیت مبتنی بر تقصیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قاعده بولم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قاعده بولیتو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قاعده لیرند هند</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56542_9f65441075116f8118ec43255d000045.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>19</Volume>
				<Issue>76</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>1</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جایگاه تفکیک اتلاف و تسبیب در حقوق مسئولیت مدنی</VernacularTitle>
			<FirstPage>83</FirstPage>
			<LastPage>108</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56543</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ایرج</FirstName>
					<LastName>بابائی</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبائی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مباحث راجع به اتلاف و تسبیب و تفکیک احکام قانونی مربوطه معمولا تحت عنوان بحث از فعل زیا‌‌ن‌بار مطرح می­شود و حقو‌ق‌دانان و قانون‌گذار بر اساس این تقسیم‌بندی اقدام به استخراج احکام ایراد خسارت می­نمایند. در این مقاله به نقد این نظر پرداخته شده و تبیین شده که جایگاه صحیح بحث از احکام تفکیک نحوه ایراد خسارت به مستقیم (اتلاف بالمباشره) و غیر مستقیم (اتلاف بالتسبیب) در منطق مسئولیت مدنی، رابطه سببیت است و رویه معمول حقوق‌دانان موجب اشتباه در استخراج احکام و بی منطق شدن نظریه مسئولیت مدنی خواهد شد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مسئولیت مدنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اتلاف و تسبیب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قاعده اتلاف</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فعل زیان بار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رابط سببیت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56543_a666207268130f1d938c0dda6bd9fc21.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>19</Volume>
				<Issue>76</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>1</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی انتساب مسئولیت زیست محیطی شرکت‌های چندملیتی فرعی به شرکت‌ اصلی در دعاوی خصوصی</VernacularTitle>
			<FirstPage>110</FirstPage>
			<LastPage>130</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56544</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سمیه</FirstName>
					<LastName>رحمانیان</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دوره‌ی دکتری تخصصی حقوق بین الملل عمومی، گروه حقوق عمومی و بین‌الملل، دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدحسین</FirstName>
					<LastName>رمضانی قوام آبادی</LastName>
<Affiliation>ramezanighavam@yahoo.com</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">امروزه، شاهد خسارات زیست محیطی بسیاری ناشی از فعالیت صنعتی شرکت‌های چندملیتی به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه هستیم. جبران این خسارات وارده به اشخاص به‌موجب مبانی مسئولیت بین‌المللی، ضروری است. اما پرسش اصلی که در این مقاله، قصد داریم به آن پاسخ دهیم، این است که آیا می‌توان شرکت چندملیتی مادر را به دلیل نقض معیارهای زیست محیطی ناشی از فعالیت‌های شرکت‌های فرعی، مسئول دانست؟ نظر به اینکه تاکنون شاهد وجود معاهده یا سند بین‌المللی الزام‌آوری در خصوص نظام مسئولیت این شرکت‌ها نبوده‌ایم، سابقه‌ قضایی دعاوی خصوصی مسئولیت مستقیم خارجی در دادگاه‌های داخلی کشورهای توسعه‌یافته همچون انگلیس و ایالات متحده‌ آمریکا در ارتباط با مسئولیت شرکت مادر، همچنین مبانی انتساب مسئولیت شرکت‌های فرعی به شرکت مادر، در قالب نظریات مسئولیت اولیه، مسئولیت ثانویه، مسئولیت نیابتی و مسئولیت سازمانی، به‌عنوان راه گشایی در این زمینه، مورد توجه قرار گرفته است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شرکت چندملیتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مسئولیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">محیط زیست</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جبران خسارت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اقام دعوی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56544_818136d6d6de87c15db3a1bdb93e48fc.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>19</Volume>
				<Issue>76</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>1</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ریشه‌یابی چالش‌های فقهی و حقوقی در تصویب قانون کار</VernacularTitle>
			<FirstPage>131</FirstPage>
			<LastPage>157</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56545</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ابوذر</FirstName>
					<LastName>ابراهیمی ترکمان</LastName>
<Affiliation>دکتری حقوق خصوصی؛ عضو هیات علمی دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> به هنگام تصویب قانون کار در مجلس شورای اسلامی، نظرات فقهی و حقوقی به حدی از هم فاصله داشت که سبب بروز دو دیدگاه مختلف شد. دیدگاهی که به فقه سنتی توجه داشت و قرارداد کار را در قالب قرارداد اجاره اشخاص می‌دانست و خروج از آن را در این قالب بر نمی‌تابید و دیدگاه دیگر که به دلیل عدم تعادل قراردادی در قراردادهای بین کارگر و کارفرما، معتقد بود دولت باید به حمایت از طرف ضعیف قرارداد، قوانین الزام‌آور و امری وضع نماید که نتیجه آن فراتر رفتن قانون کار از  قالب اجاره اشخاص بود. ایستادگی طرفداران هر دو دیدگاه بر سر مواضع خود، سبب شد تا امام خمینی (ره) در این بحث ورود کند و با نظر فقهی خویش که برگرفته از فقه حکومتی است، مشکل پدید آمده را رفع نماید. این مقاله به بررسی هر دو دیدگاه موافق و مخالف و نیز مستندات فقهی و حقوقی نظرات آنان می‌پردازد و در نهایت نظر امام خمینی(ره) را در دفاع از تصویب قانون کار بیان می‌کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قانون کار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فق سنتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فق عرفی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تصویب قانون کار</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56545_2aeb389e969fe36ca19c842ef221683f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>19</Volume>
				<Issue>76</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>1</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مکاتب اقتصادی و حقوق کار (با تکیه بر اقتصاد نهادگرایی و نئوکلاسیک)</VernacularTitle>
			<FirstPage>159</FirstPage>
			<LastPage>183</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56546</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سعیدرضا</FirstName>
					<LastName>ابدی</LastName>
<Affiliation>استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">5739-3324-0002-0000</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>خشایار</FirstName>
					<LastName>اسفندیاری فر</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکترای حقوق خصوصی دانشگاه مفید قم</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نادر</FirstName>
					<LastName>جعفری</LastName>
<Affiliation>دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق اقتصادی دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">از زمان پیدایش حمایت‌هایی که از کارگر در مقابل قدرت کارفرما صورت گرفت، حقوق‏کار موضوع بحث بسیاری از صاحب‌نظران اقتصادی شد و از آنجا که ارتباط تنگاتنگی بین حقوق کار و میزان دخالت دولت در اقتصاد وجود دارد، مکاتب اقتصادی گوناگونی حول این محور به بحث پرداخته‌اند که آرای بسیار متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. در مقاله پیش‌رو سعی شده است از یک‏سو نظریات دو مکتب مهم اقتصادی نئوکلاسیک و نهادگرایی در مورد وجود و عدم وجود حقوق کار ارائه شود و از سوی دیگر برای ایجاد حقوق کار کارآمد، به بررسی وضع اقتصادی موجود و فهم بهتر از میزان دخالت دولت در زمینه حقوق کار پرداخته شود تا بتوانیم با درک شرایط، آثاری که قواعد حقوقی بر اقتصاد می‏گذارند را مورد بررسی قراردهیم.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حقوق کار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نئوکلاسیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نهادگرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مداخل دولت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56546_adc2985779b620ec206f3648267ca4b4.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>19</Volume>
				<Issue>76</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>1</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اجاره فرعی و انتقال عقد اجاره در فقه اسلامی، حقوق ایران و مصر</VernacularTitle>
			<FirstPage>185</FirstPage>
			<LastPage>208</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56547</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>غلامعلی زاده</LastName>
<Affiliation>استاد یار گروه حقوق خصوصی دانشکده الهیات و علوم انسانی دانشگاه پیام نور</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-5980-9942</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محسن</FirstName>
					<LastName>سلیمانی</LastName>
<Affiliation>کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه آزاد اسلامی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">فقهای اسلامی در اینکه مستأجر می تواند آنچه را که خود اجاره کرده است به دیگری اجاره دهد، اتفاق نظر دارند. اما در چگونگی این تصرف مستأجر هم عقیده نیستند. بعض از فقهای عامه، اجاره مستأجر را هنگامی صحیح می دانند که او عین مستأجره را قبض نموده باشد. برخی از اینان نیز در اینکه آیا طرف قرارداد مستأجر می‌تواند مؤاجر باشد یا خیر، نظریه‌های متفاوتی را بیان داشته‌اند. فقهای امامیه نه قبض عین مستأجره را لازم دانسته‌اند و نه آنکه طرف قرارداد اجاره فرعی الزاما باید ثالث باشد.فقهای امامیه، در تسلیم عین مستأجره به مستأجر فرعی بدون اذن و یا اجازه مؤاجر هم عقیده نیستند. قانون مدنی ایران به همان طریقی موضوع را در ماده 474 مقرر داشته که فقهای امامیه عنوان نموده‌اند. علی‌رغم عهدی بودن عقد اجاره در حقوق مصر،  قانون مدنی این کشور در ماده593  نیز چنین حقی (اجاره فرعی) را برای مستأجر در نظر گرفته و به صراحت از انتقال عقد اجاره توسط مستأجر که ماهیت و آثاری متفاوت از اجاره فرعی دارد، نیز صحبت به میان آورده است.در حقوق این کشور( بر خلاف حقوق ایران)  اصل جواز انتقال قرارداد اجاره می‌باشد. با توجه به عهدی بودن عقد اجاره در حقوق این کشور طرف قرارداد مستأجر در هیچ صورتی نمی‌تواند مؤاجر باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اجاره اشیاء</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مستلجر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اجاره فرعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انتقال قرارداد اجاره</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56547_81730c4c0cd08279e375dec6c1c4a79d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>19</Volume>
				<Issue>76</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>1</ArticleTitle>
<VernacularTitle>دفـاع اثبـاتی</VernacularTitle>
			<FirstPage>209</FirstPage>
			<LastPage>232</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56548</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مصطفی</FirstName>
					<LastName>السان</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-0956-3232</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>خلیل</FirstName>
					<LastName>احمدی</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی گروه حقوق دانشگاه شهید چمران اهواز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">دفاع اثباتی به معنای سبب یا اسبابی غیر از سبب مورد ادعای خواهان است که خوانده به آن متوسل می‌شود و اگر به اثبات رسد، دعوای خواهان حسب مورد کلا یا جزئا بی اثر می‌شود. استناد به این دفاع در تمام دعاوی اعم از حقوقی و کیفری امکان‌پذیر است. در این نوع از دفاع که می‌تواند متضمن اقرار ضمنی به خواسته خواهان باشد، خوانده اثبات می‌کند که سبب مورد ادعای خواهان به حکم قانون، توافق طرفین، در اثر اجرا یا مرور زمان و سایر عوامل از بین رفته است.این مقاله، به جنبه‌های مختلف دفاع اثباتی در دادرسی مدنی می‌پردازد؛ به نحوی که مفهوم و حدود دفاع اثباتی، تفکیک آن از مفاهیم مشابه و مرتبط، مبنا و ماهیت این نوع از دفاع و نیز کاربرد آن در عمل بررسی می‌شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دفاع اثباتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دعوای متقابل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بار اثبات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماهیت دفاع اثباتی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56548_ae214ab6db784a397aca74ee52d05544.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه تحقیقات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>1024-0772</Issn>
				<Volume>19</Volume>
				<Issue>76</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>A theoretical and practical analysis on the modern challenges towards the production of evidence in international arbitrations; comparative and critical approach</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیلی نظری و کاربردی بر چالش‌های نوین تحصیل ادله در داوری‌های بین‌المللی با رویکردی تطبیقی و انتقادی</VernacularTitle>
			<FirstPage>234</FirstPage>
			<LastPage>259</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56549</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>پیمان</FirstName>
					<LastName>دادرس</LastName>
<Affiliation>دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه پانتئون سوربون فرانسه (تخصص در حوزه حقوق تجارت بین‌الملل) و استادیار دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید امیرحامد</FirstName>
					<LastName>طالبیان</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract>&lt;strong&gt;Abstract&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;International arbitration as a method of legal international disputes settlement has had a significant progress within recent years. Many of documents, codes and judicial awards have been issued from different institutions and various bodies in which their expert points, complexities and preciseness have been increasing broadly.&lt;br /&gt; In spite of this fact, this is not hidden from scholars that the desired object of the arbitration is to settle the disputes and in the other words, the satisfaction of both parties, proceed to a just and equity-oriented result and at the end, the satisfaction to the judgment.&lt;br /&gt; Specialising the branches of arbitration as a field of studies lead us to one of the important branches of researches called evidence.&lt;br /&gt; This paper is concerned firstly about the conceptual framework of the system of the evidence in international arbitrations and secondly in conjunction with the recent challenges towards an approach on the separation of the law governing the proceedings from the law governing the production of evidence; and at the end, international challenges concerning international organisations and bodies will be presented.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">داوری بین‌المللی به‌عنوان یکی از روش‌های حقوقی حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات بین‌المللی، در سال‌های اخیر پیشرفت چشمگیری داشته است. بسیاری از اسناد و مدل‌های قوانین و آراء مختلف از منابع مختلف و نهادهای گوناگون و محاکم بین‌المللی، منتشر و صادر شده‌اند که تخصص، پیچیدگی و جزئی‌نگر شدن آنها روز به روز در حال افزایش است. مع‌هذا بر پژوهشگران پوشیده نیست که هرآینه غایت نهایی داوری نیز به مانند رسیدگی‌های قضایی، حل اختلاف و به دیگر سخن، اقناع طرفین اختلاف و رسیدگی به نتیجه‌ای عادلانه و انصاف‌محور و در نهایت، راضی شدن آنها به نتیجه است. تأسیس شاخه‌های تخصصی این درخت میان‌سال داوری، محصول این تخصص‌گرایی‌ها و مداقه‌ها بوده است که یکی از مهم‌ترین شاخه‌های مطالعه در آن، امر مهم ادله اثبات است. نوشته پیش‌رو در وهله اول درصدد ترسیم چارچوب مفهومی نظام ادله اثبات دعوا در داوری‌های بین‌المللی، سپس در تکاپوی ترسیم حتی‌الامکان چالش‌های پیش‌رو در مهم‌ترین دلایل موجود در نظام ادله اثبات دعوا در داوری‌های بین‌المللی و در کنار آن به طرح بحث تفکیک قانون حاکم بر ادله اثبات از قانون حاکم بر امور شکلی و ماهوی محکمه داوری می‌پردازد که یکی از جدیدترین دکترین در داوری بین‌المللی است و سپس به بررسی سازمانی این چالش مهم در داوری‌های بین‌المللی و نهادهایی که در این راستا گام برداشته‌اند، مبادرت می‌ورزد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قاعده تحصیل دلیل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کانون وکلای بین المللی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استاندارد سازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادل اثبات در داوری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_56549_e9516d1499b5f4fc9b4587180971e8ea.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
