2
استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
3
دانش آموخته کارشناسی ارشد جامعه شناسی سیاسی ، دانشگاه تربیت مدرس
چکیده
دولتها به منافع ملی حیاتی شان به مثابه ابزاری برای فرار از موازین حقوق بشری توسل میجویند و در مقیاس وسیع، اقدامات خود را مشروع جلوه داده و مدعی رعایت حقوق بشر میشوند. از این رو، حقوق بشر به محور و مرکز سیاست خارجی برای حفاظت از منافع ملی تبدیل شده است. هر چند حمایت از منافع ملی حیاتی حق ذاتی دولتهاست، اما اجرای آن منوط به رعایت موازین حقوق بشر خواهد بود و با توجه به وجاهت مقدم موازین انسانی حقوق بشر، منافع ملی حیاتی تنها در پرتو هنجارهای حقوق بشر میتواند مبنایی برای مشروعیت عملکرد دولت باشد. از این رو، نقض فاحش حقوق بشر نمی تواند به وسیله ادعاهای مقدس بودن منافع ملی حیاتی به عنوان یک سپر محافظ توجیه شود. این مقاله مسائل قانونی سازگاری دو حق بنیادین و مجزا، که هر کدام نقش اساسی در بحثهای رایج در حقوق بینالملل بازی میکنند: یعنی حق دولتها بر منافع ملی حیاتی از یک طرف و حقوق بشر از طرف دیگر را مورد بررسی قرار میدهد.