<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه تحقیقات حقوقی</title>
    <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه تحقیقات حقوقی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سخن سردبیر 114</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107422.html</link>
      <description>سخن سردبیر&#13;
در تابستان 1405 و همزمان با پایان یک ترم تحصیلی دیگر و برگزاری امتحانات دانشجویان، شماره 114 فصلنامه تحقیقات حقوقی، منتشر شد. در این شماره نیز مجموعه مقالات منتخب پس از طی فرآیندهای مختلف داوری‌های شکلی و ماهوی، ویراستاری‌های ادبی و فنی و نهایتا صفحه‌آرایی، منتشر گردید. در همین راستا، از همه نویسندگان عزیز، که در طول این مسیر ما را همراهی کردند، صمیمانه سپاسگزاریم. &#13;
اولین مقاله از شماره 114 این فصلنامه به عنوان &amp;amp;laquo;تأملی درباره نهادها، کنشگران و شیوۀ حکمرانی آب در نظام حقوقی ایران و افغانستان&amp;amp;raquo; اختصاص یافته‌است. این مقاله با تحلیل‌ ساختارهای حقوقی و نهادی، به مساله حکمرانی آب می‌پردازد و در این مطالعه، نظام حقوقی ایران و افغانستان را مورد بررسی قرار می‌دهد. همچنین این شماره از فصلنامه تحقیقات حقوقی، مقالاتی با موضوعات متنوع دیگری را نیز پوشش می‌دهد. ازجمله در حوزه‌های حقوق بین‌الملل، حقوق مالکیت فکری، حقوق آیین دادرسی مدنی، حقوق جزا و جرم‌شناسی، حقوق بشر، حقوق مسئولیت مدنی، حقوق کودک، حقوق قراردادها و حقوق عمومی، مقالاتی از نویسندگان مبرز و برجسته انتخاب شدند تا محتوای مناسب به مخاطبانی با حوزه‌های مطالعاتی گوناگون ارائه گردد. &#13;
همچنان از نویسندگان گرامی تقاضا داریم قبل از ثبت و ارسال مقاله به فصلنامه تحقیقات حقوقی، حتما راهنمای نویسندگان این فصلنامه را مطالعه نمایند تا از مشروح شرایط شکلی و ماهوی مقالات در این مجله مطلع گردند. این امر به کاهش مدت زمان ارزیابی و داوری مقاله کمک می‌کند و از طولانی‌شدن فرآیندهای بررسی اولیه شکلی برای ورود مقالات به داوری ماهوی، جلوگیری می‌نماید. ما تمایل داریم که فرآیندهای داوری در یک بازه زمانی متعارف و معقول طی گردد؛ اما گاهی‌اوقات ایرادات شکلی و ساختاری اولیه مانند عدم رعایت محدودیت حجمی واژگان یا عدم رعایت شیوه استناددهی این فصلنامه و مانند آنها، مانع تحقق این هدف می‌گردد.&#13;
همچنین به نویسندگان محترم توصیه می‌کنیم درصورتی‌که برای یافتن منابع مرتبط با موضوع مطالعاتی خود از هوش مصنوعی بهره می‌گیرند، حتما منابع پیشنهادی معرفی‌شده توسط هوش مصنوعی را شخصا مورد بررسی و تحلیل قرار دهند. گاهی‌اوقات منابع معرفی‌شده توسط هوش مصنوعی وجود خارجی ندارند یا اطلاعات آنها ناقص یا اشتباه است و همین امر اصالت علمی مقاله را زیر سوال می‌برد. ما در مراحل مختلف ازجمله در مرحله ویراستاری فنی، تلاش می‌کنیم که این موارد را به حداقل برسانیم اما در این مسیر نیازمند همراهی نویسندگان محترم و رعایت ضوابط و مقررات حاکم و نیز پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش هستیم. &#13;
ما تلاش می‌کنیم تا با انتشار به‌موقع و منظم مقالات، نقش سازنده و کارآمد یک فصلنامه علمی-پژوهشی را ایفا نماییم و در کنار شما مخاطبان و اندیشمندان گرامی، به مسئولیت اجتماعی خود در راستای توسعه ادبیات حقوقی کشور عمل کنیم. لطفا هرگونه پیشنهادات و انتقادات سازنده خود را از طریق رایانامه مجله، به نشانی  law.res.mag@sbu.ac.ir با ما در میان بگذارید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اصلاحات ارضی در خالصجات</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_60952.html</link>
      <description>برنامه اصلاحات ارضی به عنوان جامع ترین و جدی ترین اقدام حاکمیتی در طول دوره ی تاریخ کشاورزی در ایران اثرات شگرف بر مناسبات ارضی در ایران داشت.جلوه گویای این اثر را، در حذف نظام ارباب &amp;amp;ndash;رعیتی باید مشاهده کرد.خالصه ها؛ بخشی از دارایی همان حاکمیتِ مجری اصلاحات بود که زارع در آن ها وضعیتی مشابه سایر زارعین در اراضی دیگر(خصوصی، وقفی و..) داشت.خالصه ها با تاخیر با برنامه اصلاحات همگام شدند.این املاک دارای مدعیانی متفاوت بود(مانند ارع صاحب نسق و متصرف ساده)، عدم تشابه حقوق این افراد به همراه تنوع خالصه ها(باغ ،زمین،ابنیه، قنات،و..) سبب تورم جزیی در قانونگذاری در خصوص آنها از سوی دولت شد.برای شناخت اجرای اصلاحات ارضی در این دسته از املاک تحلیل این قوانین مزبور ضرورت داشت.پرداختن به ضرورت اخیر نشان داد که عنصر " زمان" نقش تعیین کننده در تحلیل آنها دارد و قواعد حاکم بر خالصجات را باید با توجه به زمان اجرای اصلاحات ارزیابی نمود. کلمات کلیدی:اصلاحات ارضی- خاصه &amp;amp;ndash; خالصجات- مناسبات ارضی- نظام ارباب رعیتی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی درباره نهادها، کنشگران و شیوۀ حکمرانی آب در نظام حقوقی ایران و افغانستان</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_103692.html</link>
      <description>امروزه که مدیریت آب تابع ترتیبات سازمانی بسیار پیچیده و متنوعی در جهان است، بررسی عناصر ساختاری چون نهادها، کنشگران و شیوۀ حکمرانی به تحلیل و ارزیابی نظام‌مند حکمرانی آب کمک می‌نماید. با توجه به اینکه ویژگی‌های این عناصر اثر تعیین‌کننده‌ای بر عملکرد حکمرانی آب کشورها دارد، این تحقیق در پی بررسی چگونگی مؤلفه‌های فوق در نظام حکمرانی آب ایران و افغانستان است. در این راستا، در بحث نهادها که تعیین‌گر نحوۀ ادارۀ منابع آب‌اند، نهادهای رسمی نقش و جایگاه برجسته‌ای در حکمرانی آب هر دو کشور دارند، هرچند در افغانستان نهادهای غیررسمی نیز در مدیریت آب‌های کشاورزی دارای فعالیت چشمگیری هستند. در بحث کنشگران، باتوجه‌به اضلاع مثلث کنشگران حکمرانی خوب آب (دولت، ملت و جامعۀ مدنی) کنشگران مدیریت آب ایران دولتی بوده، مردم و جامعۀ مدنی در این عرصه حضور نداشته و برای به صحنه کشیدن آنها تدبیری سنجیده نشده است؛ ازاین‌رو شیوۀ مدیریت آب نیز در ایران سلسله‌مراتبی بوده و تصامیم اصلی باتوجه‌به سیاست‌های دولت حاکم اخذ و توسط وزارت‌ها و ادارات مربوطه اجرا می‌گردد. اما در افغانستان باتوجه‌به سیاست‌ها و قوانین بیست‌سالۀ نظام جمهوری اسلامی و آنچه در عمل جریان داشته، به هدف تأمین حکومت‌داری خوب آب، تمایل به مدیریت غیرمتمرکز با ترکیب شیوۀ شبکه و بازار به محوریت وزارت آب و انرژی، حوضه‌های دریایی و مشارکت مردم بوده است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>محدودیت‌های حق افشای اثر توسط پدیدآورنده بر قراردادهای بهره‌برداری از حقوق مؤلف؛  مطالعه تطبیقی حقوق ایران و فرانسه</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106711.html</link>
      <description>حق افشای اثر یکی از حقوق معنوی پدیدآورنده است که بیش از هر کشوری زاده‌ رویه قضایی کشور فرانسه است و نقشی اساسی در حفظ حریم خصوصی و کنترل پدیدآورنده بر اثرش ایفا می‌کند. نزدیکی حقوق ایران و فرانسه در شناسایی و اعمال حقوق پدیدآورنده، باعث ایجاد ضرورت بررسی موضوع حاضر در دو نظام حقوقی مذکور شده است. درحالی‌که رویه قضایی مستمر فرانسه در این زمینه قانون‌گذار آن کشور را به شناسایی این حق و تعیین قلمرو تأثیرگذاری آن در موارد مختلف واداشته است، در ایران چنین وضوحی در رویه قضایی یا قوانین دیده نمی‌شود. این مقاله به بررسی تأثیرات حق افشا بر حقوق مالی بهره‌برداران پرداخته است. یکی از سؤالات اصلی این است که آیا حق افشا در قراردادهای مجوز بهره‌برداری قابل تعدیل و واگذاری است یا خیر. این مقاله با روش تحلیلی و توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای در پاسخ به این پرسش به نتیجه منفی دست یافته است. نویسندگان باور دارند که حق افشا قابل تعدیل و واگذاری به دارنده مجوز بهره‌برداری نیست و حتی با انعقاد قرارداد کار یا سفارش یا استخدام برای خلق اثر نیز ساقط نمی‌شود. در واقع، یافته‌های این مقاله پس از انجام مطالعه تطبیقی در این دو نظام حقوقی نشان می‌دهد که حق افشا یک حق غیرقابل انتقال و غیرقابل اسقاط است و نمی‌توان آن را به دیگری واگذار یا از آن صرف‌نظر کرد. در نتیجه، پدیدآورنده همچنان حق دارد که درمورد زمان و نحوه افشا اثر خود تصمیم بگیرد؛ حتی اگر حقوق مالی اثر را منتقل یا مجوز بهره‌برداری آن را اعطا کرده باشد یا برای خلق اثر قرارداد استخدام یا سفارش منعقد کرده باشد. در واقع، در فرض تعارض حق پدیدآورنده و حق مالی هم‌زمان طرف قرارداد وی غالباً، حق معنوی افشای اثر توسط پدیدآورنده اگرچه تعدیل هم بشود، در امان می‌ماند و این ماندگاری و محافظت، می‌تواند گاهی حقوق مالی طرف قرارداد با پدیدآورنده را محدود کند و‌ حتی در معرض زوال و‌ نابودی، قرار دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی جایگاه حق بر چانه زنی مصرف کننده محصولات دارویی و درمانی در حقوق ایران و فقه امامیه با رویکردی به اسناد اتحادیه اروپا</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_69349.html</link>
      <description>بر این اساس برای ایجاد عدالت و انصاف، به حق مصرف کننده بر داشتن یک معامله خوب که از آن به حق بر چانه زنی تعبیر می‌شود، مورد توجه قرار گرفته است. بر همین اساس در اتحادیه اروپا با یک رویکرد اقتصادی، به وصول بیمار به عنوان مصرف کننده محصولات دارویی به بیشترین رضایت و مطلوبیت عنایت دارند. لذا باید داروی مورد معامله مصرف کننده، برای بیمار، بیشترین رضایت را در قبال هزینه تادیه شده برای دارو به همراه داشته باشد و مصرف کننده بتواند برای گسترش دامنه رشد خود، به چانه زنی با تولید کننده بپردازد و قرارداد بر وی تحمیل نگردد. در حقوق ایران نیز ایجاد تعادل مورد توجه قانون گذار بوده است و در همین راستا به تصویب قانون حمایت از مصرف کننده پرداخته است؛ ولی این حق نوین در قانون مزبور و قوانین مشابه مورد غفلت واقع شده است؛ ولی باید اذعان داشت که مبانی این حق برای مصرف کننده محصولات دارویی در فقه امامیه مور د توجه واقع شده است و مشروعیت حق بر چانه زنی را در مبانی فقهی می‌توان استباط نمود؛ اما در فقه، بعد از انعقاد عقد، حق بر چانه زنی برای مصرف کننده در مورد داروی مورد معامله وجود ندارد و این حق فقط در زمان مذاکرات پیش قراردادی قابل اعمال است لذا پیشنهاد می‌شود، قانون گذار در قانون مجزایی که به حمایت از مصرف کنندگان محصولات پزشکی می‌پردازد، این حق را در زمان مذاکرات پیش قراردادی به رسمیت شناخته و از مصرف کننده با ضمانت‌های اجرایی لازم، حمایت نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زمینه‌های زیستی بزه‌دیدگی جنسی مردان</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107039.html</link>
      <description>بزه‌دیدگی جنسی مردان دارای ابعاد زیستی مهمی است که می‌تواند در افزایش آسیب‌پذیری آنان نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی عوامل زیستی شامل ویژگی‌های ژنتیکی، هورمونی، فیزیولوژیکی و نوروبیولوژیکی و تأثیر آنها بر بروز و شدت بزه‌دیدگی جنسی مردان انجام شده است. این پژوهش با رویکرد آمیخته انجام شد. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با مردان دارای تجربه زیسته و اجرای تکنیک دلفی میان متخصصان گردآوری شد. برای انتخاب مشارکت‌کنندگان، از روش نمونه‌گیری هدفمند با معیارهای مشخص استفاده شد. داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA و رویکرد کدگذاری استقرایی تحلیل شدند. در بخش نظری نیز مرور نظام‌مند منابع علمی برای تکمیل چهارچوب مفهومی صورت گرفت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مجموعه‌ای از عوامل زیستی، ازجمله زمینه‌های ژنتیکی و اختلال در محور HPA، ناتوانی‌ها و ضعف‌های جسمی، اختلال عملکرد آمیگدال، هیپوکامپ و قشر پیش‌پیشانی، و نیز نوسانات هورمونی، در تعامل با محیط‌های پرخطر، آسیب‌پذیری مردان را به‌طور معناداری افزایش می‌دهند. توجه به این داده‌ها می‌تواند در ارزیابی ادله، احراز رضایت، تشخیص اکراه و تضمین دادرسی منصفانه در جرائم جنسی علیه مردان نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند و از بزه‌دیدگی ثانویه در نظام عدالت کیفری جلوگیری نماید. بزه‌دیدگی جنسی مردان صرفاً اجتماعی یا روان‌شناختی نیست، بلکه ریشه‌های زیستی نیز در آن مؤثرند. تعامل این عوامل با شرایط اجتماعی آسیب‌پذیری مردان را تشدید می‌کند. بنابراین توجه به ابعاد زیستی در سیاست‌گذاری‌های پیشگیرانه و درمانی ضروری است و می‌تواند مبنای طراحی مداخلات چندلایه برای حمایت از مردان بزه‌دیده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قراردادهای پیمانکاری در افغانستان؛ عامل توسعه یا منشأ فساد</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_80376.html</link>
      <description>چکیدهدر تمامی کشورها، یکی از مهمترین و اساسی ترین وظایف دولت، ارائه خدمات عمومی برای شهروندان است. البته غرض از خدمات عمومی، فعالیتهای عام المنفعه ای است که از طریق نهادهای عمومی و یا خصوصی، با هزینه عمومی و تحت نظر دولت ارائه میشود. از ارائه خدمات در حوزه آموزش و پرورش گرفته تا بهداشت و درمان، تأمین اجتماعی، زیرساختهای اقتصادی و آب و برق همه در این شماراند. اگر دولت این وظیفه اش را با معیارهای کارایی و اثربخشی انجام دهد، سبب توسعه کشور گردیده و اگر در انجام درست و مؤثر آن سهل انگاری و کوتاهی کرد، نتنها سبب توسعه و رفاه نمیگردد که زمینه حیف ومیل بیت المال را فراهم کرده و فساد را تقویت نموده و گسترش میبخشد. افغانستان بعد از سقوط رژیم طالبان و حضور پُررنگ و کمکهای چشمگیر جامعه جهانی در این کشور فرصت فوق العاده مناسبی برای ارائه چنین خدماتی به شهروندان اش را بدست آورده بود تا نتنها نیازمندیهای ابتدایی مردم را پاسخ دهد، بلکه میتوانست با استفاده از منابع فراهم شده و در چوکات قراردادهای تدارکات، پروژه های زیربنایی و بنیادین را جهت ثبات، رفاه و توسعه اقتصادی کشور طرح و اجرا نماید. اما دردمندانه، چنین اتفاقی نیفتاد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی تعدیل نظریه کارشناس در مرحله صدور حکم در دعاوی مطالبه خسارت ناشی از نقض تعهدات مالی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106354.html</link>
      <description>چکیدهیکی از چالش‌های عملی در دعاوی حقوقی مربوط به جبران خسارت، عدم توجه رویه قضایی به کاهش ارزش پول در رابطه با مبالغ مندرج در نظریة کارشناسی، در فاصلة زمانی میان صدور نظر کارشناسی و صدور حکم دادگاه است. این وضعیت ممکن است به زوال منفعت مورد انتظار طلبکار و همچنین استیفای ناروای عهدشکنان منجر گردد و به‌ویژه در بستر شرایط تورمی، مانع نیل زیان‌دیده به جبران خسارت به معنای اصیل و متعارف آن شود و با رویکرد احقاق کامل حقوق زیان‌دیده که یکی از مهم‌ترین اهداف نظام جبران خسارت است، ناسازگاری ماهوی دارد. بر مبنای اصول تفسیر هرمنوتیکی در احکام قانون مدنی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های نهفته در نظام حقوقی ایران ازجمله معیار مستفاد از تبصره ماده ۱۹ قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری و نیز با الهام از الگوی مشابه در نظام حقوقی فرانسه، پیشنهاد می‌شود که نظریات کارشناسی که از تعرض مصون مانده یا به‌هرحال، مورد قبول دادگاه واقع شده‌اند، در هنگام صدور حکم نهایی، متناسب با نوع تعهد و اوضاع‌واحوال تورمی کشور، تعدیل و بازنگری شوند. چنین رهیافتی می‌تواند به تحقق عدالت تقنینی و قضایی، جبران خسارت به نحو اکمل و پیشگیری از تفویت حقوق زیان‌دیده منتج گردد. درصورتی‌که رویه قضایی به هر دلیلی در برابر این تغییر مقاومت نشان دهد، ضروری است که قانونگذار با بازنگری سنجیده و خردمندانة قانون آیین دادرسی مدنی، چنین سازوکاری را به‌صورت صریح پیش‌بینی کند. این تدبیر، نه‌فقط به تحقق بهتر منفعت انتظار طلبکار کمک می‌کند، بلکه موجب تقویت اعتماد عمومی به عدالت قضایی نیز خواهد شد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>حق بر انجمن‌های حمایت کننده از حقوق مصرف کننده محصولات پزشکی و دارویی در حقوق ایران و فقه امامیه</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_82567.html</link>
      <description>نهادها و انجمن‌های حامی حقوق مصرف کننده، دارای ویژگی‌هایی نظیر غیر دولتی بودن، غیر انتفاعی، مردم نهاد، داوطلبانه و دارای شخصیت حقوقی هستند که بر اساس آن در قوانین کشورها، برای ایشان تعهداتی در نظر گرفته شده است تا به حمایت از حقوق بیماران به عنوان مصرف کننده محصولات دارویی و درمانی بپردازند. تعهداتی نظیر حل و فصل اختلاف میان مصرف کننده محصولات دارویی و تولید کننده این محصولات، ارایه آموزش‌های لازم و خدمات مشاوره‌ای، انتقاد  نسبت به کیفیت و ترکیبات محصولات دارویی و  نحوه عرضه آن‌ها، اقامه دعوای به نمایندگی از بیماران به عنوان مصرف کننده نامطلع از تولید کنندگان محصولات دارویی غیر استاندارد و ناایمن، ایجاد آگاهی و افزایش سطح دانش مصرف کنندگان از طریق اجرای برنامه‌های آموزشی و ارایه تبلیغات آگاهی دهنده به بیماران، پیشنهاد قوانین مرتبط و مفید در راستای حمایت بیشتر از بیماران به عنوان مصرف کننده این محصولات و نیز ارایه راهکارها و راهبردهای عملیاتی برای اجرایی شدن قوانین مرتبط با حقوق مصرف کننده  محصولات دارویی که مبنای این انجمن‌ها را در فقه امامیه می‌توان به نهاد تعاون بر خیر و نیکی تطبیق نمود که بر اساس آن، اشخاص باید یکدیگر را در امور خیر و نیک مساعدت و یاری کنند که از این جمله باید به عمومات مساعدت در حمایت از اشخاص ضعیف استناد نمود که بیماران به عنان مصرف کننده محصولات دارویی، باید طبق ادله مزبور مورد حمایت نهادهای حامی قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی بودجه‌ریزی مشارکتی در ایران در پرتو مطالعات تطبیقی (اسپانیا، فرانسه، آلمان)</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107159.html</link>
      <description>چکیدهبودجه‌ریزی مشارکتی فرایندی است که شهروندان غیر منتخب را قادر می‌سازد در تخصیص پول عمومی مشارکت کنند. این مقاله به‌عنوان مطالعه تطبیقی درمورد بودجه‌ریزی مشارکتی متمرکز است که می‌تواند به‌عنوان مدلی برای امکان‌سنجی اجرای آن در ایران مورد استفاده قرار گیرد. نتایج بررسی تجارب بودجه‌ریزی مشارکتی کشورهای مورد مطالعه در این مقاله حاکی از آن است که رویکرد حاکم بر بودجه‌ریزی اسپانیا با مدل دموکراسی مشارکتی همخوانی دارد که هدف اصلی آن برقراری عدالت اجتماعی و عدالت توزیعی است. در فرانسه بودجه‌ریزی مشارکتی با هدف تقویت تشکل‌های مردمی، تمرکززدایی تصمیمات عمومی، بهبود و نزدیکی روابط شهروندان و سیاستگذاران با تقویت بودجه‌های محلی و شوراهای محله شکل گرفته است که با مدل دموکراسی مجاورتی قرابت دارد و در نهایت بودجه‌ریزی مشارکتی در آلمان بیشتر جنبه مشورتی دارد که با هدف بهبود و نوسازی خدمات عمومی، کاهش هزینه‌های عمومی و افزایش مشروعیت سیاست‌های عمومی به کار گرفته می‌شود که با مدل نوسازی مشارکتی مطابقت دارد. با توجه به مزیت‌های اساسی هر سه مدل در کشورهای مورد مطالعه، طراحی الگوی مطلوب بودجه‌ریزی مشارکتی برای ایران با ترکیبی از این سه مدل پیشنهاد می‌شود.  </description>
    </item>
    <item>
      <title>تطبیق ماهیت &amp;laquo;حق&amp;raquo; در فقه اسلامی، حقوق خصوصی و حقوق عمومی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105256.html</link>
      <description>هنگامی که درمورد &amp;amp;laquo; حق&amp;amp;raquo; سخن گفته می‌شود، آیا این مفهوم در گفتمان حقوق موضوعه همان معنا را دارد که در گفتمان فقه اسلامی سخن می‌گوییم؟ آیا پارامترهای &amp;amp;laquo;حق&amp;amp;raquo; در دو گفتمان یکسان است؟ تفاوت گفتمانی &amp;amp;laquo;ماهیت حق&amp;amp;raquo; در حقوق موضوعه و فقه اسلامی چه آثاری به دنبال خواهد داشت؟ در فقه اسلامی، &amp;amp;laquo;حق&amp;amp;raquo; بیشتر به‌عنوان &amp;amp;laquo;امتیاز&amp;amp;raquo; مطرح می‌شود؛ امتیازی که ناشی از وضعیت حقوقی است و ازاین‌رو بیشتر صبغه‌ای نهادی می‌یابد. در مقابل، در حقوق موضوعه چنین نیست و حق بیشتر به صاحب حق و توانایی‌های او مربوط می‌شود. این مفهوم جدید از &amp;amp;laquo;حق&amp;amp;raquo; آثار و توالی به دنبال دارد. در این مقوله، اهمیت روزافزون &amp;amp;laquo;حق شخصی&amp;amp;raquo; کاملاً بر مفهوم &amp;amp;laquo;حق&amp;amp;raquo; در حقوق موضوعه سیطره یافته است. اثر مهم این مفهوم اهمیت یافتن صاحب حق به‌جای موضوع حق است و همین امر موجب تمایز پارادایم &amp;amp;laquo;حق&amp;amp;raquo; در گفتمان حقوق موضوعه با پارادایم مشابه در گفتمان فقه اسلامی می‌شود. تفاوت پارادایمی و گفتمانی فوق آثار دیگری نیز بر جای می‌گذارند که نمود بارز آنها در قابلیت مطالبه و رابطه با تکلیف است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکردی تکاملی به خشونت خانگی شوهر نسبت به زن</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106572.html</link>
      <description>جرم‌شناسی تکاملی، برخلاف جرم‌شناسی متعارف که بر علل بی‌واسطه‌ای چون اختلالات روانی یا محیط خانوادگی تمرکز دارد، ریشه‌های عمیق‌تر رفتارهای مجرمانه را در فرایند تکامل انسان جست‌وجو می‌کند. از این منظر، بسیاری از ویژگی‌های روانی امروزی، ازجمله خشونت، محصول انتخاب طبیعی و جنسی برای بقا و تولیدمثل‌ هستند. خشونت مردانه در دیدگاه تکاملی دو عامل اصلی دارد: نخست رقابت بر سر منابع (مثل غذا و قلمرو) که استفاده از خشونت را برای حفظ این منابع توجیه می‌کند؛ دوم رقابت بر سر جفت، زیرا مردانی که توانایی بیشتری در کنترل دسترسی به زنان داشتند، احتمال بیشتری برای انتقال ژن‌هایشان به نسل بعدی هم داشته‌اند. این پژوهش به‌صورت فراتحلیل و با بررسی تمام مطالعات منتشرشده در منابع معتبر مرتبط با روان‌شناسی و جرم‌شناسی تکاملی از سال 2004 تاکنون انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که عامل کلیدی خشونت خانگی مردان علیه زنان از منظر تکاملی &amp;amp;laquo;نااطمینانی از پدر بودن&amp;amp;raquo; است. ازآنجاکه مردان نمی‌توانند مطمئن باشند همسرانشان رابطه جنسی با دیگران نداشته‌اند، مکانیسم‌های تکاملی‌ مانند کنترل جنسی و خشونت پیشگیرانه شکل گرفته‌اند. این مکانیسم‌ها شامل محدود کردن ارتباط زن با مردان دیگر، پرخاشگری هنگام احتمال خیانت، افزایش خشونت در دوران بارداری (به‌خاطر تردید در پدری جنین) و حتی کشتن فرزندان می‌شوند. از منظری دیگر، این پژوهش نشان می‌دهد که رویکردهای تک‌عاملی مانند نسبت دادن خشونت به فقر، بیکاری، اعتیاد یا آموزه‌های مردسالارانه کفایت توضیحی ندارند. رویکرد تکاملی با عمق‌بخشی به تحلیل علت‌شناختی، ریشه‌های این رفتارها را در سازوکارهای تکاملی نشان می‌دهد و درک جامع‌تری از پدیده فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وجه التزام در حقوق ایران با رویکرد فقه و رویه قضائی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_87149.html</link>
      <description>انعقاد عقد گرچه ذوق و شوقی را برای متعاملین در رفع نیازهای مادی و معنوی ایجاد می‌کند ولی به همان نسبت دلشوره و نگرانی‌هائی را به لحاظ بیم عدم اجرای تعهدات از ناحیه طرف مقابل فراهم می‌سازد. رفع نگرانی نقض عهد مستلزم تمهیداتی است که نظام‌های مالی-حقوقی مکانیزم‌های مختلفی همانند تعلیق آثار عقد و منوط نمودن آن به اجرای تعهد، تعلیق انفساح، تعلیق و یا تاجیل انتقال مالکیت، فسخ، انفساح و بالاخره تعیین جبران خسارات از طریق شروط تحدید مسئولیت و وجه التزام قراردادی براساس اصل آزادی اراده پیش‌بینی کرده‌اند. اما باید پذیرفت عنان اصل آزادی اراده مطلقاً در ید متعاقدین نیست، بلکه هر یک از انواع نظامهای حقوقی به فراخور و متقضای قواعد خود تمهیدات و موانعی در راه آن در نظر گرفته‌اند. هم چون قانون مدنی ایران که امکان تعدیل وجه التزام قراردادی توسط دادگاه را مورد پذیرش قرار نداده است.در این مقاله به بررسی ماهیت وجه التزام، شرایط تشکیل دهنده، آثار و احکام آن در نظام حقوقی ایران خصوصاً رویه قضائی در مقایسه با نظام حقوقی انگلستان پرداخته و در نهایت نتیجه‌گیری و موارد پیشنهادی برای اصلاح قانون بیان می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی نظریۀ جنگ عادلانۀ کانت در چارچوب حقوق بین‌الملل معاصر  (با تأکید بر جنگ روسیه و اوکراین) </title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106152.html</link>
      <description>مفهوم جنگ عادلانه و نسبت آن با صلح و عدالت بین‌المللی همواره مورد تأکید محققان سیاسی و فلاسفه بوده است. نظریه جنگ عادلانه از مهم‌ترین نظریه‌های روابط بین‌الملل پیرامون صلح و حقوق جنگ بوده که توسط امانوئل کانت مطرح‌ شده است. از منظر کانت، استفاده از ابزار جنگ برای پیشبرد اهداف سیاسی امری اجتناب‌ناپذیر است، اما این اقدام نباید با نقض قوانین و تعهدات بین‌المللی همراه باشد. طرح این نظریه و مضامین پس‌ از آن همچنان محل مناقشه بسیاری از اندیشمندان سیاسی است. بر این اساس، پژوهش حاضر به تبیین نظریۀ جنگ عادلانه و ویژگی‌های آن از منظر کانت پرداخته و جایگاه آن را در نظام حقوق بین‌الملل معاصر با تأکید بر جنگ روسیه و اوکراین مورد واکاوی قرار داده است.‌‌‌ براساس یافته‌های این مقاله که با تکیه‌بر منابع کتابخانه‌ای و به روش تحلیلی- توصیفی انجام‌ گرفته است، نظریۀ جنگ عادلانۀ کانت در حقوق بین‌الملل معاصر، علی‌رغم اصول بنیادین آن درباره مشروعیت جنگ و دفاع مشروع، به‌دلیل پیچیدگی‌های سیاسی و امنیتی معاصر، به‌ویژه در جنگ روسیه و اوکراین، نیازمند بازتعریف و بازخوانی است تا بتواند قانونمندی جنگ و صلح پایدار را تضمین کند</description>
    </item>
    <item>
      <title> بررسی جایگاه حقوقی آواتارها در متاورس </title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105762.html</link>
      <description>با توسعه روزافزون فناوری‌های مبتنی‌بر متاورس، آواتارها به‌عنوان بازنمایی‌های دیجیتال کاربران در این فضا، جایگاهی مهم و درعین‌حال چالش‌برانگیز در حوزه حقوق خصوصی یافته‌اند. استفاده از آواتارها نه‌تنها ابزار تعامل با محیط‌های مجازی را فراهم می‌سازد، بلکه مسائل حقوقی متعددی را نیز در پی دارد؛ ازجمله ابهامات مربوط به حدود مسئولیت مدنی کاربران، مالکیت دارایی‌های دیجیتال، و همچنین وضعیت حقوقی و قابلیت انتساب اقدامات آنها به اشخاص حقیقی یا حقوقی است. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای، به بررسی ابعاد مختلف حقوقی آواتارها در متاورس می‌پردازد. تمرکز اصلی پژوهش بر تحلیل وضعیت مسئولیت مدنی ناشی از اقدامات آواتارها در بسترهای مجازی، امکان اعطای شخصیت حقوقی به آنها، و آثار حقوقی مالکیت دارایی‌های دیجیتال در این محیط است. همچنین، این مقاله باتوجه‌به رویکردهای حقوق تطبیقی، تلاش دارد ضمن شناسایی چالش‌های تقنینی موجود، چارچوبی پیشنهادی برای تنظیم روابط حقوقی مرتبط با آواتارها ارائه دهد که از منظر حقوقی معتبر و از نظر عملی، قابل اجرا باشد. در همین راستا، الزامات قانونی بهره‌برداری از آواتارها در پلتفرم‌های مختلف بررسی و پیشنهادهایی برای اعمال مسئولیت و شناسایی حقوق کاربران در این بستر نوین مطرح شده است. هدف نهایی، ارائه راهکارهایی برای انطباق نظام حقوقی با تحولات ناشی از ظهور فناوری‌های دیجیتال نوظهور در متاورس است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعلیق حقوق بشر در وضعیت اضطراری با تأکید بر توقفِ انتخابات در شرایط کرونایی در پرتو رویه دیوانِ اروپاییِ حقوقِ بشر</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106328.html</link>
      <description>در دوران رخداد بیماری کرونا، نزدیک به هفتاد کشور مبادرت به توقف برگزاری انتخابات یا برگزاری انتخابات با شرایط ویژه کردند. مطابق ماده 15 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر (تعلیق در شرایط اضطراری)، در موارد استثنایی، این امکان برای کشورهای عضو وجود دارد که تحت شرایطی، به‌صورت موقت، محدود و تحت نظارت، رعایت حقوق بشر را به حالت تعلیق درآورد. تعلیق‌هایی که البته پس از برطرف شدن شرایط اضطراری، باید مرتفع شوند. ازجمله موارد تعلیق حقوق بشر، حق برگزاری انتخابات است که ممکن است برای مدتی متوقف و برگزاری آن به زمان دیگری موکول گردد. بدین‌سان، در این مقاله بررسی پرونده‌هایی که در این راستا در دیوان اروپایی حقوق بشر مطرح شده است و پیرامون مقوله‌هایی چون &amp;amp;laquo;وضعیت‌های اضطراری&amp;amp;raquo; دیوان در خصوص آن رسیدگی کرده است، مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است. بررسی‌ها و یافته‌های این نوشتار حکایت از این دارد که در پرونده‌های مطروحه در دیوان اروپایی حقوق بشر، اصولی نظیر اصل لزوم اعلان پیشینی (اعلام رسمی) توسط دولت‌های عضو، احراز وجود یا احتمال وقوع تهدید علیه حیات ملت، اصل تناسب، اصل عدم تبعیض، اصل رعایت حقوق غیرقابل تعلیق و محدودیت زمان‌بندی در زمره‌ مواردی است که دولت‌های عضو باید در شرایط اضطراری و امکان تعلیق انتخابات به آنها ملتزم باشند. همچنین در بسیاری از پرونده‌ها اهمیت قاعده‌ &amp;amp;laquo;حاشیه ارزیابی&amp;amp;raquo; که مؤید حمایت از حقوق داخلی کشورها و توجه به اقتضائات زمانی و مکانی است، مورد اشاره قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی مفهوم شهروندی زیستی با تأکید بر قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106117.html</link>
      <description>تحولات ژرف در فناوری‌های زیستی، سیاست‌گذاری‌های جمعیتی و نظارت دولت‌ها بر امر تولیدمثل، پدیدارشدن نوعی از شهروندی را در پی داشته‌ که در آن بدن زیستی فرد، کانون اصلی مداخله حقوقی و حکمرانی قرار می‌گیرد؛ مفهومی که در ادبیات معاصر از آن با عنوان &amp;amp;laquo;شهروندی زیستی&amp;amp;raquo; یاد می‌شود. این مقاله با هدف واکاوی تحلیلی و تطبیقی این مفهوم، تلاش دارد جایگاه آن را در بستر نظام حقوقی ایران، به‌ویژه در پرتو قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مصوب ۱۴۰۰ بررسی کند. پرسش محوری پژوهش آن است که چگونه قانون مزبور با سازوکارهای حقوقی و نهادهای اجرایی خود، نوع خاصی از شهروندی را بر مبنای ویژگی‌های زیستی فرد نهادینه می‌سازد و این نوع از شهروندی چه نسبت‌هایی با کرامت انسانی و حقوق بنیادین دارد. روش تحقیق مقاله، تحلیلی-توصیفی و تطبیقی است و از منابع میان‌رشته‌ای حقوق عمومی و نظریه‌های انتقادی بهره می‌گیرد. یافته‌ها حاکی از آن است که قانون یادشده، با تمرکز بر بدن انسان، سیاست‌های بارداری و فرزندآوری، نظارت بر درمان ناباروری و کنترل سقط، نوعی زیست‌سیاست حقوقی را نهادینه می‌کند که در غیاب اصول کرامت‌محور و محدودیت‌های حقوقی مؤثر، خطر عبور از مرزهای مشروعیت عمومی را به‌همراه دارد. مقاله در پایان، ضرورت بازتعادل میان منافع جمعیتی و حقوق بنیادین فردی را در قالب اصلاحات تقنینی و نهادی پیشنهاد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکرد رابطه‌ای به قرارداد، قرارداد رابطه‌ای قاعده‌مند (نوشته) و آثار آنها در روابط طرفین قرارداد</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106655.html</link>
      <description>با آنکه بسیاری از پژوهشگران قرارداد، رویکرد رابطه‌ای را پذیرفته‌اند و آن را به‌منزلۀ چارچوبی نظری و ابزاری عملی برای جبران کاستی‌های حقوق قراردادها در تأمین منافع متقابل طرفین به کار می‌گیرند، ادعای سرنوشت مبهم چنین قراردادی در برخی موارد به فراگیر نشدن استفاده از آن منجر شده است. نیاز به دخالت دادگاه‌ها و تبعات آن، نشان‌دهنده این سرنوشت مبهم است. در مقابل، تحقیقات نظری و عملی نشان می‌دهند این عدم استفاده، صورت‌مسئله را حذف کرده و به نادیده انگاشتن تأثیر ابعاد اقتصادی و اجتماعی قراردادها، خواسته‌ها و درحقیقت هدف اشخاص از انعقاد قرارداد منجر شده است. این درحالی است که رابطه‌گرایی برای طرفین قرارداد واجد اثر عملی بوده و به‌خصوص در روابط بلندمدت نجات‌بخش است. مقالۀ حاضر درصدد است ضمن بررسی چیستی و ویژگی‌های رویکرد رابطه‌ای به قرارداد، با عبور از صرف تفسیر رابطه‌ای، به معرفی قرارداد نوین قاعده‌مند رابطه‌ای بپردازد. قراردادی که ضمن مبتنی بودن بر نفع متقابل، کتبی و مصرح، لکن منعطف است. بدین ترتیب این قرارداد همراه با بهره‌مندی از مزایای رویکرد رابطه‌ای، از ایرادات منتسب به آن فارغ است و امکان استفاده از رویکرد رابطه‌ای را به شکل نوشته و مبتنی‌بر اهداف حقوق قراردادها فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی بر ماهیت حقوقی مؤسسات ملزم به رعایت حق دسترسی به اسناد اداری در ایران و فرانسه</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_87627.html</link>
      <description>با توجه به تأثیر جدی حق دسترسی به اسناد اداری در حمایت از حقوق افراد و جلوگیری از فساد اداری، این حق در نظامهای حقوقی جمهوری اسلامی ایران و فرانسه پذیرفته شدهاست. در همین رابطه و بهمنظور بهرهمندی حداکثری از این حق، شناسایی تابعان و مؤسساتی که ملزم به ارائه اسناد اداری هستند، اهمیت ویژهای مییابد. بدیهی است که ایجاد معیارهایی روشن و دقیق در ملزم نمودن مؤسسات مشمول به ارائه اسنادی که در اختیار دارند، تا حد بسیار زیادی می تواند به اجرای مؤثر این حق کمک نموده و در نتیجه شهروندان را در برخورداری از این حق یاری نماید. در این مقاله تلاش شده تا ضمن بیان جایگاه اصل حق دسترسی به اطلاعات در حقوق اداری جمهوری اسلامی ایران و فرانسه، ماهیت و ویژگیهای مؤسسات و اشخاص مشمول این قوانین در نظامهای حقوقی ایران و فرانسه مورد بررسی قرار گرفته و به ایرادات موجود در این خصوص اشاره شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی مسئولیت مدنی سببیت نامشخص در پرتو نظریه فرصت ازدست‌رفته با تأکید بر پرونده‌های پزشکی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106836.html</link>
      <description>اثبات رابطه سببیت در دعاوی مسئولیت مدنی همواره با چالش‌های عمیقی مواجه بوده است؛ این مسئله به‌ویژه در مواردی که تعیین نقش دقیق خطای پزشکی در وقوع آسیب دشوار یا ناممکن باشد، نمود بیشتری دارد. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با مطالعه تطبیقی در نظام حقوقی برخی کشورهای اروپایی، به بررسی قابلیت &amp;amp;laquo;نظریه فرصت ازدست‌رفته&amp;amp;raquo; به‌عنوان راهکاری برای جبران این خلأ می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این نظریه با شناسایی &amp;amp;laquo;کاهش شانس بهبود یا بقا&amp;amp;raquo; به‌عنوان &amp;amp;laquo;ضرر&amp;amp;raquo; به بهره بردن از این مفهوم پرداخته است و تجربه برخی نظام‌هایی حقوقی نیز نشان می‌دهد ایشان از مفهوم سنتی رابطه سببیت درحال گذارند. بااین‌حال، چالش‌های نظری و عملی متعددی ازجمله ابهام در وجود شانس‌، ذهنی بودن معیار محاسبه غرامت و خطر افزایش دعاوی کم‌اساس، کارایی آن را محدود ساخته است. مطالعه تطبیقی نشان می‌دهد که برخی نظام‌های حقوقی نظیر آلمان و اتریش با استناد به عدم شناسایی &amp;amp;laquo;فرصت&amp;amp;raquo; به‌عنوان حق مستقل، رویکرد محتاطانه‌تری اتخاذ کرده‌اند. در نتیجه، به‌رغم مزایای نظریه فرصت ازدست‌رفته در کاهش ناعدالتی‌های ناشی از اعمال قاعده سنتی مسئولیت مدنی_ قاعده همه یا هیچ_ برای تحقق هرچه بیشتر عدالت نیاز است تا این نظریه با نظریات دیگر نیز ترکیب شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل حق حمایت جسمانی از کودک در سه‌گانه حق تأمین، حمایت و مشارکت در کنوانسیون حقوق کودک و نظام حقوقی ایران</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107108.html</link>
      <description> از جدیدترین دسته‌بندی‌های حوزه حقوق کودک، تحلیل این حقوق به‌ حق تأمین، حق حمایت و حق مشارکت است. حق حمایت در مقابل حق تأمین، وجهه سلبی و منفی از حقوق کودکان است که مانع از دست‌اندازی دیگران به این حقوق می‌شود. در حوزه حق حمایت، می‌توان این حق را به‌حق حمایت جسمانی و غیرجسمانی تقسیم کرد. براساس روش توصیفی - تحلیلی و ناظر بر متون راجع به کنوانسیون حقوق کودک می‌توان حق زندگی با والدین مگر در موارد استثنایی، حق حمایت در برابر تمام اشکال خشونت‌ها، حق حمایت کودک در مقابل قاچاق، حق حمایت در برابر استفاده از مواد مخدر و حق حمایت در مقابل شکنجه را از موارد حق حمایت جسمانی از کودک دانست. از ثمرات تفکیک حق تأمین از حق حمایت، لزوم فراهم‌سازی و ایجابی حق و ملزومات آن در حق تأمین است، درحالی‌که در حق حمایت، به‌جهت ماهیت سلبی آن، وضع قوانین ثانوی جهت حفاظت از این حقوق، وافی به مقصود به‌نظر می‌رسد. درخصوص مصادیق مذکور، نظام حقوقی ایران در هریک از موارد و به فراخور موضوع، رویکردی خاص اتخاذ کرده که به‌صورت تفصیلی در متن بدان پرداخته شده ‌است.  </description>
    </item>
    <item>
      <title>‌تأملی در مسئلۀ دشواری بازنگری قانون اساسی در ایران</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104201.html</link>
      <description>دشواری بازنگری، بایستۀ استواری قانون اساسی است و ازاین‌رو، اصل بر دشواری امکان بازنگری است. اما هیچ متنی بی‌عیب‌ونقص نیست و گذشت زمان مثبت این امر است؛ بنابراین، میزان دشواری بازنگری قانون اساسی باید حد مشخصی داشته باشد و اگر چنین نباشد، آثار سوء آن در سلامت قانون اساسی رخ می‌نماید. ازاین‌رو لازم آمد طی پژوهشی مجزا، مسئلة دشواری بازنگری قانون اساسی و ابعاد مختلف آن بررسی و نظری به وضعیت نظام حقوقی ایران شود. نگارندگان با روش تحلیلی - توصیفی و برپایۀ رویکرد مشاهده‌محور، ابتدا مسئله دشواری بازنگری را تشریح کردند و سپس وضعیت دشواری قواعد بازنگری در ایران را سنجیدند. نتیجه آن شد که میزانِ دشواری قواعد بازنگری در ایران بالاست و همین، موجب ناکارآمدی قواعد بازنگری، پیدایش گونه‌ای نامناسب از &amp;amp;laquo;فرهنگ جهت‌دهی مجدد&amp;amp;raquo; و متروک شدن برخی از قواعد قانون اساسی شده است. ازاین‌رو، پیشنهاد شد که شاکلة قواعد بازنگری دگرگون شود؛ این‌گونه که بازنگری از حالت تک‌مسیره به درآید و وضعیت چند‌مسیره و چندموضوعه به خود گیرد</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیوه تعدیل قرارداد در حقوق ایالات متحده آمریکا</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_102350.html</link>
      <description>به موجب بخش الف-615-2 قانون متحدالشکل تجاری(U.C.C) ، یک فروشنده زمانی از عذر اجرای توافق قراردادی برخوردار است (از اجرای توافق قراردادی معاف است)، که 3 شرط زیر وجود داشته باشد : الف: باید یک حادثه احتمالی رُخ دهد. ب : اجرای توافق شده باید غیرعملی شده باشد. ج : عدم وقوع حادثه احتمالی باید فرض اساسی باشد که قرارداد بر اساس آن شکل گرفته است. 
     در حالی که بخش 615-2 فقط در خصوص عذر فروشنده از اجرا بدلیل از بین رفتن شرایط پیش فرض صحبت می کند، کامنت ها (نظریّات رسمی) مربوط به بخش روشن می کند که این بخش می تواند در موارد مناسب برای معافیّت خریدار اعمال شود. 
        اگرچه امروزه به معنای واقعی کلمه تلاشهای اندکی در راستای دست آوردِ عدم توانایی فیزیکی انجام شده است،  با این حال به نظر می رسد، افزایش هزینه ها یا نوسانات دیگر بازار که فروشنده را تحت تأثیر قرار دهد و در نتیجه منجر به ضرر مالی اجرا برای او شود، ارتباطی با غیرعملی شدنِ تعهد ندارد. یعنی عذر فروشنده، غیرعملی شدن اجرا محسوب نمی شود. اگرچه غیرعملی شدن در قانون متحدالشکل تجاری تعریف نشده است، تعریف فرهنگ لغت آن، به همراه منشاء کامن لا و نظرات طرّاحان نشان می دهد که اجرا باید یک سختی اقتصادی شدید برای متعهّد ایجاد کرده باشد تا بتواند توجیه کننده عذر اجرا نسبت به او باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول نظریه عدم پیش‌بینی پس از اصلاحات قانون مدنی فرانسه و مقایسه با حقوق ایران</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_102475.html</link>
      <description>مطابق با ماده 1195 اصلاحیه قانون مدنی فرانسه مصوب 2016 تعدیل و فسخ قرارداد در فرض تغییر اوضاع و احوال اقتصادی و افزایش شدید هزینه‌های اجرای قرارداد، در قراردادهای طولانی مدت، به حکم دادگاه در صورت عدم توافق طرفین در حل مشکل از طریق مذاکره مجدد میان طرفین، به صراحت پذیرفته شده است. اثر تعدیل قضایی قرارداد یا فسخ آن در صورتی پذیرفته می گردد که از بین رفتن موازنه قرارداد بر اثر تغییر شرایط به نحوی که غیر قابل پیش‌بینی و غیر قابل اجتناب باشد و منجر به مشقت آور شدن اجرای قرارداد شود. در حقوق ایران، اگرچه تعدیل قضایی قرارداد در فرض حدوث شرایط غیر قابل پیش بینی به صراحت بیان نشده است ولیکن با توجه به قاعده لا ضرر، نفی عسروحرج، غبن حادث یا نظر به قصد واقعی متعاقدین، تعدیل قضایی قرارداد قابل استنتاج است. هر چند برخی حقوقدانان معتقدند که فسخ با حقوق ایران سازگارتر است اما تعدیل قضایی قرارداد با اصل بقای قرارداد بیشتر موافق است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حقِ حق داشتن: بازخوانی مفهوم شهروندی (شناسایی عوامل محرومیت از حق در ایران)</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_102865.html</link>
      <description>از منظر هانا آرنت بهره مندی از حقهای بشری بر حق نانوشته ای با نام حق حق داشتن منوط است. برخلاف ادعای مبنایی نظام حقوق بشر بین الملل، برابری و تبعاً آزادی، به صرف انسان بودنِ یک گونه زیستی محقق نمیشود، بلکه درگرو پذیرش آنها به عنوان انسان برابر با دیگران یا به‌تعبیر دیگر مشروط به شهروندی در یک نظام سیاسی است. هدف پژوهش حاضر شناسایی افراد و گروههایی است که در ایران از حق حق داشتن محروم هستند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. یافته ها نشان میدهد برقراری حق حق داشتن سه شاخص دارد:مشارکت در سپهر عمومی، وجود پیوند میان فرد با دولت، به سامان بودن رابطه فرد با جامعه؛ بی دولتی، مهاجرت، در اقلیت ابدی و حاشیه ای بودن چهار عامل اصلی محرومیت از حق حق داشتن است. در جوامع مختلف گروههایی از انسانها عدم برقراری این شاخصها، از حق حق داشتن بی بهره می مانند و خارج از دایره تضمینهای حقوق بشری قرار میگیرند. نتایج نشان میدهد در ایران پناهندگان، ایرانیان فاقد مدارک هویتی، کودکان کار، اقلیتهای موضوع اصل 14 ق.ا، بعضی اقلیتهای سیاسی، افراد بیخانمان، زنان خانه دار، اقلیتهای جنسی و کارگران جنسی به درجاتی در زمره محرومان از حق حق داشتن قرار دارند. تنها با خروج چنین افرادی از دسته محرومان از حق است که تعریف حقوق بشر از انسان در فرض شهروند بودن به انسان به صرف انسان بودن، ارتقا مییابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی قانون حاکم بر جبران خسارت حمل و نقل مرکب بین‌المللی درکنوانسیون‌های حمل و نقل ساده و رویه قضایی بین‌المللی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_103086.html</link>
      <description>حمل‌ونقل مرکب مقوله‌ای اساسی در حقوق تجارت بین‌الملل است. حمل‌ونقل مرکب بین‌المللی بنابر قرارداد واحد بین ارسال کننده و متصدی حمل‌ونقل کالا، ترکیبی از دو یا چند وسیله و روش حمل‌ونقل ساده(دریایی، جاده‌ای، هوایی و ریلی) است که در قالب‌های وسیله بر وسیله (وسیله حمل‌ونقل حامل کالا بر وسیله حمل‌ونقل دیگر) و یا وسیله به وسیله(انتقال کالا از یک وسیله حمل ونقل به وسیله حمل ونقل دیگر) از مبدا یک کشور به مقصد کشوری دیگر انجام می‌شود. قانون حاکم، متاثر از محل وقوع خسارت است و نظام جبران خسارت، تابع قانون حاکم است که در هریک از حمل‌ونقل‌‌های ساده بین‌المللی، تابع کنوانسیون‌ بین-المللی خاصی است؛ اما نظام جبران خسارت حمل‌ونقل مرکب بین‌المللی، بنابر ماهیت خاص قرارداد و فقدان کنوانسیون خاص و لازم الاجرا، پیچیده است. قانون آمره حاکم بر جبران خسارت حمل‌ونقل مرکب بین‌المللی، بنابر مقررات کنوانسیون‌های حمل‌ونقل ساده بین‌المللی رایج و لازم‌الاجرا اعم از حمل‌ونقل جاده-ای بین‌المللی(سی.اِم.آر)، حمل‌ونقل ریلی بین‌المللی(کوتیف-سی.آی.اِم)، حمل‌ونقل هوایی بین‌المللی مونترال(اِم.سی) و حمل‌ونقل دریایی بین المللی هیگ(لاهه)-ویزبی در قالب رویه قضایی بین‌المللی، بررسی توصیفی و تحلیل حقوقی شده است که بالحاظ رویکرد و نظام اصلاحی، بر جبران خسارت کل یا جزء حمل‌ونقل مرکب بین‌المللی قابل اعمال است؛ همچنین، نظر به عضویت ایران در برخی از کنوانسیون‌‌های حمل‌ونقل ساده بین‌المللی، در نظام حقوقی ایران نیز موضوعیت و کاربرد دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش های هنجاری حقوق محیط زیست ایران در حوزه استخراج معدن</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_103135.html</link>
      <description>کاستی‌های نظام حقوقی در شناسایی تهدیدها و مقابله حقوقی شایسته با تهدیدات زیست‌محیطی ناشی ‌از استخراج معادن و صیانت از منابع معدنی بدون شناسائی دقیق انواع و اقسام این تهدید‌ها امکان‌پذیر نیست بدین سبب مطالعات زمین‌شناختی تهدیدات زیست‌محیطی ناشی از استخراج معادن مقدمه‌ای ضروری جهت مقابله حقوقی با این تهدیدها از طریق وضع قوانین و مقررات متناسب و طراحی نظام حقوقی شایسته برای مقابله با آنهاست. در این مقاله سعی ‌شده‌است تا با استفاده از روش توصیفی بصورت مکانیکی با استمداد از چارت مهندسی معدن ابتدا تهدیدات زیست‌محیطی ناشی از استخراج معادن مورد شناسایی قرار گرفته و سپس با استفاده از روش تحلیلی خلاءها و چالش‌های نظام حقوقی کشور در مقابله با این تهدید‌ها مورد شناسایی و ارزیابی قرار‌گیرد. پرسش این است که کاستی‌های قوانین و مقررات زیست‌محیطی در بخش استخراج ‌معادن کدامند و راهکار ترمیم کاستی‌های موجود در نظام حقوقی ایران چیست؟ 
می‌بایست گفت تهدیدات زیست‌محیطی ناشی از استخراج معادن در نظام حقوقی ایران به شکل کلی، بخشی‌نگر و ناقص مورد شناسایی قرارگرفته‌است. عدم اشاره به جزئیات و تفکیک تهدیدها برحسب نوع معدن و مشکلات عملی موجود در این زمینه از چالش‌های خاص این حوزه می‌باشد که این واقعیت‌ها، مقابله حقوقی مؤثر با این تهدیدها را نیز با مانعی جدی مواجه ‌نموده‌است. در مقاله حاضر به بررسی این چالش‌ها، خلاء‌ها و تهدیدها خواهیم پرداخت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آزادی آکادمیک</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_103283.html</link>
      <description>آزادی آکادمیک در وهله اول یک حق- آزادی منفی است و در پی تدارک یک سپر دفاعی در برابر دخالت مراجع و نهادهای بیرونی به منظور حمایت از فعالیت هایی است که استادان (با هر درجه علمی) و دانشجویانِ نهادهای آموزش عالی(به هر نامی که خوانده شوند: دانشگاه، آکادمی، مدرسه...) در مقام آموزش، پژوهش و یادگیری موضوعات و مباحث علمی انجام می دهند. آزادی آکادمیک فردی گاه از قِبَل آزادی آکادمیک نهادی تامین می شود. به عبارت دیگر، می توان علاوه بر آزادی آکادمیک فردی دانشگاهیان، از آزادی- استقلال نهاد دانشگاه از سلسله مراتب اقتدار سیاسی و اداری سخن گفت و همینطور از آزادی- مشارکت دانشگاهیان در اداره امور دانشگاه که وجه مثبت یا ایجابیِ آزادی آکادمیک را تقویت می کند. همینطور تامین امنیت شغلی استادان از راه شناسایی حق تصدی شغل ثابت آکادمیک یا پیش بینی الگوهای استخدامیِ مخصوص برای استادان دانشگاه و یا روندهای شکلی منصفانه برای خاتمه قرارداد همکاری آنها با نهادهای آموزش عالی، اکنون به یکی از تمهیدات شناخته شده حقوقی برای دفاع از آزادی آکادمیک بدل شده است. آزادی آکادمیک با این اجزاء و مولفه ها، اکنون دیگر نه صرفا یک ارزش آرمانی بلکه به عنوان یک تعهد حقوقی، اجرای آن همانند سایر حقوق بشری بر عهده دولتها نهاده شده و همین امر چه بسا زمینه تعارض یا تزاحم اجرای آنها را در عمل فراهم می کند. این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی به تحقیق جایگاه آزادی آکادمیک و امکان تعارض آن با دیگر حق های  بشری شاخته شده در قوانین کشورها می پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های امنیت و آزادی در دانشگاه‌های‌ ایران</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_103519.html</link>
      <description>دانشگاه‌، نمادی از نوگرایی در حوزه‌ی آموزش رسمی و متکی به سطوحی از استقلال است که در حوزه‌های تملک اموال و دارایی، تعقیب درون سازمانی کارکنان و دانشجویان، خود را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، ضابطان قضایی نیز برای تامین امنیت عمومی در قالب کشف جرم یا حفظ صحنه آن، تعقیب متهمان یا مجرمان و یا در اجرای قوانینی مانند راهنمایی و رانندگی، ناگزیرند به محیط دانشگاه یا موسسات تابعه آن، مانند خوابگاه‌ها و کتابخانه‌ها، آزمایشگاه‌ها و... همانند سایر اماکن در خارج از دانشگاه، وارد شوند. 
  پرسش اصلی، آن است که آیا استقلال دانشگاه و لزوم تضمین آزادی آن، نحوه تامین امنیت عمومی را تغییر می‌دهد و از این رو، گستره اختیارات ضابطان، محدود یا مشروط می‌شود یا آن که اختیارات آنان در فضای دانشگاه‌، مطلق است؟ آیا برای ورود ضابطان برای انجام وظایف معمول یا تعقیب مخالفان، ضوابط متفاوتی وجود دارد؟ پژوهش پیش رو، از طریق مطالعه کتابخانه‌ای با روش توصیفی و تحلیلی و مطالعه‌ای بیناگرایشی حقوق کیفری و عمومی با بیان تحولات تاریخی این بحث، راهبرد‌های مجلس شورای اسلامی و دولت در این باره و چالش‌های میان امنیت و آزادی در دانشگا‌ه‌ها را مطرح و مورد ارزیابی، قرار داده است. در مجموع، عدم تصریح به امتیازات دانشگاه در برابر امنیت در متون قانونی به مطلق‌انگاری دایره اختیارات ضابطان نسبت به دانشگاه و اصالت قدرت در برابر امنیت دانشگاه و کارکردهای آن انجامیده است. یافته‌های پژوهش، پاسخی به جدال‌های بی-پایان امنیت و آزادی دانشگاه‌ها در چند دهه‌ گذشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اقتصادی قاعده «عدم مسئولیت» در حوزه حقوق پزشکی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_103671.html</link>
      <description>قاعده &amp;amp;laquo;عدم مسئولیت&amp;amp;raquo; خود قسمی از قاعده &amp;amp;laquo;مسئولیت محض&amp;amp;raquo; تلقی می‌شود. به موجب قاعده عدم مسئولیت، شخص زیان-دیده با تمام هزینه‌های ناشی از حادثه روبرو می‌شود. از این نظر، قاعده عدم مسئولیت به معنای مسئولیت محض شخص زیان‌دیده است. این قاعده، به جهت مقدس و غیرتجاری بودن حرفه پزشکی و وجود برخی باورهای خاص، برای سالیان متمادی قاعده عمومی در این حوزه بود. با گذشت زمان و تغییر رویکرد جامعه به این فعالیت‌ها، به تدریج مسئولیت پزشکان مورد شناسایی قرار گرفته و روز به روز توسعه یافته است. تحلیل اقتصادی این قاعده نیز نشان می‌دهد که تغییر رویکرد جامعه و نظام حقوقی، منطبق بر کارایی اقتصادی بوده است. استفاده از قاعده عدم مسئولیت در حوزه پزشکی، عموماً دو اثر بسیار مهم دارد. از یک سو، سطح فعالیت پزشکان بالاتر از سطح بهینه و سطح احتیاطی آنها بسیار پایین‌تر از سطح بهینه قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، احتیاط‌های بیماران یا تأثیری در ورود زیان ندارد و یا اینکه آنها باید با هزینه بسیار بیشتری نسبت به پزشکان از بروز حادثه جلوگیری کنند. بنابراین، این قاعده به عنوان یک قاعده عمومی نمی‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. با این وجود، این قاعده می‌تواند در شرایط خاصی، کارا باشد. نخست، موقعیتی که در آن، بیمار، تنها یا &amp;amp;laquo;کم‌هزینه‌ترین اجتناب‌کننده از زیان&amp;amp;raquo; است. دوم، موقعیتی که نظام قضایی در مقام تغییر استانداردهای احتیاطی است. سوم، موقعیتی که هزینه‌های اجرایی رسیدگی به قصور پزشک، از منافع حاصل از آن بیشتر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هیأت حل اختلاف در قراردادهای پیمانکاری بین‏المللی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_103769.html</link>
      <description>قراردادهای پیمانکاری بین‌المللی، یکی از پیچیده ترین قراردادهایی هستند که در عرصۀ تجارت بین الملل وجود دارند. طولانی بودن مدت این قراردادها و اهمیت فوق العاده زمان و هزینه در آنها، محرک تلاش‌هایی است که در سطح بین المللی در جهت به حداقل رساندن امکان بروز اختلاف در این قراردادها صورت گرفته است. چرا که پرهزینه و طولانی بودن زمان توسل به نهادهای سنتی حل و فصل اختلافات، باعث توقف اجرای پروژه به مدت طولانی، صرف هزینه‌های بسیار و عدم اتمام به موقع پروژه می‌شود. از همین رو سازمان‌هایی که در تمهید قواعد و مقررات مربوط به قراردادهای پیمانکاری دستی داشتند، به‌منظور حل این مشکلات «هیأت حل اختلاف» را در قراردادهای متحدالشکل خود، پیش‌بینی نمودند. این هیأت امکان بروز اختلاف را در قراردادهای پیمانکاری به حداقل رسانده و در روند حل و فصل اختلافات باقیمانده نقش مؤثری دارد. آشنایی با این هیأت، زمینه ایجاد آن، مقایسه آن با سایر مراجع حل و فصل اختلاف، نقش آن در رسیدگی نهایی و مزایا و معایب به-کارگیری این شیوه از جمله مسائلی هستند که در مقالۀ پیش رو، به آن‌ها پرداخته خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ماهیت و آثار دعوای دین و خسارت در حقوق انگلستان و ایران با تأکید بر آراء قضائی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104106.html</link>
      <description>اولین شیوة مقابله با نقض قرارداد در حقوق انگلستان پرداخت خسارت است که معمولاً با پرداخت مبلغی پول صورت می‌گیرد و الزام به اجرای عین تعهد جنبة استثنائی دارد. در مواردی که موضوع تعهد انجام دادن یا ندادن کاری غیر از پرداخت پول است، تفاوت دعوای خسارت با دعوای الزام به اجرای عین تعهد روشن است اما در مواردی که موضوع تعهد پرداخت وجه نقد است، تمایز این دو دعوا با ابهام مواجه می‌شود؛ چراکه در این صورت، خواستة هر دو دعوایِ خسارت و الزام به انجام تعهد، مطالبة مبلغی وجه نقد است. با این حال، حقوقدانان انگلیسی به تفکیک ماهیت این دو دعوا وتمایز آثار آن دو توجه کرده‌اند. ازجمله‌ این که در دعوای مطالبه وجه نقد، اثبات شرایط مسئولیت و مسئله تعیین میزان خسارت مطرح نمی‌شود. بحث در مورد تفاوت دعوای خسارت با دعوای دین در حقوق ایران هم قابل طرح است. در حقوق کشورمان با توجه ذکر اتلاف و تسبیب به عنوان مبنای پرداخت خسارت در ماده 515 ق.آ.د.م.، دعوای خسارت ناشی از قرارداد درواقع به دعوای دین ناشی از اتلاف و تسبیب تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، هرچند که تبصره 2 این ماده عدم النفع را قابل مطالبه ندانسته اما دعوای مربوط به نقض قرارداد اگر در قالب مطالبة دین باشد حتی با وجود تبصره مذکور هم قابل پذیرش است. در حقوق ایانران، از برخی نصوص قانونی مانند مواد 515 و 522 ق.آ.د.م. تمایز این دو دعوا استفاده می‌شود و در برخی از آراء قضائی نیز به این تمایز و آثار آن توجه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عناصر تحقق اماره قضایی و رابطه آن با ادله دیگر</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104166.html</link>
      <description>در تحلیل تعریف قانون مدنی از اماره قضایی (مواد 1322 و 1324) لازم است عواملی از جمله؛ منظور از اوضاع و احوال، بسیط یا مرکب بودن اماره و نقش نظر قاضی، بررسی شوند. این بررسی و تحلیل برای شناخت ماهیت اماره قضایی در حقوق ما ضروری است. علاوه بر این، مقایسه اماره قضایی با سایر ادله اثبات دعاوی می‌تواند در شناسایی بیشتر این دلیل مفید باشد. در این پژوهش، ضمن بیان دیدگاهها در خصوص این موارد، به تحلیل و بررسی موضوع پرداخته شده است. یافته های تحقیق نشان می‌دهد اماره قضایی در حقوق ما یکی از ادله اثبات دعاوی است که هر آنچه که قاضی را در دست‌یابی به واقعیت موضوع دعوا، هدایت و راهنمایی نماید و در قانون با عنوان خاص، به عنوان دلیل مقرر نشده باشد، در بر می‌گیرد. اماره قضایی دلیلی است که با توجه به گستردگی و تنوع مصادیق، کارکردهای مختلف در اثبات موضوع دعوا یا در تکمیل ادله دیگر دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قاعده‌گذاری در حوزه نیروهای مسلح؛ آسیب‌شناسی مجاری وضع و تحلیل بایسته‌های حقوقی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104243.html</link>
      <description>ارتقای کارآمدی نیروهای مسلح به‌دلیل جایگاه عالی آنان در حفظ نظم، امنیت، استقلال و صیانت از تمامیت ارضی کشور غیرقابل‌انکار است. یکی از مهمترین عوامل ناکارآمدی در این ارتباط ریشه در نظام حقوقی حاکم بر نیروهای مسلح و نحوه قاعده‌گذاری در رابطه با آنها دارد؛ چنانکه مراجع متعددی نظیر رهبری، مجلس شورای اسلامی، شورای عالی امنیت ملی، ستاد کل نیروهای مسلح، هیئت‌وزیران، وزارت دفاع و فرماندهان عالی نظامی و انتظامی در ارکان نیروهای مسلح واجد صلاحیت قاعده‌گذاری در رابطه با این نیروها هستند. این مسئله منجر به ابهام در صلاحیت مراجع مزبور و ماهیت مصوبات آنان و درنتیجه، کاهش کیفیت قاعده‌گذاری و تضعیف نظم حقوقی در این حوزه شده است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی درصدد آسیب‌شناسی قاعده‌گذاری در حوزه نیروهای مسلح و ارائه بایسته‌های حقوقی لازم در این ارتباط است. یافته‌ها نشان می‌‌دهد عنایت توأمان به صلاحیت ذاتی مجلس در قانون‌گذاری و اقتضائات ناشی از فرماندهی کل نیروهای مسلح و نسبت‌سنجی میان این دو مقوله امری ضروری است. همچنین، تعیین قلمروی اختیارات تمامی مراجع مقرره‌گذار، ایجاد نهاد هماهنگ‌کننده ذیل نیروهای مسلح، راه‌اندازی نظام تنقیح و ارتقای شفافیت در ارتباط با قواعد نیروهای مسلح ازجمله مهمترین راهبردهایی هستند که می‌توانند آسیب‌های مربوط به قاعده‌گذاری در این حوزه را کاهش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیوند خیابان و دموکراسی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104286.html</link>
      <description>خیابان ابداع انسانی برای تسهیل آمد و شد و دموکراسی الگویی برای مشارکتی سازیِ حکمرانی است؛ این پژوهش به دنبال تبیین تأثیر و تأثر متقابل دموکراسی و خیابان ازمنظر حقوقی، با روش توصیفی-تحلیلی این پرسش را مورد پژوهش قرار میدهد که چه ارتباطی میان خیابان و دموکراسی وجود دارد. دموکراسی چهار مؤلفه حداقلی دارد: مشارکت همگانی، برابری، تضمین حقوق اقلیت ازطریق رعایت حقوق بشر و تکثرگرایی. دموکراسی و خیابان در سه بعد برهم کنش دارد: خیابان دموکراتیک (خیابانی که در شکل و ساختار در انطباق کامل به مؤلفه های دموکراسی است)؛ دموکراسی خیابانی (استفاده از روشهای دموکراسی تعاملی در سطح خیابان منتها با به کارگیری نهادهای جامعه مدنی جهت تسری مشارکت همگانی به همه گروه ها و افراد حاشیه ای مانند بی انمانها و دست فروشان) و دموکراسی در خیابان (به معنای ایجاد بسترهای فنی لازم در خیابان برای انجام نافرمانی مدنی و تجمعات اعتراضی ازطریق برگزاری میتینگ، راهپیمایی، تجمع، تحصن، راه انداختن کارناوال، ازدحام ناگهانی و نظایر و نیز گفت وگو به قصد صورت بندی جهان مشترک و اتخاذ تصمیمهای اجماعی). درفرض ایجاد و تقویت این پیوندها هم خیابان واجد وصف خوب می شود، یعنی شهروندان به حضور در آن تمایل پیدامی کنند، هم دموکراسی از ادوار انتخاباتی به متن زندگی روزمره تسری می یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساز و کار تأثیر حقوق بر فرایند توسعه</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104405.html</link>
      <description>همزمان با اهمیت یافتن جایگاه حقوق و نظام حقوقی در مطالعات توسعه، حقوقدانان کشورهای درحال توسعه وظیفه خطیری در فرایند توسعه و ارتقاء شاخص‌های آن به‌عهده دارند. پرسشی که مطرح می‌شود آن است که قوانین مرتبط با توسعه در یک کشور چه مسیری را برای دستیابی به اهداف توسعه مورد نظر باید طی کنند؟  ارائه چنین الگویی، برای نشان دادن ساز و کار تأثیر حقوق در فرایند توسعه امری ضروری است. در این فرایند سه مرحله تنظیم مقررات، تبعیت از مقررات و اجرای برنامه‌های توسعه‌ اهمیت دارد. در وهله اول اهداف توسعه مانند رشد اقتصادی پیش‌بینی شده و مقرراتی در جهت رسیدن به آن وضع می‌شود. در مرحله بعد وجود ساختارها و نهادهای حقوقی مناسب و قوانین متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی ضامن تنظیم و وضع مقررات مناسب خواهند بود. چنین مقرراتی پیش از آنکه اجرا شوند، باید مورد پذیرش عمومی افراد جامعه قرار گیرند تا توسعه به نحوی همگانی صورت گیرد. در آخرین مرحله، ظرفیت و امکانات مادی و معنوی دولت‌ها و اراده سیاسی رهبران آن‌ها نه‌تنها اجرای مقررات توسعه را رقم می‌زند بلکه تضمین‌کننده‌ی حسن اجرای سیاست‌های توسعه است. نگاه تقلیل‌گرایانه و ابزاری به قوانین در کشورهای در حال توسعه از ایفای چنین نقشی عاجز است و این کشورها تنها با توسل به نظم حقوقی همه‌جانبه و جامع می‌توانند به اهداف توسعه دست یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شئون و اختیارات &amp;laquo;رهبری&amp;raquo; در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (بررسی نسبت مقام &amp;laquo;رهبری&amp;raquo; با شأن ولایی)</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104499.html</link>
      <description>در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قراین متعددی دلالت بر تاثیر گذاری همزمان چند نظریه دولت دینی دارد، به نحوی که ماهیت نظام را از تعبیر &amp;amp;laquo;حاکمیت ملی&amp;amp;raquo; تا &amp;amp;laquo;ولایت مطلقه فقیه&amp;amp;raquo; در نوسان قرار می‌دهد. طبیعی است که چنین تنوعی، در واقع بازتاب اندیشه‌های موثر بر فرآیند تصویب قانون اساسی و سپس بازنگری آن است. اما در عین حال لزوماً در بردارنده همه نظریات نیست. در این نوشتار برآنیم تا نشان دهیم از سویی، اقتضائات ناشی از جمهوریت و جنبه‌های مردمسالار نظام، امکان پذیرش هر تفسیری را از تعابیر فقهی موجود در قانون اساسی به ما نمی‌دهد و از سوی دیگر، تقلیل حتی اکثری‌ترین نظریات فقهی دولت از جمله نظریه ولایت مطلقه فقیه، به شأن و کارکرد نظارتی فقیه، امکان جمع دو جنبه دموکراتیک و ولایی نظام را در متن قانون اساسی فراهم ساخته است. از همین روی، ضمن تمیز دو مفهوم &amp;amp;laquo;رهبر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ولی فقیه&amp;amp;raquo;، می‌توان شئون و اختیارات رهبری را در سه محور (ریاست اجرایی، ریاست کشوری، ولایت امر) از یکدیگر تفکیک کرد و صرفاً شأن نظارتی رهبر را در اصل 57 قانون اساسی، ذاتی و منطبق با نقش و جایگاه ولایی وی لحاظ نمود. هرچند که در رویه حکومتی جاری، چنین تفکیکی عملاً غیرممکن به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علل مؤثر بر میزان استناد شورای نگهبان به اصول قانون اساسی در بررسی مصوبات مجلس شورای اسلامی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104542.html</link>
      <description>در طول سال‌های فعالیت شورای نگهبان، نظرات فراوانی از سوی این شورا در بررسی مصوبات مجلس اعلام شده است. مرور این نظرات نشان می‌دهد تفاوت قابل‌توجهی در میزان استنادات شورا به اصول مختلف قانون اساسی وجود دارد: از اصول بی‌استناد تا اصولی با استنادات فراوان. نوشتار پیش‌رو با برگرفتن روش توصیفی-تحلیلی درصدد پاسخگویی به این پرسش مهم است که علل مؤثر بر میزان استناد شورای نگهبان به اصول قانون اساسی کدامند؟ براساس یافته‌های این مقاله، تفاوت در میزان استنادات شورا به اصول قانون اساسی، فی‌نفسه ایرادی به عملکرد شورای نگهبان محسوب نمی‌شود بلکه با توجه به علل تفاوت در میزان استنادات به شرحی که در متن این مقاله بررسی خواهد شد، عملکرد شورا مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. تلاش برای رفع نسبی این علل ضروری به نظر می‌رسد. اصلاح رویه تقنینی (شامل ابتکار لوایح توسط قوه مجریه و نیز طرح‌های قانونی و تصویب آن در مجلس)، اصلاح رویه و رویکرد شورای نگهبان و بازنگری در برخی از اصول قانون اساسی از جمله راهکارهای پیشنهادی این نوشتار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی مطلوب دادرسی اساسی در ایران</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104619.html</link>
      <description>دادرسی اساسی به عنوان یکی از مهمترین و حیاتی‌ترین نهادهای یک نظام سیاسی و حقوقی تلقی می‌شود. با توجه به چنین جایگاهی است که شواری نگهبان در نظام حقوقی ایران دارای نقش ویژه‌ای است به نحوی که می‌توان گفت شورای نگهبان یکی از مهمترین نمادهای نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود. با مروری بر متن قانون اساسی و رویه حاکم بر شورای نگهبان بخصوص نظریات صادره از شورا، می‌توان گفت پاسداری از شرع و احکام اسلامی ( دادرسی شرعی) هدف اصلی از تاسیس شورای نگهبان بوده است و پاسداری از قانون اساسی ( دادرسی اساسی) در مرحله دوم قرار دارد. تمرکز شورا بر دادرسی شرعی سبب شده است تا پشتیبانی از قانون اساسی دغدغه اصلی شورا نباشد. با توجه به انتقاداتی که نسبت به شورای نگهبان صورت می‌گیرد، ضرورت بازبینی در ساختار و نگرش شورا ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است و در مقاله پیش‌رو به دنبال الگویی مطلوب از نهاد دادرس اساسی در ایران هستیم. از این رو در ارائه الگوی مطلوب دادرسی اساسی توجه به ماهیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گرفته است. امری که در نهایت و با توجه به رویه و سنت حاکم بر کشور، می‌توان گفت نظام شورایی با انجام پاره‌ای اصلاحات اساسی از جمله اصلاح قانون اساسی همچنان بهترین گزینه به عنوان نهاد  دادرس اساسی در کشور می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی جرم شناختی موارد اختلالات انحرافی جنسی ارجاع شده به کلینیک های تخصصی روان شناسی شهر تهران</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104703.html</link>
      <description>اکثریت اختلالات انحرافی جنسی دارای قربانی است و منجر به آسیب و مزاحمت در فضای خصوصی یا محیط عمومی و اجتماعی می&amp;amp;rlm;گردد، برخی نیز که بیشتر حالت انحراف گونه دارد با توجه به شدت انحراف جنسی در فرد می&amp;amp;rlm;تواند منجر به بروز جرایم مختلف یا بزهدیدگی گردد. در این مطالعه به واکاوی جرم&amp;amp;rlm;شناختی ۳۹ مصاحبه شونده دارای اختلالات انحرافی جنسی از بین موارد هشت گانه آن که اکثریت آنها آقا و مجرد و تنها ۴ نفر خانم بودند، با توجه به نوع ارجاع هر یک به کلینیک&amp;amp;rlm;های روانشناسی شهر تهران، با روش تحقیق کیفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با رویکرد تحلیل پدیدار شناسی به مطالعه تجربه زیسته زندگی مصاحبه شوندگان پرداخته و به صورت روش کلایزی کدگذاری داده&amp;amp;rlm;ها صورت گرفت. بر  اساس نتایج به دست آمده، ضعف مولفه تربیتی والدین و فضای نامناسب خانوادگی آنان در سنین رشدی نقش بسزایی در ایجاد انحرافات جنسی در آنان داشت‌. از بین مولفه&amp;amp;rlm;های جرم&amp;amp;rlm;شناختی متعدد، برچسب زنی&amp;amp;rlm;های نامناسب و معاشران ترجیحی افتراقی ناسالم، تقویت کننده&amp;amp;rlm;های رفتار انحرافی طبق نظریه تقویت فرق دار در جرم&amp;amp;rlm;شناسی نقش بسیار مهم تری در شروع و پایداری انحرافات در آنان داشته، که این موارد در کنار مشکلات متعدد روانشناختی در منحرفین جنسی و حوادث مهم‌ زندگی در سیر مراحل رشدی آنان طبق مفاهیم نظریات جرم&amp;amp;rlm;شناسی رشدمدار در ایجاد اختلالات انحرافی جنسی در آنان موثر بود. راهکارهای پیش گیری رشدمدار مانند برنامه&amp;amp;rlm;های تربیت مدار و فردمدار می‌تواند سبب پیش گیری از انحرافات جنسی گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی تحدید ممنوعیت شکنجه از طریق نظارت شورای نگهبان</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104898.html</link>
      <description>چکیده 
قانون‌گذار اساسی در اصل 38 شکنجه را ممنوع اعلام نموده و مقرر داشته است که: &amp;amp;laquo;هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است ...&amp;amp;raquo;. در راستای عینیت‌بخشی به این اصل، مجلس شورای اسلامی در سال 1381 &amp;amp;laquo;طرح منع شکنجه&amp;amp;raquo; را تصویب نمود که در نظر شماره 662/30/81 مورخ 16/03/1381 شورای نگهبان موردبررسی قرار گرفت و ایراداتی نسبت به این طرح مطرح گردید؛ ازجمله اینکه ممنوعیت مطلق عدم اعمال شکنجه را موردتردید دانسته است. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از داده‌های کتابخانه‌ای مترصد پاسخ‌گویی به این چالش است که آیا شورای نگهبان می‌تواند قائل به امکان اعمال شکنجه در موارد خاص باشد و بر اصل 38 قانون اساسی قیدی مترتب سازد؟ نتیجه پژوهش نمایانگر آن است که عدم جواز تحدید اطلاق ممنوعیت شکنجه، از پشتوانه‌ی استدلالی بیشتری برخوردار بوده و  امکان تقیید اطلاق مقرر در اصل 38 قانون اساسی از طریق نظارت شرعی شورای نگهبان وجود ندارد. بنابراین عدم امکان اعمال شکنجه به‌طور مطلق بوده و استثناپذیر نیست.

کلیدواژگان: اصل 38 قانون اساسی، طرح منع شکنجه، شورای نگهبان، ممنوعیت شکنجه، نظارت</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیرپذیری نام گذاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط ایالات متحده آمریکا بر نقض مصونیت اموال دولت ایران در کانادا از منظر حقوق بین الملل</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104903.html</link>
      <description>به دنبال نام گذاری سپاه پاسداران توسط آمریکا به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی، قربانیان آمریکایی اقدامات سپاه مبادرت به طرح دعاوی و اجرای احکام خود هم در آمریکا و هم در خارج از آن نمودند. یکی از کشورهایی که این قربانیان با استناد به نام گذاری سپاه پاسداران مبادرت به درخواست شناسایی اجرای احکام خارجی و توقیف اموال متعلق به سپاه پاسداران نمودند، کانادا بوده است. البته خود کانادا نیز در طول سالیان گذشته مبادرت به تدوین قوانین متعدد از جمله قانون عدالت برای قربانیان تروریسم و قانون ماموریت های خارجی و سازمان های بین المللی نموده است. در همین راستا، پس از سال 2019 میلادی، اقدامات زیادی در جهت شناسایی اجرای احکام صادره از محاکم قضایی ایالات متحده ناظر بر اقدامات ادعایی تروریستی سپاه پاسداران صورت گرفت که موجبات توقیف اموال ایران در کانادا را فراهم ساخت. سوال اصلی مقاله حاضر آن است که با توجه به اینکه سپاه پاسداران  به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی قلمداد شده است، آیا این اقدام خلاف مصونیت دولت ها از منظر حقوق بین الملل است؟ نتیجه تحقیق حاضر آن است که با توجه به اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر مبنای اصل 150 قانون اساسی، جزء حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است، لذا نمی توان بر اساس کنوانسیون مصونیت دولت های خارجی و اموال آنها 2004 ملل متحد و جایگاه قاعده آمره بین المللی بودن آن، حق دادگاه های کانادایی مبنی بر شناسایی اجرای احکام قضایی قربانیان آمریکایی ناشی از اقدامات ادعایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به رسمیت شناخت</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی وجه التزام(شرط جزایی)، درقرارداد و مقایسه آن با خسارت مقطوع و خسارت تنبیهی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104939.html</link>
      <description>وجه التزام مبلغی تعیین شده در قرارداد است که برای جلوگیری از نقض احتمالی قرارداد پیش ‌بینی می شود و از آن با عنوان &amp;amp;laquo;شرط کیفری&amp;amp;raquo;، نیز نام برده می شود. ماده 230 قانون مدنی ایران به وجه التزام اشاره دارد که بر اساس آن وجه التزام شرط شده در قرارداد برای جبران خسارتی است که در صورت تخلف از اجرای تعهد حاصل می‌شود. در حقوق کشورهای عربی از آن به عنوان &amp;amp;laquo;البند الجزایی&amp;amp;raquo;، و در حقوق انگلیس با عنوان &amp;amp;laquo; penalty  clause &amp;amp;raquo;، آمده است. وجه التزام به دو نوع تقسیم می‌شود: وجه التزام در تأخیر انجام تعهد، مثلاً برای هر روز تأخیر مبلغی معین از جانب متعهد پرداخت شود، که در این مورد متعهدله می تواند وجه التزام و اجرای تعهد را توأماً بخواهد و وجه التزام به صورت بدل از انجام تعهد اصلی که در صورت عدم انجام تعهد تنها وجه التزام قابل مطالبه خواهد بود. وجه التزام با خسارت مقطوع متفاوت است زیرا مورد اخیر یک تخمین و ارزیابی دقیق از میزان خسارات بوده، اما وجه التزام یک پیش بینی احتمالی است و به عنوان مبلغی ثابت صرف نظر از اینکه ضرری وارد شود یا نشود پیش بینی می شود.مقایسه وجه التزام و خسارت مقطوع و خسارت تنبیهی بیان وجه تفاوت و شباهتهای ایندو وجه همت این مقاله است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی واکنش به بزهکاری اطفال و نوجوانان در حقوق ایران و انگلستان</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_104954.html</link>
      <description>چکیده:         
  حقوق ماهوی کیفری اطفال و نوجوانان، از موضوعاتی است که امروزه بیش از گذشته، موردتوجه حقوق‌دانان قرار گرفته و به‌تبع آن مقررات راجع به حقوق کیفری اطفال و نوجوانان، در چند دهه اخیر و تحت نظارت سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق کودکان، دستخوش تغییر و تحولات فراوانی گشته است. علی‌رغم تحریر مقالات و کُتب متعدد و رهنمودهای دکترین حقوق کیفری و برگزاری همایش‌ها و کنفرانس‌های مختلف راجع به مباحث حقوق کیفری اطفال و نوجوانان، فرض بر آن است که همچنان قانون‌گذار در قوانین کیفری با موضوع کودکان، و در نگاه خود به مسئولیت کیفری و شیوه پاسخ‌دهی به بزهکاری کودکان، دچار لغزش و افراط‌وتفریط شده و به‌عبارت‌دیگر، قوانین جزایی مرتبط در این بخشِ حساس، مشحون از کاستی‌ها می‌باشد. با آسیب‌شناسی دقیق  قوانین کیفری ایران و در تطبیق با نظام کیفری انگلستان در تحولات سال‌های اخیر و در بررسی موشکافانه سیاست جناییِ تقنینی و مواد قانونی مربوط به جرایم و مجازات‌های اطفال و نوجوانان، بسیاری از این مشکلات هویدا و سؤال اصلی آن است که چگونه، قانون‌گذار ایران در زمینه حقوق ماهوی کودکان دچار تفریط، و نظام سزادهی انگلیس در همین زمینه، در قیاس با رویکردهای قبلی، و در بخش جهت‌گیری‌های سیاست جنایی، دچار افراط شده است. هدف این نوشتار، ارتقاء منافع عالیه و تأمین مصالح کودکان بوده و انتظار می‌رود با شناسایی دقیق این چالش‌ها و تطبیق آن با نظام کیفری انگلستان و برشمردن کاستی‌ها همراه با پیشنهاد‌ها، زمینه اصلاح قوانین جاری و رویکرد قضایی قضات دادگاه‌ها فراهم شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل ژنتیکی و رفتار مجرمانه: راهکارهای تعدیل مجازات در پرتو شواهد زیستی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105016.html</link>
      <description>امروزه بهره برداری از اطلاعات ژنتیکی متهمین در محاکم قضایی در حال افزایش است. تاکنون چندین ژن خاص شناسایی شده‌اند که ارتباط آنها با رفتارهای ضداجتماعی بررسی و ثبت شده‌است. در این مقاله، ما تمرکز خود را بر روی ژنی به نام "ژن خشونت" یا نوع ژن کم فعال MAOA معطوف کرده‌ایم زیرا این ژن به طور مستمر با رفتار انسانی به ویژه خشونت و رفتارهای ضداجتماعی مرتبط می‌باشد. در این مقاله سه هدف بررسی می‌شود: نخست تجزیه و تحلیل شواهد علمی موجود در این زمینه تا درک عمیقی از وضعیت ژن خشونت به دست آید و مشخص شود آیا می‌توان یک دیدگاه علمی غالب و پذیرفته شده در این حوزه را اعلام کرد یا خیر. دوم استخراج نتایج و ارائه توصیه هایی درباره استفاده از اطلاعات ژنتیکی به خصوص وجود نوع ژن کم فعال MAOA و سوم بررسی تخفیف مجازات متهمی که از ژن کم فعال MAOA و تجربه سوء رفتار دوران کودکی برخوردار است مستند به بند پ ماده 38 که بر خشم ناشی از تحریک بزهدیده دلالت دارد. یافته های حاصل از مطالعات علمی مشخص کرد آلل کم فعال MAOA در تعامل با تجربه سوء رفتار و غفلت دوران کودکی اگرچه نمی‌تواند به عنوان دفاع جنون منجر به برائت فرد برخوردار از این تعامل شود اما ظرفیت لازم را برای تخفیف مجازات متهمی که دارای این تعامل شخصیتی است دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکرد زیست‌ محیطی قطعنامه های شورای امنیت</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105035.html</link>
      <description>در شرایط شکننده و درگیر، تغییرات زیست محیطی می‌تواند به عنوان ضریب خطر عمل نموده و درگیری‌ها را محتمل‌تر، شدیدتر و طولانی‌ترکند. تغییرات زیست محیطی بی‌ثباتی‌های اجتماعی و سیاسی را به شیوه‌های پیچیده و چند بعدی عمیق می‌کند. درست است که تغییر اقلیم، تخریب محیط‌زیست، خشکسالی و بیابان‌زایی به طور خودکار شروع‌کننده جنگ نمی‌باشد اما این تغییرات در خلاء رخ نمی‌دهند، آنها با عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در تعامل هستند و می‌توانند چالش‌های پیش‌رو را به ویژه برای دولت‌های با منابع کم و شکننده تشدید کند. همزمان با درگیر شدن جهان با تهدیدهای جدید و نوظهور، شورای امنیت سازمان ملل متحد به طور فزاینده‌ای برای پاسخگویی طبق دستورکار خود برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به چالش کشیده خواهد شد. اینکه آیا شورای امنیت باید به تغییرات زیست محیطی بپردازد یک سوال بسیار اساسی است. یکی از مشکلاتی که در بررسی نقش یا عدم نقش شورا مطرح می‌شود، این است که تفسیرهای متفاوتی از آنچه شورای امنیت در انجام وظایف خود طبق منشور برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی انجام می‌دهد، وجود دارد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا موضوعات زیست‌ محیطی جزو صلاحیت ذاتی این شورا می‌باشد و اگر آری به چه میزان. در پاسخ با بررسی تفصیلی عملکرد و قطعنامه‌های شورای‌ امنیت علی‌رغم تعدد و تنوع این قطعنامه‌ها مشخص می‌شود که به دلیل اختلاف دیدگاه میان اعضای دائم و غیر دائم، رویکرد شورا از جامعیت کافی برخوردار نمی‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکرد حقوق ایران و فرانسه به انفرادی یا مشارکتی بودن تصدی‌گری سردفتری اسناد رسمی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105084.html</link>
      <description>از فلسفه‌های وجودی دفاتر اسناد رسمی، ایجاد امنیت حقوقی در موضوع ثبت سند است. این دفاتر به صورت انفرادی اداره می‌شوند درحالی‌که اجرای انفرادی سردفتری، چالش‌های خاص خود را دارد. از مهم‌ترین چالش‌ها، نبود همکارانی با صلاحیت یکسان در درون مجموعه است که امر جایگزینیِ آسان، تقسیم کار و تخصصی کردن امور را غیرممکن می‌سازد و چه بسا، سر حرفه‌ای در مواردی افشا می‌شود. علاوه بر آن‌که، مسئولیت مدنی سردفتر بدون پشتوانه است و با فوت یا بازنشستگی وی نیز دفترخانه تعطیل می‌گردد. در این شرایط، تحقق امنیت حقوقی جامعه در امر حاکمیتی ثبت سند محل گفت‌وگوست. در شرایطی که اصل امنیت حقوقی رکن اساسی «دولت حقوقی» یعنی دولت محصور در چارچوب-های حقوقی است، ضرورت ارائه راهکار در حقوق ملی اجتناب‌ناپذیر می‌نماید؛ می‌توان با بهره‌گیری از ره‌آورد حقوق شرکت‌ها و آورده‌های حقوق فرانسه چاره اندیشی کرد. اجرای مشارکتی و اجتماع چند سردفتر در یک مجموعه، امکان مشورت با همکارانی را فراهم می‌کند که همگی به نام و برای شرکت فعالیت می‌کنند تا وحدت در عین کثرت محقق و امکان تقسیم کار، تخصص‌گرایی و کاهش مصادیق افشای سر حرفه‌ای فراهم ‌شود. با اضافه شدن مسئولیت مدنی شرکت و شرکا به مسئولیت شخصی شریک، احتمال جبران زیان مشتری افزایش ‌می‌یابد. ارائه اطلاعات صحیح، ایجاد شفافیت و اعتماد مشروع، به‌عنوان مولفه‌های اصلی امنیت حقوقی از مزایای این وضعیت است. پیش‌گیری از تعطیلی یا تصفیه دفترخانه و استمرار ثبت سند با وجود تصفیه، موجب ثبات روابط حقوقی و در نتیجه استمرار امنیت حقوقی می‌شود تا بیم‌های اجرای انفرادی با امیدهای اجرای مشارکتی جایگزین گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل حقوقی نسبت شاه، هیئت وزیران و مجلس در نظم اساسی رژیم مشروطه</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105186.html</link>
      <description>واقعه‌ی 28 مرداد 1332 یکی از جنجالی‌ترین رخدادهای معاصر کشورمان است. رخدادی که مناقشات فراوانی پیرامون قانونی بودن یا نبودن عزل دکتر مصدق ایجاد کرد. بلاشک گشودن گره تحلیل حقوقی عزل دکتر مصدق بدون درک نسبت شاه، هیئت وزیران و مجلس و کیفیت نصب و عزل وزرا در رژیم مشروطه دشوار یا حتی غیرممکن است. در این مقاله می‌کوشیم ضمن تبیین چارچوب نظری مسئله بر اساس دکترین اساسی عصر مشروطه‌ی سلطنتی و بررسی سوابق رأی تمایل، رأی اعتماد و استعفای نخست‌وزیر پس از استقرار مجلس در دهه‌های نخست شکل‌گیری این نسبت را کشف کنیم. با توجه به این که نهادهای رأی تمایل و رأی اعتماد در متون اساسی مشروطیت منصوص نشده اند، تلاش کردیم تا بذر حقوقی این‌ نهادها را یافته و نشان دهیم چه فعل و انفعالات سیاسی در توازن نیروها، به پدیداری آن‌ها انجامید. در نتیجه‌ی این مقاله این دیدگاه تقویت شده است که در نظم اساسی رژیم مشروطه، صلاحیت نصب وزرا و نخست‌وزیر در اختیار شاه و عزل ایشان منحصراً در صلاحیت مجلس بوده است و سوابق‌ مذکور، ریشه در این صلاحیت انحصاری مجلس داشته است. این مقاله با استفاده از روش دکترینال حقوقی نوشته شده است و برای شناخت دکترین تاریخی، ضمن استفاده از منابع کتابخانه‌ای، به اسناد تاریخی، بالاخص مشروح مذاکرات مجلس شورای ملّی متّکی بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رضایت آگاهانه بیمار؛ از پیچیدگی‌های حقوقی تا تحلیل‌های اقتصادی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105267.html</link>
      <description>مرحله أخذ رضایت از بیمار پیش از شروع فرآیند درمان، از حیث حقوقی و اقتصادی، منشأ آثار بسیار مهمی است. کرامت تمامیت جسمانی مُراجع اقتضاء دارد که پیش از هرگونه اقدام پزشکی، رضایت آگاهانه وی أخذ شود؛ رضایتی که با اطلاع از اعضایی که در فرآیند درمان درگیر خواهند بود، کم و کیف انجام فرآیند درمان و آثار و تبعات قابل پیش‌بینی آن، اعلام شده باشد. از نظر اقتصادی نیز مرحله أخذ رضایت از بیمار و ساماندهی بهینه ابعاد حقوقی آن، می‌تواند در حل مشکلاتی همانند &amp;amp;laquo;نقص اطلاعاتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عدم تقارن اطلاعاتی&amp;amp;raquo; راهگشا باشد. از طرفی، میزان اطلاعات ارائه‌شده به بیمار، در نظام تصمیم‌گیری او نیز تأثیر بسزایی دارد و حتّی بر ارزیابی او از وضعیت جسمانی خود (قبل از انجام اقدامات درمانی)، اثر می‌گذارد. همچنین، ارائه اطلاعات به بیمار و جدّیت در أخذ رضایت آگاهانه از او، نظام رقابت میان مراکز خدمات درمانی و پزشکان و حتّی کیفیت ارائه خدمات در این حوزه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جایگاه کارگران مهاجر خانگی در حقوق بین‌الملل با نگاهی به وضعیت کشورهای عراق وعربستان</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105731.html</link>
      <description>چکیده
 امروزه موضوع کارگران مهاجرخانگی در حقوق بین الملل از اهمیت فراوانی برخورداراست؛ به ویژه در کشورهای عربی عراق وحوزه خلیج فارس که درصد قابل توجهی از آنها را درخود جای داده است.کارگران مهاجر خانگی به‌ویژه اگر زن نیز باشند، آسیب‌پذیرترین گروه کارگری به‌شمارمی آیند. این قشر حتی غیرمهاجرآنهااز آغاز دوران انقلاب صنعتی تا دوران معاصر، کمتر مورد توجه و بررسی  قرار گرفته‌اند. اخیرا،این کاستی پیرو راهبرد حقوق بین‌المللی کار در شناسایی حقوق آنها، تا اندازه‌ای مورد بازنگری قرار گرفته است.در این پژوهش ، وضعیت دوکشورعراق وعربستان مورد بررسی تطبیقی قرارگرفته اند.پرسش اصلی مقاله: تا چه اندازه ای حقوق کارگران مهاجردر این دولت ها رعایت شده وچه چالش هایی در این زمینه وجوددارند؟این پژوهش در پی شناسایی کاستی های فراروی حقوق این گروه وراهکارهای بهبود آنها است. در این پژوهش، از مطالعات کتابخانه‌ای استفاده شده است.مهم‌ترین دستاوردهای این پژوهش را می‌توان لزوم بازنگری در رویکردهای حقوقی در قبال این قشر، به‌ویژه در سطح بین‌المللی و با پیوستن به کنوانسیون‌ها و اسنادی که به این مهم می‌پردازند و نیز اجرای کارآمد آنها در کنار آفرینش اصلاحات ژرف و بنیادی در بن‌مایه‌ها و نگرش‌های فرهنگی جامعه به این قشر، به‌شمار آورد. درپی تحولات اخیر، رویکرد عراق نسبت به حقوق کارگران مهاجرخانگی در مقایسه با عربستان بهبودشایان توجهی یافته است. ایده این پژوهش نیز  بروجود این  کاستی هاواهمیت ایجاد راهکارهایی برای جبران آنها استواراست. دراین مقاله از روش تحقیق توصیفی _ تحلیلی استفاده شده است. 
واژگان کلیدی: کارگران مهاجرخانگی، کارگران زن مهاجر خانگی، حقوق بین‌المللی کار، عراق و عربستان</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ظرفیت ها و چالش های اثرگذاری هوش مصنوعی بر حق زنان بر برابری</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105732.html</link>
      <description>باوجود تاثیر هوش‌‌‌مصنوعی بر سهولت زندگی، سرعت پیشرفت‌ آن نگرانی‌های بسیاری را درمورد تقابل، رقابت و جایگزینی میان انسان و هوش-مصنوعی در حوزه‌های مختلف و تاثیر این فناوری بر حقوق‌بشری انسان‌ برانگیخته است. ازسویی، محرومیت زنان از حقوق‌‌‌اولیه‌بشری و اصل برابری زنان و مردان همواره در حقوق‌بین‌الملل و اسناد مربوطه مورد توجه قرار گرفته است.پیوند این دو گزاره هدف پژوهش که شناسایی آثار هوش‌‌مصنوعی بر حق‌زنان ‌بر برابری و کنکاش در ابزار موجود حقوق‌بین‌الملل برای محکوم‌‌کردن این نوع از نابرابری است، را تشکیل می‌دهد. اهداف پژوهش، سبب طرح این دو پرسش اصلی و فرعی شده: هوش‌‌مصنوعی چگونه بر حق زنان بر برابری تاثیر گذاشته‌است؟آیا الزام یا ضمانت‌‌اجرایی برای عدم تبعیض در طراحی سازه‌های مبتنی بر هوش‌مصنوعی در حقوق‌‌بین‌الملل موجود یا متصور است؟ فرض براین‌‌است: هوش‌مصنوعی به تبعیض علیه‌زنان دامن زده لکن توسل به حقوق‌نرم به ویژه در الزام شرکت‌ها به رعایت برابری راهگشاست. با انجام این پژوهش که با روش گردآوری‌اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای، مطالعه اسناد و تحلیل‌منطقی، انجام گردید؛ زوایای دقیق‌تری از ورود و تاثیر تبعیض‌‌‌علیه‌زنان در ابزارهای مبتنی بر هوش‌مصنوعی همچون دستیارهای‌شخصی‌مجازی روشن‌‌گردید و ابتکارات کمیته‌رفع‌تبعیض‌علیه‌زنان در توجه به این مساله در خلال بررسی گزارش‌های‌دوره‌ای کشورها، تاکید کمیسیون‌سازمان‌ملل‌متحد درباره وضعیت‌زنان بر این مساله و اقدامات کمیساریاری‌عالی‌‌حقوق‌بشر در ماموریت‌های ویژه و جلسات با شرکت‌های‌بزرگ فناوری برای رعایت اصول‌راهنمای‌سازمان‌ملل‌متحد در تجارت و حقوق‌بشر شایان توجه است. وجود این اسناد و استفاده از ابزار تفسیر می‌تواند در خلا هنجاری موجود(به استثنای اسناد غیرالزام‌آور یونسکو و قانون هوش‌مصنوعی اتحادیه‌اروپا با قابلیت‌اعمال منطقه‌ای) یاری‌رسان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول در آموزش حقوق: از نظریه تا عمل در کلینیک‌های حقوقی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105763.html</link>
      <description>در روند گذار به دانشگاه‌های نسل سوم، دانشگاه‌ها موظف‌اند با بازنگری در مأموریت‌ها و اهداف خود، پاسخگوی نیازهای جامعه باشند و در توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور نقشی اساسی ایفا کنند. دانشکده‌های حقوق به‌عنوان یکی از نهادهای کلیدی نظام آموزش عالی، نیازمند تحولی بنیادین در رسالت‌های خود هستند تا بتوانند ضمن تربیت نیروهای متخصص، در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور مشارکتی فعال داشته باشند. در این راستا، فاصله گرفتن از مدل‌های ناکارآمد آموزش نظری و حرکت به سمت روش‌های نوین و کاربردی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. یکی از ابزارهای مؤثر برای تحقق این تحول، تأسیس و توسعه کلینیک‌های حقوقی است. این کلینیک‌ها به‌عنوان حلقه‌ای میان آموزش حقوق و نیازهای عملی جامعه، بستری فراهم می‌کنند تا دانشجویان حقوق مهارت‌های عملی را در کنار دانش نظری بیاموزند و نقش خود را در حل مسائل حقوقی و اجتماعی ایفا کنند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، به بررسی ضرورت تحول در آموزش حقوق پرداخته و ضمن تبیین مفهوم، تاریخچه و کارکردهای آموزشی، شغلی، اجتماعی و پژوهشی کلینیک‌های حقوقی، الزامات این تحول را در چارچوب اسناد بالادستی دانشگاهی بیان می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که کلینیک‌های حقوقی می‌توانند نقشی کلیدی در پیوند آموزش حقوق با نیازهای اجتماعی، ارتقای مهارت‌های عملی دانشجویان، و تربیت نیروهای متعهد و متخصص ایفا کنند. این امر کیفیت آموزش حقوقی را ارتقا می‌دهد و به عدالت اجتماعی نیز کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های حقوقی کاربست الگوی قراردادی مشارکت‌ در تولید در صنعت ذخیره‌سازی زیرزمینی گاز طبیعی در مخازن تخلیه‌شده هیدروکربنی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_105951.html</link>
      <description>ذخیره‌سازی زیرزمینی گاز طبیعی مشتمل بر عملیات فشارافزائی گاز به منظور تزریق در فضای متخلخل و بازیابی مجدد آن است و به سه روش متداول ذخیره‌سازی در مخازن تخلیه‌شده نفت و گاز، ذخیره‌سازی در گنبدهای نمکی و ذخیره‌سازی در سفره های آب‌ زیرزمینی صورت می‌پذیرد. با عنایت به اهمیت موضوع ذخیره‌سازی  و بهینگی ذخیره‌سازی گاز طبیعی در مخازن تخلیه‌شده هیدروکربوری در کشورمان، مهیا نمودن بستر قانونی کارآمد و ارائه الگوی بهینه قراردادی می‌تواند زمینه‌ساز جذب حداکثری سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تسریع در توسعه مخازن ذخیره‌سازی شود. با توجه به دلالت‌های قانونی موجود در حقوق موضوعه و تدقیق در ابعاد فنی مساله، ذخیره‌سازی را بایستی در زمره عملیات بالادستی جای داد. ازدیگرسو با عنایت به ویژگی‌های منحصربه‌فرد عملیات ذخیره‌سازی و تفاوت‌های ماهوی آن با عملیات توسعه و تولید از منابع نفتی و همچنین مالکیت دولتی گاز ورودی به طرح، به نظر می‌رسد که استفاده از ترتیبات قراردادی مشارکت‌درتولید با منعی در حقوق موضوعه کشور مواجه نخواهد بود و در حالت سخت‌گیرانه نیز، چالش‌های حقوقی پیرامون مالکیت بر محصول استحصالی و همچنین تردید در ایجاد سلطه و انحصار، به سهولت قابل رفع خواهند‌بود. این پژوهش با کمک توصیف قوانین، تجزیه و تحلیل آرای داوری و دادگاه ها، اصول و قواعد حقوقی و فقهی انجام می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فقه امامیه و مالکیت شخص حقوقی: بررسی مساله اعراض</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106081.html</link>
      <description>در فقه امامیه، «اعراض» به‌عنوان یکی از عوامل زوال مالکیت در اشخاص حقیقی شناخته می‌شود، اما تأثیر آن در مورد اشخاص حقوقی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی امکان شمول اعراض نسبت به اشخاص حقوقی و تحلیل ادله فقهی مرتبط با زوال مالکیت، به واکاوی روایات، سیره متشرعه و بنای عقلاء پرداخته است. روش تحقیق بر اساس تحلیل منابع فقهی و استنباط از ادله موجود بوده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که ادله موجود، اعم از روایات و سیره متشرعه، نمی‌توانند به‌صورت قطعی حکم به زوال مالکیت شخص حقوقی به واسطه اعراض صادر کنند. بنای عقلاء نیز با تردیدهایی مواجه است و نمی‌تواند دلیل مستقلی برای این ادعا باشد. در خصوص حکم تملک مال اعراض‌شده توسط دیگران، مشخص شد که تنها در صورتی مالکیت برای شخص جدید ثابت می‌شود که اقداماتی مانند غواصی، احیای حیوان یا زمین، یا انجام تصرفات موقوف بر ملک (مانند بیع) صورت گیرد. در این شرایط، مالک سابق دیگر هیچ حقی بر مال نخواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی مقررات مرتبط با «مسئولیت‌مدنی ناشی از نگهداری حیوانات»</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106138.html</link>
      <description>«مسئولیت‌مدنی ناشی از نگهداری‌حیوانات» در حقوق ایران، درمقررات پراکنده‌ای، ازجمله قانون‌مدنی و قانون مجازات‌اسلامی پیش‌بینی شده است. نگاه آسیب‌شناسانه به این مقررات حاکی از آن است که این مقررات، متضمن اشکالاتی است، مثلاً چون ابتنای این مسئولیت، بر «تقصیر» است، ذکر واژه‌ی «تقصیر» در ماده‌ی (334) ق.م. سبب شده که عنصر تقصیر در مسئولیت‌مدنی ناشی از نگهداری‌حیوانات بیش‌ازحد مورد توجه باشد؛ طوری‌که درمواردی، نهادهایی، نظیر شهرداری‌ها (که متولی حفاظت یا کنترل برخی حیوانات هستند) سعی می‌کنند با مخدوش‌کردن عنصر تقصیر، از جبران خسارت زیان‌دیدگان رهایی یابند و حال‌آن‌که در فقه امامیه، هیچ‌گاه مبنای مسئولیت، مبتنی بر «تقصیر» نبوده است. به‌علاوه مواردی، هم‌چون «پراکندگی این مقررات در قوانینی که از نظر موضوعی با آن بی‌ارتباط است»، «عدم‌جامعیت این مقررات پراکنده»، «نص-محوری بیش‌ازحد قانون‌گذار در باب این موضوع» و «ترجمه‌ی عین احکام جزئی و موردیِ منقول در نصوص فقهی و تنصیص آن‌ها به‌عنوان مقررات قانونی» نیز ازجمله این آسیب‌هاست.
     هدف این پژوهش با رویکرد توصیفی، تحلیلی و انتقادی، شناسایی این آسیب‌ها در مقررات مرتبط بوده و با تحلیل آن‌ها، رهیافت‌هایی، نظیر «دوری از نص‌محوری»، «توجه به احکام جزئی در تقنین مقررات این حوزه»، «راه‌اندازی و گسترش بیمه‌ی مسئولیت‌مدنی جبران خسارت ناشی از حیوانات» و «طراحی مقررات مسئولیت مبتنی بر قابلیت انتساب‌عرفی ضرر» را برای حقوق ایران پیشنهاد داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی مسئولیت مدنی ناشی از ایراد خسارت به اموال توقیفی در حقوق ایران و انگلستان</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106187.html</link>
      <description>با اتلاف اموال توقیفی در اثر حمل و نقل نامناسب، انباشت نامنظم و عدم تعیین تکلیف به موقع، امکان درخواست جبران خسارت برای مالکان و زیان‌دیدگان در هر دو کشور ایران و انگلیس فراهم می‌شود. وجود اوصاف خاصی همچون ممنوعه، قاچاقی، بلاصاحب، صاحب متواری و مجهول‌المالک بودن کالاها، دلیل موجهی برای انجام تصرفات زیان‌آور و رفع مسئولیت مدنی ناشی از خسارات وارده محسوب نمی‌شود. اگرچه در ایران با تشکیل سازمان اموال تملیکی، واحدهای اداری موازی ادغام گردیده‌ و اموال توقیفی سامان‌دهی شده‌اند اما تعدد قوانین و فقدان ضمانت‌ اجرای کارآمد برای ایفای ‌تعهدات قانونی در تصرفات مادی و حقوقی سازمان أموال تملیکی و از سوی دیگر، چالش‌های حقوقی حل نشده مثل نحوه‌ی اثبات تقصیر سازمان در محاکم قضایی، خلأ بزرگی در جبران خسارات وارده از محل آسیب‌های ناشی از فعل یا ترک این سازمان در تأمین حقوق أموال مصادره‌ای ایجاد کرده ‌است. در حالی‌که در انگلستان چالش‌های دیگری مثل مشخص نبودن نهاد مسئول، محدودیت‌های بیمه‌ای و دادرسی طولانی برای تعیین تکلیف اموال، ازجمله دلایل عدم تأمین حقوق اموال توقیفی محسوب می‌شوند. مسئله این است که چالش‌های حقوقی مسئولیت مدنی ناشی از ایراد خسارت به اموال توقیفی در ایران و انگلستان چیست؟ در این پژوهش، به روش توصیفی‌ـ تحلیلی، چالش‌های قانونی، قضایی و اجرایی به صورت تطبیقی بررسی شده، نتیجه حاصل شد که با افزایش جریمه‌های مالی مقصران و اصلاح قوانین مسئولیت مدنی، از تصرفات زیان‌آور در أموال توقیفی جلوگیری می‌شود و با ایجاد نهادهای نظارتی مستقل در جهت بهینه‌سازی تصرفات و گسترش پوشش‌های بیمه‌ای، حقوق اموال توقیفی تضمین خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عدالت میان‌نسلی در پرتو مصلحت عمومی؛ رهیافت حقوقی حکمرانی پایدار و سیاست‌گذاری عادلانه</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106203.html</link>
      <description>عدالت میان‌نسلی به‌عنوان رکن حکمرانی پایدار، مستلزم چارچوبی است که بتواند پویاییِ ذاتی مسائل آینده‌نگر را درک کرده و به مدیریت تعارض منافع نسل‌ها بپردازد. این پژوهش با هدف تحلیل ظرفیت اصل «مصلحت» در فقه اسلامی به‌عنوان صورتبندیِ «حکمت عملی» برای تدوین چارچوبی نوآورانه در تحقق عدالت میان‌نسلی انجام شده است. پرسش اصلی آن است که آیا می‌توان مصلحت را—با ویژگی‌های عقلانی، غایت‌بنیاد و منضبط—به‌عنوان صورت دیگری از حکمت عملی حقوق عمومی فهمید که قادر به غلبه بر محدودیت‌های پارادایم‌های مسلط حقوقی است؟ فرضیه تحقیق بر مثبت بودن این پاسخ و ظرفیت مصلحت برای مدیریت تعارضات نسلی استوار است. یافته‌های این مطالعه—با روش توصیفی-تحلیلی و بررسی تطبیقی تجارب بین‌المللی—نشان می‌دهد که مصلحت با ترکیب مبانی اسلامی و شاخص‌های علمی می‌تواند به ابزاری کارآمد برای تحقق عدالت توزیعی و میان‌نسلی تبدیل شود. همچنین نهادینه‌سازی آن در قالب سازوکارهای شفاف ارزیابی و شاخص‌گذاری دقیق، امکان تبدیل مصلحت از مفهومی ذهنی به معیاری عینی را فراهم کرده و از سلطۀ منافع کوتاه‌مدت بر مصالح بلندمدت جلوگیری می‌کند. این مطالعه گامی مؤثر در احیای خرد عملی در حکمرانی و تلفیق آموزه‌های اسلامی با حکمرانی مدرن برای دستیابی به توسعه متوازن و عادلانه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر بلاکچین در تحولات حاکم بر آزادی بیان</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106226.html</link>
      <description>آزادی بیان به عنوان یکی از حقوق مهم بشری در اسناد بین المللی و کنوانسیون های مختلف موضوع بحث قرار گرفته است. به نحوی که دولت ها خود را ملزم به حمایت از آزادی بیان افراد در چارچوب قانون و بر اساس مقررات حاکم بر حفظ نظم عمومی می کنند. با ورود اینترنت به عرصه رسانه، تحولات بسیاری در خصوص آزادی بیان اتفاق افتاد که از آن جمله می توان به عدم محدودیت در ارسال پیام، امکان ارسال مطالب با هویت ناشناس، عدم کنترل کامل دولتی و نهادهای نظارتی و... اشاره کرد. هرچند بسیاری از چالش های مربوط به امکان کنترل اینترنت تا حد قابل توجهی از طرف نهادهای حاکمیتی حل شده اما با ورود بلاکچین به عنوان یک فناوری مبتنی بر اینترنت بسیاری از بنیان های قبلی در خصوص امکان نظارت و اعمال محدودیت تغییر یافت. به طوری که بسیاری از بلاکچین های موجود این امکان را برای کاربران فراهم می کنند که پیام های آنها به دور از دخالت ها و محدودیت های دولتی انتشار یافته و در فضای رسانه ای پخش شود. ویژگی های متنوع بلاکچین که عموماً از آن فناوری در برابر اقدامات دولتی یاد می شود توانسته فضای آزادی بیان را با چالش جدیدی مواجه کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اقتصادی تعیین دیون پولی ورشکسته در نظام حقوقی ایران</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106275.html</link>
      <description>اصل &amp;amp;quot;تساوی میان طلبکاران&amp;amp;quot;متضمن آن است که اجرای قانون ورشکستگی برخورد یکسانی با طلبکاران داشته است و از نظر توزیعی منجر به تبعیض و برخورداری ناروای احد از طلبکاران نسبت به مابقی نشود. در عین حال، نباید قانون ورشکستگی منجر به برخورداری ناروای شخص ورشکسته گردد که به معنای بازتوزیع منابع مالی از طلبکاران به شخص ورشکسته است. در نظام حقوقی ایران که پذیرش نرخ بهره به دلیل شبهه ربوی‌بودن چالش‌برانگیز بوده است، شاهد نوعی دوگانگی میان نرخ بهره و نرخ تورم برای حال‌کردن دیون ورشکسته هستیم. موضوع زمانی پیچیده‌تر می‌شود که مبنای زمانی حال‌کردن دیون نیز یکسان نباشد. درواقع، دیون سررسیدشده (نسبت به تاریخ توقف) با نرخ تورم تا تاریخ توقف حال می‌شوند که در ادبیات حقوقی به پرداخت &amp;amp;quot;خسارت تاخیر تادیه&amp;amp;quot; شهرت یافته است. حال آنکه، دیون موجل (نسبت به تاریخ توقف)، با یک نرخ بهره مشخص و نسبت به تاریخ صدور حکم ورشکستگی حال می‌شوند که در ادبیات حقوقی ایران به &amp;amp;quot;تنزیل دین&amp;amp;quot; شهرت یافته است. این رویکرد متفاوت نسبت به دیون سررسیدشده و دیون موجل، منجر به نقض اصل تساوی میان طلبکاران شده است. ضمن آنکه، فاصله معنادار میان تاریخ تصفیه دین و تاریخ حال‌کردن دیون (اعم از سررسیدشده و موجل) در ترکیب با تورم، در عمل با فاصله‌گرفتن از اصل جبران کامل خسارت بیش از فلسفه وجودی حقوق ورشکستگی منجر به برخورداری ناروای ورشکسته به زیان بستانکاران شده است. به این ترتیب، رویه کنونی نظام حقوقی ورشکستگی در ایران از نظر رعایت اصول تساوی میان طلبکاران و جبران کامل خسارت وضعیت مطلوب و قابل‌دفاعی ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شرط تضمین نتیجه در قراردادهای درمان با نگاهی بر رویه قضایی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106333.html</link>
      <description>قراردادهای درمان یکی از انواع عقودی است که با چالش‌های حقوقی-قضایی بسیاری روبروست. این مساله ناشی از ماهیت چند بعدی قرارداد درمان و همچنین پیشرفت‌ها و فناوری‌های نوین در حوزه پزشکی و درمان است. شروط ضمن عقد درمان و صحت و اصالت هریک از منظر حقوقی حائزاهمیت است.یکی از شروطی که ممکن است ضمن عقد درمان به نفع بیمار درج ‌گردد، شرط ‌تضمین ‌نتیجه است.
    درراستای پاسخ به این سوال که شرط ‌تضمین ‌نتیجه در قراردادهای درمان به چه مفهومی است و آیا شرط مزبور از منظر حقوقی- قضایی صحیح است یا خیر، با کاربست روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به ‌صورت کتابخانه ‌ای بررسی لازم صورت ‌گرفت.
بدین ترتیب که اگر شرط ‌تضمین ‌نتیجه بدین ‌مفهوم باشد که پزشک، سعی و تلاش درجهت سلامتی و بهبودی بیمار نماید و درصورت عدم ‌حصول درمان و بهبودی، وجهی را به بیمار پرداخت ‌نماید و یا به ‌هر نحوی درصدد جبران برآید، صحیح است و از منظر فقهی نیز ایرادی به آن وارد نباشد و بعلاوه نامشروع و غیرمقدور نیز به ‌نظر‌نمی‌رسد. اما اگر به معنای آن باشد که شفا و درمان در اختیار پزشک است، نامشروع و غیرمقدور تلقی می‌گردد و شرط باطلی است که موجب بطلان عقد نمی‌گردد. همچنین از منظر قضایی نیازمند شکل گیری رویه واحد جهت صحیح تلقی نمودن شرط تضمین نتیجه ضمن قرارداد درمان و جلوگیری از صدور آرای متهافت هستیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقدی بر فرضیه تقدیم دلیل مدّعی مبتنی‌بر عدم پذیرش بیّنه از منکر در تعارض ادلّه اثبات دعوا</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106337.html</link>
      <description>تعارض ادلّه اثبات دعوا ازجمله مباحث حائز اهمّیتی است که حقوق‌دانان برای حلّ آن راهکارهای مختلفی را ارائه نموده‌اند. یکی از راه‌حل‌های ویژه مورد بحث که تنها در حدّ فرضیه مطرح شده داست، تقدیم دلیل مدّعی می‌باشد. سؤال این است که آیا در بستر قاعده فقهی «الْبَیِّنَةُ عَلَى‏ الْمُدَّعِی‏ وَ الْیَمِینُ عَلَى الْمُدَّعَى عَلَیْهِ»، به‌جهت تقدّمی که اقامه بیّنه توسّط مدّعی بر ادای سوگند توسّط مدّعی‌علیه دارد و وظیفه اثباتی که برعهده مدّعی است، اساساً تعارضی میان ادلّه مدّعی و مدّعی‌علیه به‌وجود خواهد آمد که نیازمند تقدیم دلیل مدّعی باشیم و آیا عموماً ادّعای عدم پذیرش بیّنه از منکر که مبنای چنین فرضیه‌ای می‌باشد، صحیح است؟ در این نوشتار، ضمن تبیین جایگاه اعتبار قاعده فقهی «بیّنه و یمین»، به بررسی مقام علم قاضی و تقدّمی که به‌ترتیب علم قاضی، اقرار مدّعی‌علیه، اقامه بیّنه مدّعی و اتیان سوگند منکر بر یکدیگر دارند نیز می‌پردازیم. روش گرداوری اطّلاعات در این مقاله، کتابخانه‌ای و روش پردازش اطّلاعات در آن، تحلیلی_انتقادی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاداستر و آثار آن از منظر حقوق بشر و حکمرانی خوب</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106344.html</link>
      <description>نظام کاداستر، به‌عنوان یکی از ارکان زیرساختی ثبت مالکیت و مدیریت اراضی، می تواند نقشی محوری در تحقق برخی حقوق بنیادین بشر و ارتقای شاخص‌های حکمرانی خوب ایفا ‌کند. سؤال اصلی این مقاله آن است که&amp;amp;nbsp;کاداستر چه تأثیراتی بر تضمین و تحقق حقوق بشر، به‌ویژه حق مالکیت، امنیت حقوقی و توسعه پایدار دارد و چگونه می‌تواند به تقویت مؤلفه‌های حکمرانی خوب در ایران کمک کند؟&amp;amp;nbsp; مقاله حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی که گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای صورت گرفته است، با بهره‌گیری از منابع حقوقی داخلی و اسناد بین‌المللی، به بررسی نسبت میان نظام کاداستر، حقوق بشر و حکمرانی خوب می‌پردازد. در این راستا، نقش سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در چارچوب وظایف قانونی خود نیز مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که استقرار نظام کاداستر چندمنظوره و کارآمد از رهگذر ایجاد بانک اطلاعاتی یکپارچه ، با ایجاد شفافیت مالکیت، کاهش منازعات ارضی، و تسهیل دسترسی به اطلاعات دقیق، نه‌تنها حق مالکیت و امنیت حقوقی شهروندان و دسترسی به عدالت اجتماعی را تقویت می‌کند، بلکه به تحقق اهداف توسعه پایدار و ارتقای مؤلفه‌های حکمرانی خوب، از جمله پاسخگویی، شفافیت و حاکمیت قانون یاری می‌رساند. با این حال، نبود تحلیل‌های حقوقی دقیق در سیاست‌گذاری‌های مربوط به کاداستر در ایران، مانعی جدی در مسیر بهره‌گیری حداکثری از ظرفیت‌های آن در راستای حقوق بشر محسوب می‌شود. در پایان، پیشنهادهایی برای اصلاح ساختار حقوقی، ارتقای کارکرد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، و تقویت پیوند میان کاداستر و حقوق بشر ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر فناوری متاورس بر میزان ارتکاب جرائم مالی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106353.html</link>
      <description>با پیشرفت علم و تکنولوژی شاهد گسترش فناوری ها در تمام شاخه های علوم هستیم. یکی از فناوری‌های نوپدید در علوم اطلاعات و ارتباطات، فناوری متاورس می‌باشدکه به دلیل ظرفیت ها و امکاناتی که در اختیار کاربران خود قرار می‌دهد به سرعت در حال گسترش و همه گیر شدن می باشد و از آن جایی که این فناوری همچنان در حال رشد بوده و به مرحله تکامل نرسیده با چالش هایی از قبیل نقص در مقررات، امنیت فنی و حریم خصوصی مواجه شده است که سبب بروز برخی جرائم در این بستر شده است و سوالی را که به ذهن متبادر می‌کند این است که این فناوری چه تاثیری بر میزان جرائم مالی دارد؟ به دلیل گستردگی امکاناتی که متاورس در اختیار کاربران خود در حوزه های مختلف قرار می‌دهد، در رابطه با این فناوری در حوزه های مختلف مانند علم روانشناسی و پزشکی تحقیقاتی نیز صورت گرفته است اما در حوزه علم حقوق در کشور ما آن طور که باید به این فناوری پرداخته نشده است. از این رو پژوهش ذیل به روش توصیفی-تحلیلی به ارتباط فناوری متاورس و میزان جرائم مالی پرداخته است و نتایج نشان می‌دهد، فناوری متاورس که یک فناوری در حال توسعه است، با توجه به ویژگی‌هایش مانند غیر متمرکز بودن، عدم احراز هویت کاربران، نبود نهاد ناظر و عدم اگاهی برخی کاربران سبب افزایش جرائمی مانند سرقت، کلاهبرداری، پولشویی و تامین مالی تروریسم می‌شود و به منظور پیشگیری از این جرائم می‌شود اقداماتی از قبیل معرفی نهاد ناظر مانند پلیس فتا را انجام داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مصلحت به‌مثابه مفهومی چندوجهی: تحلیل سیستمی بن‌بست نظری و عملی در اصلاح قانون‌گذاری احوال‌شخصیه ایران</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106416.html</link>
      <description>چکیده
اصل «مصلحت» در قانون‌گذاری اسلامی، به‌ویژه حوزه احوال‌شخصیه، همواره به‌مثابه شاه‌کلید پویایی و انطباق فقه با نیازهای معاصر مطرح بوده است؛ بااین‌حال، مشاهده می‌شود که در عمل، کاربست این اصل با چالش‌هایی مفهومی و ساختاری مواجه شده که گاه به کندی روند اصلاحات یا تأکید بر لزوم حفظ ساختارهای پیشین انجامیده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و به‌کارگیری رویکردی سیستمی، فراتر از تحلیل‌های تک‌بعدی، با هدف تبیین دلایل عدم تحقق کامل ظرفیت‌های نظری این اصل، به ریشه‌یابی بن‌بست یا شکاف میان ظرفیت‌های نظری و ناکارآمدی عملی آن می‌پردازد. آنچه تحلیل سیستمی آشکار می‌سازد این است که ریشه بن‌بست نه یک عامل؛ بلکه شبکه‌ای درهم‌تنیده از عوامل یا چالش‌های به‌هم‌پیوسته است که یکدیگر را تغذیه و تقویت می‌کنند. شبکه‌ای که از «ابهامات مفهومی» آغاز و با ترس از «تعارض با نصوص» تقویت می‌‌گردد، با «مقاومت نهادی» به بن‌بست می‌رسد و درنهایت، این مقاومت، فضای لازم برای گفت‌وگوی حقوقی-اجتماعی را به‌منظور رفع ابهامات اولیه محدود می‌سازد. به‌این‌صورت، یک «حلقه بازخوردی بازدارنده» شکل می‌گیرد که خروج از آن و تحقق اصلاحات را با دشواری روبه‌رو می‌کند. تجلی این بن‌بست را در مسائلی چون نکاح صغار، ارث زن، محرمیت نوه‌ها از ارث (حجب) و حق طلاق می‌توان دید. درنهایت، مقاله استدلال می‌کند که چالش‌های موجود در کاربست مصلحت، ذاتیِ فقه نیست؛ بلکه عمدتاً محصول یک پارادایم تفسیری و رویه‌های نهادینه‌شده‌ای است که بازنگری در آن می‌تواند به تحقق عدالت و تأمین نیازهای جامعه معاصر یاری رساند.
کلیدواژگان: مصلحت، احوال‌شخصیه ایران، بن‌بست نظری-عملی، مقاصد‌الشریعه، تحلیل سیستمی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حقوق تطبیقی ثبت و افشای اطلاعات اهداکنندگان گامت و جنین در نظام سلامت عمومی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106448.html</link>
      <description>قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت (۱۴۰۰) نگرانی‌ها و پرسش‌های متعددی را از زوایای مختلف برانگیخته است. در این میان، یک موضوع چالش‌برانگیز ثبت و افشای اطلاعات هویتی اهداکنندگان گامت و جنین بوده است. این موضوع منحصر به نظام حقوقیِ ایران نیست و در بسیاری از نظام‌های حقوقی موجود مطرح بوده و برای آن تمهیداتی حقوقی اندیشیده شده است. پژوهش حاضر بر آن است که، با مطالعة تطبیقی نظام‌های حقوقی مختلف و تحلیل انتقادی آنها، نشان دهد کدام الگو برای نظام حقوقیِ کنونیِ ایران مناسب‌ترین و کارآمد خواهد بود. در واقع، غایت این پژوهش ترسیم الگویی بومی از میان الگوهای موجود است که عبارتند از الگوی الزام به اهدای ناشناس، الزام به اهدای شناس و الگوی انتخابی. در این میان، به ندرت دو نظام حقوقی یافت می‌شوند که از هر حیث شبیه یکدیگر باشند، حتی آنها که از الگویی واحد و یکسان، برای نمونه، اهدای شناس، پیروی می‌کنند. باری، مسئله و چالش یادشده میان نظام‌های حقوقی مختلف مشترک است، اما در نهایت، یافتن پاسخ حقوقی مشترک برای آن ناشدنی می‌نماید. بلکه هر زیست‌بوم باید به اقتضای شرایط اجتماعی، فرهنگی و حقوقی خاصِ خود تصمیم لازم را اتخاذ کند، به گونه‌ای که منافع همة طرف‌ها لحاظ شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی رویه دیوان عدالت اداری پیرامون اعمال سنوات ارفاقی در بازنشستگی شاغلین مشاغل سخت و زیان آور از منظر رعایت حقوق بشر</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106457.html</link>
      <description>حمایت از شاغلین مشاغل سخت و زیان‌آور از حیث رعایت حقوق بشر الزامی است. یکی از این حمایت‌ها اعطای سنوات ارفاقی است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه‌ای درصدد بررسی آثار حقوقی اعمال سنوات ارفاقی و اینکه قوانین و مقررات و رویه هیات عمومی دیوان عدالت اداری در این خصوص تا چه حد تضمین کننده حقوق بشر این دسته از شاغلین است، برآمده است. از آنجا که سازمان تأمین اجتماعی در قبال سنوات ارفاقی اعطایی به این شاغلین حق بیمه دریافت می‌نماید، لذا در مقابل دریافت حق بیمه نیز باید خدمات بیمه‌ای ارائه دهد که از جمله آن‌ها احتساب میانگین دو سال آخر پرداخت حق بیمه سنوات ارفاقی در محاسبه مستمری بازنشستگی شاغلین مذکور است. هرچند براساس رویه دیوان عدالت اداری برقراری مستمری بازنشستگی به شیوه‌ مذکور یک استثناء بر قاعده عام است لیکن سنوات ارفاقی شاغلین مشاغل سخت و زیان‌آور در حکم سنوات اشتغال اصلی است که سازمان تامین اجتماعی به ازای آن حق بیمه نیز دریافت داشته، لذا سنوات مذکور در مواردی هم‌چون محاسبه مستمری یا متناسب‌سازی حقوق بازنشستگی و غیره همانند سنوات اشتغال واقعی می‌بایست ملاک محاسبه قرار گیرد و تقویت این نظر انطباق بیشتری با لزوم رعایت حقوق بشر شاغلین مذکور دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم قانون اساسی تحمیلی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106471.html</link>
      <description>قانون اساسی به عنوان سند بنیادین نظام حقوقی مفهومی بسیار پیچیده است و مباحث و نظریه‌های متعددی در خصوص آن شکل گرفته است. یکی از موضوعات مهم در مورد قانون اساسی، انواع این مفهوم است. محققین تاکنون انواع مختلفی از قانون اساسی را شناسایی کرده‌اند. یکی از آنها قانون اساسی تحمیلی است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که قانون اساسی تحمیلی چیست و چه انواعی دارد. در تعریف نخست از این مفهوم آن را مربوط به حالتی می‌دانستند که بدون رضایت مردم یک کشور خارجی در نتیجه جنگ یا اشغال یا استعمار قانون اساسی بر آن کشور تحمیل کند. بعدها در کنار تحمیل خارجی از تحمیل داخلی نیز سخن گفته شد که شامل مواردی مانند تحمیل نسلی و تحمیل نخبگان می‌شود. یکی از موضوعات مهم در مورد قانون اساسی تحمیلی رابطه آن با عنصر رضایت است که موجب مشروعیت می‌شود که در این مقاله کوشش شده است در مورد آن نیز سخن گفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گزاره‌های مفهومی «اجبار» و «مسئولیت مشترک» در رویه دیوان اروپایی حقوق بشر</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106539.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی رابطه مفهومی «اجبار» و «مسئولیت مشترک» در رویه قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر می‌پردازد. با وجودی که چارچوب‌های سنتی مسئولیت دولت در تبیین مسئولیت چندجانبه دولتها در قبال آسیب‌های غیرقابل تقسیم ناتوان هستند، اصول راهنمای مسئولیت مشترک (۲۰۲۰) نقش اجبار را به عنوان عاملی متمایز در ایجاد مسئولیت مشترک برجسته ساخته است. این پژوهش با روشی کیفی و از طریق تحلیل آراء کلیدی دیوان از جمله ایلاستگو علیه مولداوی و روسیه، السکینی علیه بریتانیا، و المصری علیه مقدونیه، استدلال می‌کند که دیوان اگرچه به ندرت صراحتاً از اصطلاح «اجبار» استفاده می‌کند، اما مفاهیم معادل دیگری مانند «نفوذ قاطع»، «کنترل مؤثر» و «تعهدات مثبت» را برای تخصیص مسئولیت در سناریوهای مبتنی بر اجبار به کار می‌بندد. یافته‌ها نشان می‌دهد که رویکرد دیوان در تبیین این که اجبار مسئولیت را زایل نمی‌کند بلکه بازتوزیع می‌نماید، با اصول راهنما همسو است. فقدان یک دکترین منسجم برای تمایز اجبار از مفاهیم مشابهی مانند مشارکت در جرم، منجر به ابهام در اجرای مسئولیت مشترک می‌شود. این مقاله نتیجه می‌گیرد که شناسایی صریح‌تر اجبار به عنوان مبنای مسئولیت مشترک می‌تواند به انسجام بیشتر رویه قضایی و جلوگیری از شکاف‌های پاسخگویی در عرصه بین‌المللی منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسئولیت نقض حقوق بین الملل بشردوستانه در عملیات حفظ صلح</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106656.html</link>
      <description>امروزه به‌طور کامل پذیرفته شده است که نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد، در صورت توسل به زور و قرار گرفتن در وضعیت یک مخاصمه مسلحانه، ماهیت نظامی یافته و همانند سایر نیروهای نظامی ملزم به رعایت حقوق بین‌الملل بشردوستانه هستند. با توجه به اینکه این نیروها از سوی دولت‌ها در اختیار سازمان ملل متحد قرار می‌گیرند و ممکن است در طول انجام مأموریت خود مرتکب نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه شوند، پرسش اصلی مقاله ناظر بر مسئولیت ناشی از این نقض‌ها و مرجع صالح برای رسیدگی به آنهاست. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از روش کتابخانه‌ای و مراجعه به کنوانسیون‌ها و اسناد بین‌المللی، در پی پاسخ به سؤالات مطرح‌شده برآمده و بر این باور است که مسئولیت نقض تعهدات حقوق بین‌الملل بشردوستانه در عملیات حفظ صلح، اصولاً بر عهده نهادی است که کنترل مؤثر بر عملیات را اعمال می‌کند. در عین حال، تحقق مسئولیت سازمان ملل متحد یا دولت‌ها، موجب معافیت صلح‌بانان از مسئولیت کیفری فردی نخواهد شد. هرچند صلح‌بانان در سرزمین دولت میزبان از مصونیت برخوردارند، اما این مصونیت مانع رسیدگی در دادگاه‌های ملی دولت متبوع آنان نمی‌شود و در صورت ارتکاب جرایم مهم بین‌المللی، امکان تعقیب قضایی آنها در دادگاه‌های خارجی بر اساس اصل صلاحیت جهانی و یا در دیوان بین‌المللی کیفری نیز وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاملی بر پرونده شخصیت در حقوق کیفری ایران و انگلستان</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106676.html</link>
      <description>عدالت کیفری نوین بر پایه فردی‌سازی مجازات‌ها و تناسب میان عمل، شخصیت مرتکب و واکنش قضایی استوار است. در این میان پرونده شخصیت به عنوان ابزاری کلیدی با گردآوری اطلاعات چندلایه برای تحلیل ویژگی‌های شخصیتی، روانی، اجتماعی و پیشینه مجرم عمل می‌کند. این تاسیس با فراهم کردن داده‌های جامع، به تحلیل ریشه‌های رفتار مجرمانه و تصمیم‌گیری قضایی آگاهانه‌تر کمک کرده و اهداف عدالت ترمیمی، کاهش تکرار جرم و بازپروری را محقق می‌سازد. جایگاه پرونده شخصیت در نظام حقوقی کنونی، نه تنها در مرحله صدور حکم، بلکه در تمام مراحل دادرسی و حتی در اصلاح و بازپرروی مجرم، پر اهمیت جلوه می نماید.  پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی پرونده شخصیت در نظام‌های حقوقی ایران و انگلستان می‌پردازد. در حقوق ایران، پرونده شخصیت نخستین‌بار در قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ مورد توجه قانونگذار قرار گرفت و تشکیل آن برای جرایم مهم و اطفال الزامی گردید اما در عمل با چالش‌ها و ابهامات قانونی مواجه است که  اجرای مؤثر آن نیازمند اصلاحات ساختاری است. در مقابل، نظام حقوقی انگلستان دارای سابقه‌ای طولانی در بهره‌گیری از پرونده شخصیت بوده که شامل ارزیابی‌های روان‌شناختی، اجتماعی و خانوادگی است، که در تمام مراحل دادرسی کاربرد دارد. همکاری میان دادگاه‌ها، نهادهای سلامت روان و خدمات اجتماعی، دقت و کارآمدی این نهاد را افزایش و به کاهش تکرار جرم کمک کرده است. یافته های این پژوهش نشان می‌دهد که بهره‌گیری از تجربیات موفق انگلستان، ضمن توجه به اقتضائات داخلی، می‌تواند به تقویت جایگاه پرونده شخصیت و در نتیجه، ارتقای عدالت ترمیمی و کارآمدی نظام کیفری ایران منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شخصیت حقوقی هوش مصنوعی از منظر نظریه های نوین حقوقی و علوم شناختی معاصر</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106731.html</link>
      <description>در این پژوهش نظریه ها و شاخص های حاکم بر شخصیت حقوقی انسان در زمینه هوش مصنوعی مورد بررسی قرار گرفته است.روش پژوهش پیشرو به صورت توصیفی-تحلیلی است. منابع  و اطلاعات مورد نظر به صورت کتابخانه ای و با مراجعه به پایگاهها و تارنماهای معتبر داخلی و خارجی به دست آمده است.مسئله اصلی این پزوهش بررسی امکان سنجی شناسایی شخصیت حقوقی مستقل برای ماشینهای هوشمند از چشم انداز نظریه پردازیهای نوین حقوقی در زمینه شخصیت حقوقی و همنین دستاوردهای اخیر علوم شناختی است. نتایج این بررسی ها حاکی از آن است که نظریه های سنتی(ارتدوکس) نمی توانند پذیرای شخصیت حقوقی هستنده ای نوپدید به نام هوش مصنوعی باشند.در مقابل نظریه خوشه ای ویزا کورکی با تاکید بر ارزش ذاتی، امور تجاری و مسئولیت پذیری هوش مصنوعی، شایستگی برخورداری از شخصیت حقوقی فعال را دارد.همچنین  قانونی گرایی به جهت ویژگی غیر انسان-محورانه خود و اصالت بخشیدن به اعتبار قانونگذار به عنوان تنها مرجع شناسایی شخصیت حقوقی، بستر مناسبی برای پذیرش شخصیت حقوقی هوش مصنوعی فراهم می سازد. واقعی گرایان نیز با پذیرش برخورداری هوش مصنوعی از ویژگی های ذهنی انسان(نظیرهوشمندی، اراده، آگاهی و احساس) در هوش مصنوعی قوی،شناسایی شخصیت حقوقی را در این مدل از هوش مصنوعی امکان پذیر می دانند.. از منظر نگارندگان شناسایی شخصیت حقوقی برای سیسمتهای هوش مصنوعی قوی ، امری ضروری است. اما برخورداری هوش مصنوعی کنونی(ضعیف) از شخصیت حقوقی منوط به داشتن ارزش ذاتی، منافع مستقل از سازنده یا اپراتور و خروج از قلمرو اشیاء تحت تملک انسان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل زمیولوژیک خصوصی‌سازی آموزش با تاکید بر تاثیر آن در پیشگیری از جرم</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106745.html</link>
      <description>حق آموزش یکی از بنیادی‌ترین حقوق طبیعی و اجتماعی انسان است که تحقق عدالت اجتماعی، توسعه انسانی و برابری فرصت‌ها را تضمین می‌کند. با این حال، گسترش سیاست‌های خصوصی‌سازی آموزش، این حق عمومی را به کالایی تجاری تبدیل کرده و دسترسی به آموزش را به قدرت خرید و موقعیت طبقاتی پیوند زده است. رویکرد زمیولوژیک امکان تحلیل پیامدهای گسترده و کمتر قابل مشاهده خصوصی‌سازی آموزش را فراهم می‌سازد. بر این اساس، خصوصی‌سازی آموزش موجب ایجاد آسیب‌های ساختاری، از جمله افزایش نابرابری اجتماعی و طبقاتی،محدودسازی دسترسی گروه‌های کم‌درآمد به آموزش باکیفیت، فشار اقتصادی و روانی بر خانواده‌ها و دانش‌آموزان،تضعیف سرمایه اجتماعی، کاهش انسجام مدرسه و بازتولید سلطه نولیبرالی می‌شود. این آسیب‌ها، از منظر پیشگیری از جرم، با افزایش عوامل خطر، کاهش مهارت‌های اجتماعی،محدودسازی فرصت‌های مشروع ارتقای اجتماعی و فرسایش کنترل اجتماعی، زمینه‌ساز رفتارهای انحرافی و خشونت می‌گردند. همچنین، خصوصی‌سازی آموزش منجر به شکل‌گیری شبکه‌های سوداگرانه و مافیای آموزشی شده که با ایجاد نیازهای کاذب، دسترسی عادلانه به فرصت‌های آموزشی را محدود می‌کند. آثار منفی این سیاست‌ها بر معلمان شامل تضعیف دانشگاه فرهنگیان، به‌کارگیری نیروهای موقت و کاهش امنیت شغلی، نیز از منظر زمیولوژیک قابل تحلیل است. این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای، ضمن بررسی چارچوب نظری و مفهومی زمیولوژی، آسیب‌های ناشی از خصوصی‌سازی آموزش و پیامدهای آن بر عدالت اجتماعی و پیشگیری از جرم را شناسایی کرده و بر ضرورت سیاست‌گذاری علمی و عدالت‌محور در حوزه آموزش تأکید می‌کند تا آموزش به‌عنوان حق عمومی و ابزار کاهش نابرابری و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و جرم بازتعریف شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات تغییرات اقلیمی بر سلامت زنان در چارچوب آموزه های اسلامی و حقوق بشر</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106809.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی به‌عنوان عامل خطرزا برسلامت عمومی شناخته شد و به‌ویژه به‌دلیل افزایش دما، گسترش بیماری‌های ناقل‌ و تشدید اضطراب‌های روانی، بار بیماری زنان افزون شد؛ پدیده یادشده، با حق سلامت زنان که هم در آموزه‌های اسلامی به‌عنوان یک حق اساسی تأکید شده و هم در متون بین‌المللی حقوق بشر به‌عنوان تعهد مشروع تثبیت شده است، در تقاطع دو چارچوب دینی حقوقی قرار گرفت. هدف پژوهش حاضر، مقایسه‌ای بود تا اثرات تغییرات اقلیمی بر حق سلامت زنان از منظر شریعت‌اسلامی و معیارهای حقوق بشر مورد بررسی قرار گیرد. در پژوهش حاضر که به‌شیوه توصیفی‌–‌تحلیلی نگاشته شده، نشان داده‌شد که تأثیرات تغییرات اقلیمی بر سلامت زنان در چارچوب آموزه‌های اسلامی و معیارهای حقوق بشر به‌صورت قابل‌توجهی بارز شده است. در نتایج تحلیل‌شده، اثرات فیزیکی شامل گرمازدگی، افزایش شیوع مالاریا و بیماری‌های واگیردار بر زنان تشخیص داده شد. پیامدهای روانی اجتماعی نظیر اضطراب، استرس و فشارهای ناشی از مراقبت‌های خانوادگی نیز بیان شد. مفاد آموزه‌های اسلامی که حفظ سلامت جسمی و روحی را به‌عنوان‌وظیفه‌ای عمومی تعیین کرده بود، همراه با متون حقوق بشر که حق دسترسی برابر زنان به خدمات بهداشتی را تضمین کرده بود، هم‌پوشانی شد؛ اما نقص در اجرای عملی این تعهدات به‌خصوص در مناطق آسیب‌پذیر اقلیمی به‌وضوح نشان داده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ظرفیت‌ها و چالش‌های سامانه‌های نظارت‌تصویری هوش‌بنیان در پیشگیری موقعیت‌مدار از جرم؛ در پرتو قانون‌ هوش مصنوعی اتّحادیه اروپا مصوّب 2024</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106837.html</link>
      <description>تحولات عرصة هوش‌مصنوعی، امکانات و ابزارهای نوین متعددی را برای تقویت برسازه پیشگیری از جرم فراهم آورده‌است.از مهم‌ترین این ابزارها، سامانه‌های نظارت‌تصویری هوش‌بنیان است که با تلفیق دوربین‌های مداربسته و الگوریتم‌های تحلیل‌تصویر پیشرفته، نقش برجسته‌ای در مدیریت فضاهای عمومی از طریق پیشگیری موقعیت‌مدار از جرم ایفاء می‌کند.این سامانه‌ها با بهره‌گیری از فناوری‌هایی نظیر شناسایی چهره، تحلیل رفتار و احساسات، ردیابی اشخاص و اشیاء و تشخیص ناهنجاری‌‌های جمعی، از ظرفیت پیشگیری از جرائم متعددی مانند سرقت، خرابکاری، جرائم تروریستی، کودک‌ربایی، جرائم خشونت‌آمیز و...برخوردارند.این نوشتار، با تمرکز بر ابعاد فنی و تحلیل حقوقی، به بررسی ظرفیت‌های پیشگیرانه سامانه‌های نظارت‌تصویری هوش‌بنیان پرداخته و پس از تحلیل چالش‌های حقوقی آن، هریک را با رویکرد ریسک‌محورِ نخستین هنجارِ بایدی در این پهنه، یعنی قانون هوش‌مصنوعی اتحادیه اروپا مصوب2024میلادی، تطبیق می‌دهد.یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که به‌کارگیری این فناوری، ضمن کاهش فرصت‌های ارتکاب جرم، می‌تواند ابزاری مهم برای پیشگیری از جرائم به‌شمار رود؛ مشروط بر آن ‌‌که الزامات حقوقی، ساختاری و اجرایی با هدف حفاظت از کرامت انسانی و حقوق و آزادی‌های فردی و جمعی، مورد توجه نهادهای مسئول قرارگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ابعاد حقوقی تبعیض قیمتی آنلاین از منظر حقوق رقابت و حقوق حمایت از داده در نظام حقوقی اتحادیه اروپا</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106901.html</link>
      <description>مقاله حاضر به بررسی تبعیض قیمتی آنلاین مبتنی بر شخصی‌سازی الگوریتمی پرداخته و تلاش کرده است به این پرسش پاسخ دهد که آیا چنین شیوه‌ای از قیمت‌گذاری می‌تواند از منظر حقوق رقابت و حمایت از داده‌های شخصی با چالش‌های جدی مواجه شود یا خیر. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که در سال‌های اخیر، شرکت‌های فعال در فضای دیجیتال با استفاده از داده‌های رفتاری کاربران و الگوریتم‌های پیشرفته، به سمت قیمت‌گذاری فردی برای هر مشتری حرکت کرده‌اند؛ امری که نظام سنتی قیمت‌گذاری را دگرگون ساخته است.
مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهره‌گیری از مطالعات موردی، آثار اقتصادی، رفاهی و حقوقی این نوع تبعیض قیمتی را بررسی کرده و آن را در بستر ساختارهای مختلف بازار تحلیل کرده است. همچنین ابعاد حقوقی آن از منظر قواعد رقابت اتحادیه اروپا و مقررات مربوط به داده‌های شخصی تحلیل شده است.
یافته‌های تحقیق نشان داده‌اند که آثار تبعیض قیمتی الگوریتمی وابسته به ساختار بازار، میزان دسترسی به داده‌ها و شفافیت آن‌هاست. این پدیده می‌تواند هم‌زمان موجب افزایش رقابت یا تحکیم انحصار، و هم گسترش بازار یا بهره‌کشی از مصرف‌کننده شود. در نهایت، ارزیابی و تنظیم‌گری این نوع تبعیض، نیازمند رویکردی است که به‌طور هم‌زمان به کارایی، عدالت، شفافیت و حریم خصوصی توجه داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقض پذیری قراردادهای هوشمند: امکان یا امتناع؟</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106960.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی ماهیت اجرای خودکار و امکان یا امتناع نقض‌پذیری قراردادهای هوشمند، با نگاهی به رویکرد حقوقی ایران و کامن‌لا می‌پردازد. پرسش محوری این است که آیا قراردادهای هوشمند، چنان‌که ادعا شده، کاملاً خوداجراشونده و نقض‌ناپذیر هستند؟ مقاله در دو بخش مجزا ابتدا فرض اجرای قرارداد هوشمند را تحلیل کرده و ویژگی‌های خوداجراشوندگی و خودبسندگی را به‌عنوان شاخص‌های تمایز این قراردادها برمی‌شمارد. سپس با تأمل در مفهوم نقض در دو نظام حقوقی، نقض‌پذیری قراردادهای هوشمند را می‌آزماید. نویسنده در ادامه، قراردادهای هوشمند را بر مبنای کمّ و کیف این ویژگی‌ها به دو دسته‌ی «کاملاً هوشمند» و «نسبتاً هوشمند» تقسیم می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که خوداجراشوندگی تام در عمل دست‌نیافتنی است و حتی قراردادهای کاملاً هوشمند نیز تحت شرایطی خاص (نظیر باگ‌های نرم‌افزاری یا وقایع خارج‌زنجیره) ممکن است متوقف شوند. همچنین نقض‌پذیری با میزان خودبسندگی قرارداد رابطه معکوس دارد و مفهوم نقض در حقوق ایران و کامن‌لا فراتر از تخلف ارادی، مواردی چون فورس‌ماژور و مانع‌تراشی ثالث را دربرمی‌گیرد. در نهایت، مقاله بر این نکته تأکید می‌ورزد که علیرغم مزایای فناورانه، اتکای صرف به خوداجراشوندگی ایدئال‌گرایانه است و بهره‌گیری از سازوکارهای جبرانی سنتی در قبال نقض قراردادهای هوشمند ضرورت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پارادایم حکمرانی سنتی ایران و ساختار سه وجهی قدرت در دوره قاجاری (دلالت هایی برای ایران معاصر)</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_106973.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی پارادایم حکمرانی سنتی ایران با تمرکز بر دوره قاجار (عصر ناصری) می‌پردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که ساختار قدرت و حکمرانی در ایران دوره قاجار چه ویژگی‌هایی داشته و چگونه می‌توان آن را در قالب یک الگوی منسجم تحلیل کرد؟ روش پژوهش مبتنی بر تحلیل تاریخی-تطبیقی است که با بهره‌گیری از منابع اولیه و ثانویه، و با رویکردی تحلیلی-توصیفی، به بازسازی مفهومی ساختار قدرت در این دوره می‌پردازد. مقاله با بهره‌گیری از مفهوم «پارادایم»، مهم‌ترین الگوواره مسلط دوران قاجار را در سه وجه اصلی تحلیل می‌کند:
استبداد ایرانی: بر اساس نظریه‌های پاتریمونیال وبر و استبداد شرقی مارکس-ویتفوگل، شامل مؤلفه‌های زمامداری موروثی، فقدان مفهوم مصلحت عمومی، عدم تفکیک امر عمومی و خصوصی، رابطه مالکیت میان شاه و مردم، و قدرت ساختارنیافته.
تلفیق دین و سیاست: بررسی مشروعیت دوگانه، جایگاه مذهبی-سیاسی علما، مکانیسم‌های تعامل دین و سیاست، و نقش دین به‌عنوان عامل مشروعیت‌بخش.
نظام ملوک‌الطوایفی: شامل توزیع جغرافیایی قدرت، نظام سلسله‌مراتبی، اقتصاد سیاسی خاص، قدرت نظامی، مشروعیت دوگانه، و ارتباط با دول خارجی.
مواجهه این ساختار سنتی با مفاهیم جدید، تنش‌های ساختاری ایجاد کرد که زمینه‌ساز تحولات عمیقی چون انقلاب مشروطه شد. این مطالعه نشان می‌دهد برخی عناصر بنیادین این پارادایم سه‌وجهی همچنان در نظام سیاسی معاصر ایران قابل ردیابی هستند، که اهمیت شناخت این پارادایم برای درک چالش‌های حکمرانی معاصر را آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وضعیت فقهی حقوقی معاملات مشتری در بیع متضمن شرط حفظ مالکیت</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107014.html</link>
      <description>شرط حفظ مالکیت شرطی است که به موجب آن ، انتقال مالکیت مبیع ، معلق به پرداخت ثمن می شود. در خصوص ماهیت شرط مذکور اختلاف نظر وجود دارد ، برخی نویسندگان حقوقی ماهیت شرط مذکور را شرط رهن مبیع له بایع می دانند ، برخی دیگر از نویسندگان حقوقی ماهیت شرط را یک شرط تعلیقی می دانند، صرف نظر از ماهیت شرط حفظ مالکیت ، سئوالی که پاسخ به آن از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد این است که در صورتیکه مشتری پس از انعقاد بیع متضمن شرط حفظ مالکیت ، در مبیع تصرف حقوقی انجام دهد وضعیت فقهی حقوقی معاملات مذکور چیست ؟ برخی از نویسندگان معتقدند که در صورت حسن نیت انتقال گیرنده معامله انجام شده توسط مشتری صحیح است ،عده ای دیگر از نویسندگان معاملات مشتری را از مصادیق معاملات فضولی و غیرنافذ می دانند. فرضیه نویسندگان این است که چنانچه ماهیت شرط مذکور ، ترهین مبیع نزد بایع باشد ، چون مشتری بلافاصله مالک مبیع شده ، تصرفات حقوقی مشتری صحیح است ، ولی مراعی حق مرتهن ( بایع ) می باشد ، در صورت اعمال حق توسط مرتهن معاملات مشتری از همان تاریخ منفسخ می شود. در صورتی که ماهیت شرط حفظ مالکیت ، شرط تعلیقی باشد، معاملات مشتری صحیح است ولی مراعی حق بایع است ، در صورت عدم پرداخت ثمن توسط مشتری ، معاملات مشتری از تاریخ انعقاد منفسخ می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قابلیت اعمال مقررات حمایت از داده‌ها در داوری بین‌المللی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107041.html</link>
      <description>گسترش فراگیر مقررات حمایت از داده‌ها، به تأسی از مقررات عمومی حمایت از داده‌های اتحادیه اروپا (جی‌دی‌پی‌آر)، پرسش‌های مهمی درباره قابلیت اعمال این مقررات بر داوری بین‌المللی ایجاد کرده است. از یک سو، فرایند داوری مستلزم پردازش گسترده داده‌های شخصی در اسناد، مکاتبات، گزارش‌های کارشناسی، اظهارات شهود و آرای داوری است؛ در مقابل، اعمال مقررات حمایت از داده‌ها با قلمروهای مادی، شخصی و سرزمینی خاص و گاه فراسرزمینی، بر تمامی مشارکت‌کنندگان در داوری از جمله داوران، مؤسسات داوری، طرفین، وکلا، کارشناسان و ارائه‌دهندگان خدمات جانبی قابل بررسی است. با این حال، این مقررات فاقد قواعد اختصاصی برای داوری بوده و مراجع رسمی نیز اصول راهنمای روشنی در این زمینه ارائه نکرده‌اند؛ موضوعی که به شکل‌گیری دیدگاه‌های متفاوت درباره سازگاری این مقررات با ماهیت داوری انجامیده است. پژوهش حاضر با بررسی قلمروهای مادی، شخصی و سرزمینی مقررات حمایت از داده‌ها، ابتدا مفاهیم «داده شخصی»، «موضوع داده» و «پردازش» را در بستر داوری تبیین می‌کند. سپس نقش مشارکت‌کنندگان داوری را از منظر «کنترل‌گر» و «پردازش‌گر» تحلیل کرده و در نهایت، با ارزیابی آثار فراسرزمینی این مقررات، حدود امکان و چالش‌های اعمال آن‌ها بر داوری بین‌المللی را مشخص می‌سازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که حتی پردازش محدود داده‌های شخصی می‌تواند برای هر مشارکت‌کننده تعهدات قانونی مستقلی ایجاد کند و به دلیل ماهیت فراملی داوری، کل فرایند را تحت تأثیر قرار دهد. ازاین‌رو، انطباق‌پذیری مقررات حمایت از داده‌ها با داوری بین‌المللی نه تنها ممکن، بلکه در عمل اجتناب‌ناپذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش معماری پارلمان در کیفیت تعاملات سیاسی: مطالعه موردی مجلس ایران با رویکرد نظریه‌های فضایی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107043.html</link>
      <description>طراحی فضایی مجالس قانون‌گذاری صرفاً یک امر کالبدی یا زیبایی‌شناختی نیست، بلکه به‌عنوان عاملی ساختاری بر کیفیت تعاملات سیاسی، الگوی گفت‌وگو و شیوه تصمیم‌گیری اثرگذار است. در مجلس شورای اسلامی ایران، چیدمان نیم‌دایره‌ای گسسته همراه با فاصله زیاد کرسی‌ها و سلسله‌مراتب بصری، شرایطی پدید آورده که در آن «نطق‌های نمایشی» بر «گفت‌وگوهای مشورتی» غلبه یافته و این امر ضمن کاهش کارآمدی قانون‌گذاری، به تشدید شکاف‌های جناحی و کاهش همکاری میان فراکسیون‌ها منجر شده است. این پژوهش با بهره‌گیری از نظریه‌های پروکسیمیک، روان‌شناسی محیطی و Space Syntax و مطالعات تطبیقی در پارلمان‌های موفق، به این پرسش پرداخته است که چگونه ویژگی‌های کالبدی صحن علنی بر رفتار نمایندگان اثر می‌گذارد و چه الگویی می‌تواند وضعیت کنونی را اصلاح کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که افزایش فاصله فیزیکی و محدودیت میدان دید متقابل، رفتارهای نمایشی و قطبی‌سازی را تقویت می‌کند؛ درمقابل، طراحی فشرده‌تر و میدان دید گسترده‌تر، اعتماد و تعامل را افزایش می‌دهد. بررسی تطبیقی الگوهای جهانی نشان داد که مدل نعل‌اسبی بیشترین تناسب را با شرایط ایران دارد؛ زیرا ضمن ایجاد تعادل میان اجماع و تقابل، امکان تماس چشمی، تعامل میان‌فراکسیونی و پرسشگری انتقادی را تقویت می‌کند. نوآوری پژوهش در تحلیل هم‌زمان مجلس ایران با الگوهای جهانی و ارائه چارچوبی اصلاحی مبتنی بر الگوی نعل‌اسبی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استحقاق مهریه و عوامل سقوط آن؛ مطالعه تطبیقی در نظام‏های حقوقی ایران، عراق و الجزایر</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107044.html</link>
      <description>حقوق موضوعه کشورهای اسلامی بعضاً برگرفته از آموزه‏های شریعت مقدس اسلام است. این نظام حقوقی در راستای تکریم جایگاه زن، حقوقی برای زوجه در نظر گرفته‏است؛ به‌گونه‌ای که وی نه‌تنها در دوران زوجیت، بلکه در هنگام انحلال نکاح  نیز از حقوق مالی مشخصی برخوردار است. یکی از حقوق بنیادین زوجه حق بر مهر است. در حقوق ایران و نظام‌های حقوقی اسلامی نظیر عراق و الجزایر زوجه به‌محض عقد نکاح مالک مهریه تعیین‌شده، می‌شود؛ هرچند مالکیت نصف مهردر طلاق پیش از دخول به زوج برمی‏گردد، اما به هر حال حق زوجه بر مهریه محترم است و مورد حمایت قانون‏گذاران قرار دارد. پژوهش حاضر با روش تطبیقی- تحلیلی، اقسام مهریه و موارد استحقاق و سقوط آن را در سه نظام‏حقوقی ایران، عراق و الجزایر  مورد مطالعه قرار داد و مشخص شد، در سه‌نظام حقوقی موردمطالعه، موارد استحقاق یا عدم استحقاق مهریه تا حد زیادی مشابه است، با این تفاوت که درحقوق الجزایر برخلاف ایران و عراق، تعین مهر شرط صحت عقد نکاح دائم محسوب می‏شود و نقش محوری‌تری در انعقاد نکاح دارد. مقنن عراق با پیش‏بینی امکان تقویم مهریه نقدی بر مبنای قیمت طلای زمان انعقاد عقد و معادل‏سازی  آن با ارزش زمان تأدیه به‏ویژه در صورت وقوع طلاق به درخواست زوج پس از نزدیکی و همچنین با تفکیک مهر به معجل و مؤجل و پیوند دادن نقش تقصیر در انحلال زوجیت با میزان استحقاق مهریه، پیشگام تصویب مقرارتی منطبق با  عدالت مورد تاًکید شریعت اسلام شده است. این نکات مهم در نظام حقوقی ایران مغفول مانده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکرد حقوقی به بحران حوزه عمومی در ایران: واکاوی موانع ساختاری در پرتو نظریه هابرماس</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107079.html</link>
      <description>این پژوهش با اتکا بر نظریه حوزه عمومی هابرماس، به واکاوی موانع ساختاری تحقق حوزه عمومی در نظام حقوقی ایران می‌پردازد. در پاسخ به این پرسش محوری که مهم‌ترین موانع حقوقی شکل‌گیری حوزه عمومی در نظام جمهوری اسلامی ایران کدامند، یافته‌ها نشان می‌دهد غلبه «رویکرد کمال‌گرایانه» در تفسیر قانون اساسی، با محوریت «دولت راهبر» و تقدم «خیر» بر «حق»، به سه بحران درهم‌تنیده انجامیده است: بحران مشروعیت ناشی از گسست نظام حقوقی از اراده سیاسی ملت، بحران حاکمیت برآمده از استعمار زیست‌جهان توسط سیستم از طریق قضایی‌سازی گسترده و بحران گفتمان متأثر از طرد کثرت‌گرایی و نقض اصول رویه‌ای گفت‌وگوی عقلانی. این سه گانه بحرانی، حوزه عمومی را در آستانه انحلال در حوزه دولتی قرار داده و مسیر گردش قدرت از پایین به بالا را مسدود ساخته است. پژوهش حاضر با تحلیل این چالش‌های ساختاری، گذار از پارادایم کمال‌گرایانه به الگویی مبتنی بر بی‌طرفی دولت، تضمین اصول گفتمان عمومی و به رسمیت‌شناسی تکثر را به عنوان شرط ضروری احیای حوزه عمومی و بازتولید مشروعیت در نظام سیاسی ایران پیشنهاد می‌نماید. این تحقیق با روش تحلیلی-توصیفی و از طریق تحلیل محتوای کیفی متون قانونی و منابع کتابخانه‌ای انجام شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>میان‌کنش حقوق خصوصی و حقوق بین‌الملل در قرارداد انتقال فناوری‌های حساس</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107083.html</link>
      <description>قراردادهای انتقال فناوری‌های حساس، گرچه در ظاهر بخشی از حقوق خصوصی‌اند، اما در عمل در نقطه تلاقی قواعد حقوق خصوصی و الزامات حقوق بین‌الملل قرار می‌گیرند و ماهیتی میان‌رشته‌ای دارند. این مقاله با رویکردی تحلیلی‌ـ‌توصیفی، تلاش می‌کند ابعاد میان‌کنشی این قراردادها را در پرتو آزادی اراده طرفین از یک‌سو، و قواعد آمره بین‌المللی از سوی دیگر، مورد بازشناسی قرار دهد. مسئله اصلی آن است که چگونه قراردادهای انتقال فناوری‌های حساس ـ از جمله فناوری‌های دومنظوره، زیستی، فضایی و امنیتی ـ نه صرفاً بر مبنای منطق قراردادهای خصوصی، بلکه در پرتو نظم عمومی فراملی، رژیم‌های عدم اشاعه، تعهدات توسعه‌محور بین‌المللی و الزامات صلح و امنیت جهانی قابل تحلیل‌اند. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که نوع فناوری موضوع قرارداد، سطح مداخله حقوق بین‌الملل را تعیین می‌کند و قواعد عمومی قراردادها در این حوزه به‌شدت تحت تأثیر الزامات بین‌المللی، تحریم‌ها، مجوزهای صادراتی و ملاحظات امنیتی قرار می‌گیرند. بر این اساس، قرارداد انتقال فناوری حساس نه‌تنها نهادی مختلط و ترکیبی است، بلکه نقطه تلاقی منافع عمومی و خصوصی در سطح جهانی به‌شمار می‌رود. تحلیل این قراردادها مستلزم چارچوبی میان‌رشته‌ای است که بتواند تعامل پیچیده بین حقوق خصوصی، حقوق بین‌الملل و سیاست‌های عمومی را درک و تبیین نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردها و چالش‎های حقوقی سرمایه‎گذاری صندوق توسعه ملی در بخش بالادستی صنعت نفت و گاز</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107090.html</link>
      <description>صنعت نفت و گاز، به‌ویژه در بخش بالادستی، با نیازهای عظیم مالی و ریسک‌های بالایی مواجه است. از همین رو جذب سرمایه‌گذاران کلان در این حوزه از اهمیت راهبردی برخوردار است. از جمله سرمایه‌گذاران نهادی واجد ظرفیت‌های چشمگیر در این زمینه، صندوق توسعه ملی ایران است. صندوق‎های توسعه ملی نهادهایی هستند که جریان سرمایه را به سمت بخش‎های راهبردی اقتصاد ملی هدایت می‏کنند. در این راستا، صندوق‎های مزبور تلاش می‎کنند ثروت‎های ملی را که در اختیار آن‎ها است به نحوی سرمایه‎گذاری نمایند که سرمایه‎گذاران بخش خصوصی و سرمایه‏گذاران خارجی را با خود همراه سازند.
 این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی، مبانی قانونی سرمایه‌گذاری صندوق توسعه ملی ایران در بخش بالادستی صنعت نفت و گاز را از حیث انطباق با راهبردهای موثر سرمایه‏گذاری صندوق‎های توسعه ملی، تحلیل و ارزیابی می‎نماید. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که تلاش‌های تقنینی اخیر در جهت بهره‌گیری از ظرفیت‌های صندوق توسعه ملی در بخش بالادستی صنعت نفت و گاز، به دلیل محدودیت‌های موجود در صلاحیت صندوق برای سرمایه‌گذاری در این حوزه و نیز ضعف ساختارهای قراردادی پیش‌بینی‌شده در قوانین مربوطه، نتوانسته است زمینه‌های لازم برای ایفای نقش راهبردی صندوق توسعه ملی در این بخش را به‌نحو مطلوب فراهم سازد. ارتقاء جایگاه صندوق توسعه ملی از یک تأمین‌کننده‌ی مالی صرف به یک سرمایه‌گذار راهبردی در صنعت نفت و گاز، مستلزم توسعه‌ی حدود صلاحیت سرمایه‌گذاری صندوق، بازنگری در ساختارهای قراردادی موجود و نیز تنوع‌بخشی به ابزارها و شیوه‌های سرمایه‌گذاری این نهاد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کنشگری حقوقدان دانشگاهی در شرایط عدم‌تعادل نهادی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107096.html</link>
      <description>چکیده
این مقاله به بررسی کنش آموزگاران و پژوهشگران حقوق در شرایطی می‌پردازد که تعادل نهادی میان قواعد حقوقی، کارکرد نهادها و انتظارات اجتماعی دچار اختلال می‌شود. ایده مقاله این است که به‌جای ارائه توصیه‌های هنجاری یا داوری‌های اخلاقی، رویکردی تحلیلی و نهادمند اتخاذ ‌کند و نشان دهد که چگونه معنا و پیامد کنش‌های دانشگاهی با تغییر زمینه نهادی دگرگون می‌شود. در شرایط تعادل نهادی، کنش‌های آموزشی، پژوهشی و تفسیری حقوقدان دانشگاهی عمدتاً در شبکه‌ای از نهادها جذب می‌شوند و آثار عمومی محدودی دارند؛ اما در وضعیت عدم‌تعادل، همان کنش‌ها می‌توانند بار معنایی و نهادی متفاوتی پیدا کنند و به کانون داوری‌های عمومی درباره نقش این دسته از حقوقدانان، بدل شوند. مقاله با مقایسه تحلیلی این دو وضعیت به ارائه نوع شناسی الگوهای کنشگری آموزگار و پژوهشگر حقوق از کنش حرفه‌ایِ تقلیل‌یافته گرفته تا کنش تفسیری–تحلیلی، آموزش مساله‌محور، پژوهش ساختاری و کنش عمومیِ تخصص‌محور می پردازد و نشان می‌دهد که «کنش اصولی» را باید نه به‌عنوان یک الگوی رفتاری واحد، بلکه به‌مثابه نسبت میان کنش، زبان حقوق و پیامدهای نهادی آن فهم کرد. استدلال اصلی مقاله این است که ارزیابی کنشگری آموزگار و پژوهشگر حقوق بدون توجه به زمینه ای که در آن معنا می‌یابد، به داوری‌ مطلق و گمراه‌کننده می‌انجامد. مقاله در پایان تأکید می‌کند که تحلیل نهادی کنش‌های حقوقی، شرط لازم برای فهم نقش حقوقدان در نسبت با حکومت قانون، حقوق بنیادین و منافع عمومی است.
واژگان کلیدی: تعادل نهادی؛ عدم‌تعادل نهادی؛ حقوقدان دانشگاهی؛ حکومت قانون؛ آزادی علمی؛ روشنفکر عمومی</description>
    </item>
    <item>
      <title>لزوم بازنگری در معاهدات حمایت متقابل سرمایه گذاری در پرتو بحران تغییرات اقلیمی</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107107.html</link>
      <description>بحران تغییرات اقلیمی به‌عنوان یکی از جدی‌ترین چالش‌های حقوق بین‌الملل معاصر، رژیم حقوق سرمایه‌گذاری بین‌المللی را با پرسش‌های بنیادین هنجاری و نهادی مواجه ساخته است. معاهدات دوجانبه حمایت متقابل از سرمایه‌گذاری که با هدف تضمین امنیت حقوقی و ثبات مقرراتی برای سرمایه‌گذاران خارجی طراحی شده‌اند، در عمل با سیاست‌های اقلیمی دولت‌ها که ماهیتی پویا، پیش‌دستانه و مبتنی بر تنظیم‌گری تکاملی دارند، در تعارض قرار گرفته‌اند. سؤال اصلی پژوهش آن است که چگونه می‌توان در پرتو بحران اقلیمی، تعهدات ناشی از معاهدات سرمایه‌گذاری را با الزامات حقوق اقلیم سازگار کرد، بدون آن‌که امنیت حقوقی سرمایه‌گذاری به‌طور ناموجه تضعیف شود. هدف پژوهش، تحلیل ماهیت و ابعاد تعارض نظام‌مند میان این دو رژیم حقوقی و تبیین ضرورت بازنگری تفسیری، متنی و نهادی در معاهدات سرمایه‌گذاری است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل هنجاری معاهدات، بررسی رویه‌های داوری سرمایه‌گذاری و ارزیابی تحولات حقوق بین‌الملل اقلیم است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تفسیر ایستای استانداردهای حمایتی معاهدات سرمایه‌گذاری می‌تواند به تضعیف سیاست‌های اقلیمی دولت‌ها منجر شود و مشروعیت رژیم سرمایه‌گذاری را با چالش مواجه سازد. بر این اساس، پژوهش نتیجه می‌گیرد که بازنگری در منطق تفسیری و ساختاری معاهدات سرمایه‌گذاری، شرط لازم برای هم‌زیستی حقوق سرمایه‌گذاری با الزامات عدالت اقلیمی و توسعه پایدار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل امنیت تصرف بهره‌بردار در نظام حقوقی معادن ایران</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107219.html</link>
      <description>امنیت تصرف در حقوق معادن به معنای ثبات و پیش‌بینی‌پذیری حقوق اعطاشده به سرمایه‌گذار در طول چرخه عمر یک پروژه معدنی است و نقشی تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری ایفا می‌کند. در شرایط رقابت جهانی برای جذب سرمایه‌گذاری معدنی، امنیت تصرف یکی از عوامل اصلی جذابیت سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود. جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از ذخایر معدنی عظیم و به منظور جذب سرمایه‌گذاری، مجموعه‌ای از قوانین و مقررات را وضع کرده که به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر امنیت تصرف سرمایه‌گذاران در بخش معدن تأثیر می‌گذارد. پرسش اصلی اینجاست که این قوانین تا چه حد توانسته‌اند عناصر کلیدی امنیت تصرف را پوشش دهند؟ آیا این چارچوب در عمل قادر به ایجاد محیطی باثبات و پیش‌بینی‌پذیر برای سرمایه‌گذاران بوده است یا خیر؟ نتایج این پژوهش که با روش توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع کتابخانه‌ای، قوانین و مقررات مرتبط با حقوق معادن انجام شده است، نشان می‌دهد که اگرچه نظام حقوقی ایران با شناسایی پروانه‌های معدنی و تعیین مدت و حدود حقوق بهره‌برداری، در سطح تقنینی، ظرفیت ایجاد امنیت حقوقی را داراست، اما ابهام در شرایط لغو یا عدم تمدید مجوزها، گستردگی اختیارات نهادهای اداری و وابستگی بالای تحقق حقوق سرمایه‌گذار به تصمیمات اجرایی، موجب کاهش پیش‌بینی‌پذیری و ثبات حقوقی می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد که امنیت تصرف در ایران بیش از آن‌که مبتنی بر رویه‌های باثبات و قابل پیش‌بینی باشد، متأثر از نحوه تفسیر و اجرای مقررات است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی تطبیقی پیرامون الزام به اجرای عین تعهد در نظام حقوقی جدید فرانسه و ایران</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107233.html</link>
      <description>اجرای قهری عین تعهد، یکی از مهم‌ترین ضمانت‌اجراهای حقوق تعهدات به‌شمار می‌رود که به موجب آن متعهد، به اجبار قانون یا حکم دادگاه، ملزم به اجرای مفاد قرارداد می‌گردد. این نهاد حقوقی، ضمن تضمین حقوق متعهدله، بیانگر احترام به اصل وفای به عهد و اراده طرفین قرارداد است. مقاله حاضر با رویکردی تطبیقی، به بررسی مبانی، شرایط و محدودیت‌های اجرای قهری عین تعهد در دو نظام حقوقی فرانسه و ایران می‌پردازد. در حقوق فرانسه، که تحت تأثیر سنت رومی-ژرمنی قرار دارد، اجرای عینی با وجود تأکید بر آن در اصلاحات سال 2016، همچنان در موارد خاصی مانند تعذر اجرا یا عدم تناسب هزینه با فایده، قابل جایگزینی با خسارت است. در مقابل، حقوق ایران با تأسی از فقه امامیه، اصل را بر الزام به اجرای عین تعهد نهاده و تنها در صورت امتناع یا تعذر متعهد، جبران خسارت را می‌پذیرد. تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که هر دو نظام، علی‌رغم تفاوت‌های نظری و فرهنگی، در پی ایجاد تعادلی میان حفظ حقوق طلبکار و رعایت کرامت انسانی و نظم عمومی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مشروعیت کاربرد حق وتو در وضعیت‌های ناشی از نقض شدید قاعده آمره</title>
      <link>https://lawresearchmagazine.sbu.ac.ir/article_107294.html</link>
      <description>حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت از آغاز تأسیس سازمان ملل متحد همواره یکی از بحث‌برانگیزترین سازوکارهای نظام امنیت جمعی بوده است، به‌ویژه در مواردی که وضعیت‌های ناشی از نقض شدید قواعد آمره حقوق بین‌الملل در دستور کار شورا قرار می‌گیرد. مقاله حاضر با تمرکز بر این مسأله، به بررسی مشروعیت کاربرد حق وتو در چنین وضعیت‌هایی می‌پردازد. در گام نخست، با اتکا به حقوق بین‌الملل عام، رویه قضایی بین‌المللی و منطق درونی منشور ملل متحد، نشان داده می‌شود که شورای امنیت به عنوان رکن اصلی سازمان ملل متحد، همانند سایر تابعان حقوق بین‌الملل، به رعایت قواعد آمره ملتزم است و نمی‌تواند خود را فراتر از این قواعد تلقی کند. در ادامه، با رجوع به پیش‌نویس‌های کمیسیون حقوق بین‌الملل درباره مسئولیت دولت‌ها و مسئولیت سازمان‌های بین‌المللی، پیامدهای خاص نقض شدید قواعد آمره، به‌ویژه تعهد به همکاری برای پایان دادن به نقض و تعهد به منع شناسایی وضعیت‌های ناشی از آن، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که کاربرد حق وتو در مواردی که به بی‌عملی شورای امنیت در مواجهه با چنین وضعیت‌هایی می‌انجامد، با تعهد همکاری برای خاتمه دادن به نقض قواعد آمره در تعارض قرار دارد. با این حال، بی‌عملی ناشی از وتو به خودی خود به منزله شناسایی وضعیت غیرقانونی تلقی نمی‌شود و بنابراین لزوماً ناقض تعهد منع شناسایی نیست.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
