تصور انسان از شخص مزدور بسیار بد و منفی است، زیرا غالبا فردی بی اعتقاد و متخلف در ذهن تداعی می شود که حاضر است خود را به هر کس که پول بیشتری می پردازد بفروشد آنگاه تخریب و قانون شکنی کند اما همیشه چنین نبوده است و تاریخ حقوق مخاصمات مسلحانه نشان می دهد که فرا خواندن بیگانه به مقاصد نظامی مدتها روشی معمول و کاملا مقبول بوده و تا زمانی که بیداری و تحکیم احساسات ملی آن را متروک گردانیده ادامه داشته است. این پدیده همزمان با شروع حرکت های استعمارزدایی از نو پدیدار شد. در آفریقا که استفاده از مزدور شدت بی سابقه ای گرفت از این افراد علیه جنبش های آزادی بخش ملی و کشورهای نوبنیاد استفاده می شد. کشورهای اخیر نیز از آنان به خصوص در نبرد علطه حرکتهای جدایی طلبانه و یا مخالف حکومت که غالبا با آن روبرو بودند استفاه می کردند (مثلا در کومور). مزدورها به مقتضای منافع خویش غالبا در وقت مقتضی جبهه عوض می کردند (برای مثال مزدورانی که برای دولت کنگو جنگیده بودند، در سال 1967 به نوان مزدور لیه همین دولت دست به سلاح بردند). گرچه آفریقا از هر جای دیگری بیشتر از مزدوری زیان دید، ولی تنها مکان عرض اندام مزدوران نبوده است. در حال حاضر مزدوری همچنان ادامه دارد و کمتر مخاصمه ای است که در آن شاهد استفاده از این پدیده نباشیم. همزمان، شیوه های مزدوری گسترده، متنوع و در نتیجه پیچیده شده است. این وضعیت تا حدی به دلیل تمایل دولتها بوده است که دیروز زیان دیده از مزدوری و امروز خود استخدام کننده مزدورند و مزایای زیادی در این کار می بینند.